یکشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۶ - ۰۷:۰۰

سمیه شرافتی: هتل همای شهر مشهد. سه‌شنبه 25 اردیبهشت ماه. از در ورودی که وارد می‌شوی موجی از جمعیت را می‌بینی که با چشمانی کم‌سو اما پرامید و با نفس‌های بریده بریده به انتظار نشسته‌اند.

پزشکان با تخصص‌های مختلف همه جمع‌اند؛ از متخصص چشم گرفته تا متخصص داخلی، پوست، ریه و... اما چیزی که در این مکان بیشتر از هر چیز دیگری برایت محسوس است نگاه نگران جانبازانی است که با گاز خردل کم‌بینا یا نا‌بینا شده‌اند،‌ بارها پیوند قرنیه شده‌اند و امروز از امیدی تازه حرف می‌زنند.

اولین کنگره جانبازان شیمیایی با آسیب‌های چشمی شدید در شهر مشهد از 25 تا 28 اردیبهشت ماه در حالی برگزار شد که مسئولان اداره بهداشت و درمان بنیاد شهید برای اولین‌بار تصمیم به اجرای طرح پایش سلامت جانبازان شیمیایی که با گاز خردل از ناحیه چشم، ریه و پوست دچار آسیب‌های شدید شده بودند گرفته‌اند؛ تصمیمی که به گفته همان مسئولان اگر 15 سال پیش گرفته می‌شد شاید خیلی بهتر بود. شاید...

دکتر عراقی‌زاده، معاون بهداشت و درمان بنیاد شهید و امور ایثار‌گران می‌گوید: «امروز برای پایش ایثارگران دو سطح تعیین شده. سطح اول سطح خدمات عام است که شامل همه جانبازان و خانواده‌های آنها می‌شود نظیر بیمه همگانی و بیمه تکمیلی و ... سطح دوم خدمات فعالانه است یعنی به جای این که جانباز هنگام بیماری به سوی پزشک بشتابد، این نظام بهداشت و درمان باشد که به صورت فعالانه به این افراد مراجعه می‌کند، سطح سلامت او را اندازه‌گیری می‌کند،‌ پرونده سلامت برایش تشکیل ‌داده و در یک برنامه منظم او را تحت معاینات مختلف قرار می‌دهد و تحت درمان زود‌هنگام قرار می‌گیرد.»

 طرح پایش سلامت به عنوان یک طرح کلی در دنیا تعریف شده و به اجرا در آمده است.

دکتر عراقی در مورد نحوه ویزیت این افراد توسط متخصصان می‌گوید: «این افراد در مجموعه‌ای جمع می‌شوند و در یک روز همه آزمایش‌های لازم و ویزیت‌های تخصصی از آنها به عمل خواهد آمد و برای آنها پرونده سلامت تشکیل خواهد شد. بعد از آن برای هر 20 نفر جانباز، پزشک سلامت که یک پزشک عمومی است تعیین خواهد شد و مداخلات لازم در طول زمان برایشان انجام خواهد شد.» به گفته وی پزشک سلامت به صورت ماهیانه از این افراد ویزیت به عمل می‌آورد و هر جا که لازم باشد پزشک بیمار را به یک متخصص ارجاع می‌دهد. در حالی که این پزشکان خود زیر نظر یک پزشک ناظر هستند.

یزدان رحیمی جانباز 70درصد از استان اصفهان، 43 ساله است. از اصفهان می‌آید. صورت همسرش آینه تمام نمای بی‌رمقی و چروکیدگی صورت اوست. 

می‌گوید: «تا به حال هشت بار پیوند قرنیه شده‌ام. به خاطر اینکه محیط زندگی‌ام به خاطر این پیوندها باید یک مکان مرطوب باشد، اما شهر من، شهر خشکی است.» از او می‌پرسم چرا تا به حال برای تغییر محل زندگی‌اش اقدامی‌نکرده،وی می‌گوید: «بنیاد شهید باید این امکان را برای ما فراهم می‌کرد ولی چون امکان تغییر مکان فراهم نشده است این پیوندها موفقیت‌آمیز نیست.»

او می‌گوید که در حالت عادی ماهیانه باید دو بار اقدام به خرید قطره اشک کند ولی به خاطر وخیم بودن وضعیت چشمش به تعداد بیشتری قطره اشک در ماه احتیاج دارد ولی قطره اشک چون خارجی است تهیه آن بدون کمک بیمه، گران است.

سید جواد موسوی، قائم مقام مرکز رسیدگی به مصدومین شیمیایی، با اشاره به اینکه از نگاه ما جانبازان هیچ محدودیتی در دریافت خدمات درمانی مورد نیازشان ندارند، می‌گوید: «در مورد مشکلات دارویی این افراد بنیاد مسئولیتی ندارد. مشکل جانبازان در تهیه دارو کاملاً باید تیتر روزنامه‌ها شود. وزارت بهداشت باید با نگاه دقیق‌تری به مشکلات دارویی این بیماران بپردازد. ما مشکلات این بیماران را به وزارت بهداشت منتقل کردیم و منتظر پاسخگویی هستیم.»

وی در ادامه می‌گوید: «جانبازان ما الان مشمول بیمه عمومی و تکمیلی هستند پس از نگاه ما مشکلات هزینه این افراد اصلاً قابل قبول نیست. اگر هم جانبازان داروی خارجی خریداری کنند با ارائه نسخه بنیاد هزینه داروها را پرداخت خواهند کرد.»

این در حالی است که خلیل روستا جانباز 60 درصد که 46 سال دارد و24 سال است که شیمیایی شده و هم از ناحیه چشم و هم گلو و ریه دچار مشکل شده می‌گوید: «درمان‌هایی که تا به حال انجام دادم همه به طور آزاد بوده و بنیاد کاری برای من نکرده. اگر هم قرار باشد از طرف بنیاد اقدامی شود، باید از هفت‌خان رستم بگذریم و آخر هم نتیجه خاصی نگیریم. طوری که ترجیح می‌دهیم درمان‌هایمان را به صورت آزاد ادامه دهیم.»

شنیدن این عبارات از زبان این جانباز شیمیایی در حالی بود که ظاهراً مسئول مرکز رسیدگی به امور مصدومین شیمیایی حاضر به هیچ‌گونه توضیح دیگری در مورد این مشکل نبود.

این بیماران در سرما و گرما خیلی از فعالیت‌ها را نمی‌توانند انجام دهند. سوختگی‌های شدید در این افراد کارهای روزمره آنها را شدیداً دچار مشکل می‌کند. اگر این بیماران توسط پزشکان مجرب تحت نظر باشند، مشکلات پوستی‌شان فقط تا حدی قابل تحمل می‌شود.

دکتر احمد مرادی متخصص پوست با بیان این جملات ادامه می‌دهد: «گاز خردل منجر به سوختگی می‌شود که این سوختگی می‌تواند درجه یک یا دو و یا درجه سه باشد. سوختگی‌های درجه یک و دو ترمیم می‌شوند ولی سوختگی درجه سه مثل خیلی از سوختگی‌های دیگر متاسفانه ترمیم نمی‌شود و بافت آن تبدیل به فیبروز می‌شود.

 وقتی هم که این اتفاق می‌افتد دیگر بافت فعالیت طبیعی خودش را ندارد یعنی تبدیل به بافتی می‌شود که عرق نمی‌کند و تحملش نسبت به گرما و سرما و عوامل محیطی خیلی کاهش می‌یابد.

وی با بیان اینکه خوشبختانه تعداد جانبازان شیمیایی مبتلا به سوختگی درجه سه کم است و چیزی حدود صد نفر هستند ولی با مشکلات فراوانی روبه‌رو هستند می‌گوید: «هر جا که عرق و گرما بیشتر است اثر تخریبی گاز خردل نیز زیادتر است مثل زیر بغل و کشاله ران. دوز گاز خردل و نزدیکی به آن تاثیر متفاوتی در سوختگی دارد.

این گاز اگر در جاهای خشک باشد و رطوبت زیادی نداشته باشد چندین روز روی خاک باقی می‌ماند. البته بر خلاف تصور عمومی اثرات ناشی از این گاز به هیچ وجه ارثی نیست و به فرزندان آینده منتقل نمی‌شود.»

علاوه بر بیماری‌های پوستی ناشی از مجاورت با گاز خردل، بیماری‌های ریوی حاصل مجاورت با گازهای شیمیایی نیز بستگی دارد به زمان مجاورت با این گازها. این گازها یک سری عوارض حاد دارند. مثلاً گاز خردل یکی از گازهای قدیمی است که چندین هزار نفر قبلاً در اثر این گاز در کشور‌های مختلفی مثل روسیه دچار عوارض آن شدند.

دکتر مهدی ملک‌نژاد فلوشیپ دانشگاه علوم پزشکی مشهد و متخصص ریه به عوارض گوارشی ناشی از مجاورت با این گاز اشاره می‌کند و می‌گوید: «عوارض گوارشی این عارضه به صورت تهوع و استفراغ هستند. همچنین تنگی تراشه ممکن است در اثر مجاورت با این گاز به وجود بیاید و غضروف‌های تراشه را دچار اختلال کند.»

وی با اشاره به اینکه بیماری‌های تنفسی در تمام دنیا چهارمین علت مرگ و میر است که اشکال مختلفی دارد، ادامه می‌دهد: «شایعترین این بیماری‌ها به شکل برونشیت مزمن است که شامل جانبازان شیمیایی هم می‌شود.

در این بیماری سیستم مژک‌های تنفسی دچار اختلال می‌شود ولی منجر به سرطان ریه نمی‌شود چون سرطان ریه شامل افرادی می‌شود که در مجاورت طولانی‌مدت با این گاز باشند. علاوه بر آن آنفیزم و فیبروز ریه و تنگی تراشه از دیگر عوارض مزمن مجاورت با این گاز هستند. ریفلاکس معده نیز در این افراد اگر مبتلا به آسم باشند در 70درصد موارد دیده می‌شود.»

 به گفته این متخصص باز‌توانی ریوی علاوه بر اینکه باید احتیاط شود تداخلات دارویی برای این افراد به وجود نیاید، باید در رأس درمان این افراد قرار گیرد چون این بیماران مشکلات همزمان دارند مثلاً بیماری که از داروهای اعصاب استفاده می‌کند، این داروها عوارض مختلفی دارند و می‌توانند منجر به اختلالات متنوعی در فرد شوند. با بالا رفتن سن تشدید می‌شوند و قابل بهبود کامل نیستند.

شرح پریشانی

«هر چروکی که بر صورت من پیداست نمایانگر هزاران درد و رنج است.»

وارد بخش روانشناسی که می‌شوی شنیدن این عبارت توجهت را به سوی مردی جلب می‌کند که صورتش خیس اشک است. عباس رنجبران 46 ساله است و از همدان می‌آید؛ با صدایی که هم خشم را در آن می‌بینی و هم بغض را.

به سالنی که از متخصصان و بیماران تقریباً پر شده است اشاره می‌کند و می‌گوید: «طی کردن این مراحل، مشکل من و خانواده‌ام را حل نمی‌کند. با پر کردن این کاغذها و پرونده‌ها هیچ دردی از من دوا نمی‌شود. من تا به حال به هیچ روانپزشکی مراجعه نکردم چون می‌دانم که بی‌فایده است.»

 روانپزشک شرح حال او را می‌پرسد: «پیش هر پزشکی که می‌روم داروهای اعصاب و خواب‌آور به من می‌دهند. فقط هم پیش پزشک عمومی می‌روم چون هیچ متخصصی به موقع به من وقت ویزیت نمی‌دهد.

متاسفانه در این جامعه دید برخی متخصصان بیشتر مادی است و کسی دلش به حال بیمار نمی‌سوزد. الان 20 سال است که خوابم وقت و وعده ندارد. مشکلات زندگی من آنقدر زیاد بوده که از تفریح کردن فقط اسم آن را شنیدم. از سونا و رستوران و ... فقط تابلوهای آنها را دیدم. همسرم حتی از من وضعیت بدتری دارد. دیسک کمر دارد و اصلاً شرایط روحی مناسبی ندارد.» اینها را می‌گوید و می‌رود.

دکتر نغمه مخبر، فلوشیپ روانپزشکی و استادیار دانشکده علوم‌پزشکی مشهد به مشکلات روحی این بیماران که تنها در نتیجه بیماری‌شان بوجود می‌آید اشاره می‌کند: «این جانبازان مشکلات جسمی خیلی شدیدی دارند و علاوه بر آن از مشکلات شدید روحی هم رنج می‌برند. مشکل آنها به خلقشان برمی‌گردد و بیشتر افسردگی‌هایی که خفیف و مزمن هستند.

 این بیماران خیلی اوقات نمی‌دانند که مشکلاتشان مربوط به این بیماری است و یا اصلاً در خیلی از موارد به پزشک هم مراجعه نمی‌کنند یا اگر هم به پزشک مراجعه کنند آنقدر مشکل خود را جابجا و مخدوش مطرح می‌کنند که ممکن است به حساب این گذاشته شود که این واکنش‌ها به خاطر بیماری جسمی کاملاً طبیعی است و نیاز به مداخله درمانی ندارد.»

وی در ادامه می‌گوید: «در درجه دوم بیمارانی هستند که از اختلال پس از سانحه رنج می‌برند و تا الان یکی دو مورد از این افراد این اختلال در آنها آنقدر شدید بود که نشان می‌داد این بیماران تا به حال هیچ‌گونه درمان صحیحی نگرفتند. درمان این بیماران اساساً روان‌درمانی است که در جامعه ما به خاطر کمبود پزشکان متخصص این درمان صورت نمی‌گیرد.»

 وی با اشاره به اینکه احساسی که بعد از جنگ به سراغ جانبازان می‌آید و اینکه گمان می‌کنند جامعه برای آنها هیچ‌گونه احترامی‌ قائل نیست به همراه مشکلات فیزیکی که دارند مشکلات عمده‌ای را در زندگی‌ آنها به وجود می‌آورد و خیلی اوقات مورد توجه قرار نمی‌گیرند، اظهار می‌کند: «اختلال استرس پس از سانحه وقتی که مزمن می‌شود درمانش خیلی سخت می‌شود.

وقتی در فاز حاد اقدام درمانی صورت گیرد حتی تا صد در صد هم هست ولی وقتی مزمن شود با اختلالات خلقی همراه شده و درمان آن خیلی سخت می‌شود ولی درصد خیلی بالایی از این افراد درمان نمی‌شوند.»

 وی در ادامه با بیان اینکه موارد بستری این افراد هم خیلی زیاد است می‌گوید: «متاسفانه سوء‌مصرف مواد در این افراد زیاد است مخصوصاً اپیوم‌ها که هم مسکن درد هستند و هم از نظر روحی اکثر این افراد برای خود‌درمانی از آن استفاده می‌کنند.

همچنین با درمان‌های ما تداخلات دارویی خیلی مشکل ایجاد می‌کند و عامل خیلی از بستری‌ها می‌تواند باشد. اقدام به خودکشی همراه با اختلالات خلقی یکی دیگر از علل بستری می‌تواند باشد تا جایی که که ما الان در بیمارستان روانپزشکی ابن‌سینای مشهد بخش جانبازان را افتتاح کردیم و 30تخت برایشان در نظر گرفتیم به این دلیل که این افراد که باید بستری و به بخش‌های عمومی‌ ارجاء داده می‌شدند.»

به گفته این روانپزشک متاسفانه مشکلات روحی این افراد در روابط بین‌فردی‌شان از جمله خانواده نیز تاثیر دارد و این موجب می‌شود درصد زیادی از خانواده‌ها و همسران این افراد دچار اختلالات عصبی و روانی شوند به علاوه اینکه نسل‌های آتی این افراد نیز دچار مشکل خواهند شد.

 قهرمانان بی‌نام

در میان این جمع، بیمار دیگری را می‌بینیم که نمی‌خواهد خودش را معرفی کند فقط می‌گوید: «چهار فرزند دارم. هر دو چشمم در اثر مجاورت با گاز خردل تقریباً بینایی خود را از دست دادند. برای درمان با پیوند قرنیه یک بار به لندن رفتم ولی نتیجه‌ای نگرفتم. الان به من می‌گویند سلولهای بنیادی چشمم از بین رفته برای همین است که پیوندم پس زده می‌شود برای همین باید مجدداً تحت عمل جراحی قرار بگیرم.»

سلول‌های بنیادی چشم سلول‌هایی هستند که توانایی ساخت ارگان چشم را دارند و نمی‌توانند در ساخت سلول دیگری مشارکت داشته باشند. این سلول‌ها را می‌توان از دهنده زنده، دهنده مرده و محیط کشت سلولی در آزمایشگاه تأمین کرد.

دکتر خسرو جدیدی جراح و فوق تخصص قرنیه و رئیس بسیج جامعه پزشکی می‌گوید: «اگر چشمی آسیب جدی ببیند تا اندازه‌ای که سلول‌های بنیادی آن از میان برود در صورت پیوند قرنیه، پیوند پس زده می‌شود. بنابراین گام اول جایگزینی سلول‌های بنیادی آسیب دیده چشم با سلول‌های سالم است.»

 این فوق تخصص قرنیه چشم که در یک طرح تحقیقاتی سلول‌های بنیادی چشم را به چند جانباز شیمیایی پیوند زده است، با تشریح روش این کار می‌گوید: «در ابتدا سلول‌های بنیادی چشم از دهنده زنده (برادر و خواهر فرد مورد پیوند) گرفته شد و به جانبازان شیمیایی که سلول‌های بنیادی چشم خود را در اثر گاز خردل از دست داده بودند، پیوند زده شد. این در حالی بود که پیوندها تا حد زیادی موفقیت‌آمیز بود.»

وی در خصوص نتایج حاصل از این پیوند در ادامه می‌گوید: «بینایی این افراد تا حدودی بازگردانده شده است و سلول‌های اپیتلیوم قرنیه آنها ترمیم شده که به این ترتیب زمینه لازم برای عمل قرنیه در این بیماران فراهم می‌شود.»

رئیس بسیج جامعه پزشکی با اشاره به نحوه تأمین سلول‌های بنیادی چشم ادامه می‌دهد: «در حال حاضر سلول از خود فرد گرفته می‌شود، در محیط آزمایشگاه کشت داده شده و پس از آن پیوند زده می‌شود. نکته مهم این است که این روش در دنیا و ایران به تازگی شروع شده و نمی‌توان با قطعیت در خصوص موفقیت این طرح اظهار نظر کرد و برای بررسی نتایج آن نیازمند زمان هستیم.»

 دکتر جدیدی با اشاره به سابقه کاربرد سلول‌های بنیادی در درمان برخی از ضایعاتی که چشم با آن مواجه شده تأکید می‌کند: «موضوع سلول‌های بنیادی به طور کلی از دهه 90میلادی آغاز شده و کشورهای مختلفی از جمله ایتالیا، در زمینه درمان برخی از ضایعات چشم با سلول‌های بنیادی فعالیت کرده‌اند اما هیچ کدام از مواردی که این کشورها کار کرده‌اند ضایعات ناشی از گاز خردل نبوده است.»

کد خبر 22445

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان