سه‌شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۶ - ۰۵:۳۴

رضا صدیق: این ترانه سراهای پرکار و این آلبوم های یک بار مصرف موسیقی پاپ ما کجا می رود؟

اوضاع ترانه روبه راه نیست. انگار هیچ ترانه ای برای ماندگار شدن ساخته نشده است. یک حس فردی است که باید خیلی عمومی شود و این اتفاق نمی افتد.

انگار دیگر کسی حرف کس دیگر را خوب نمی فهمد یا باز بهتر است بگوییم که کسان زیادی حرف کس دیگر را درک نمی کنند. حرف های مشترک خیلی کمتر شده، ظاهرا دغدغه های مشترک هم.

این از ماندگار شدن که به یک آرزو در بین تعقیب کنندگان و دست اندرکاران موسیقی و ترانه تبدیل شده. ترانه ها معمولا پاپ کورنی شده اند.

پف بیخودی دارند. خیلی هم زود، تاریخ مصرفشان تمام می شود. یک نکته اصلی اش هم به نوع آهنگ ها بر می گردد. بعضی ها که استاد سرقت آهنگ های عربی و ترکی و غربی اند و به همین دلیل، ترانه ها خوب روی ملودی جفت و جور نمی شوند. یعنی ترانه سراها این قدر توانایی ندارند.

خیلی ها که اساسا اینگونه ترانه گفتن روی ملودی آماده را چندان نمی پسندند! اما خب ترانه سراهای بزرگ وقتی این کار را کرده اند، دیگر نمی توان به راحتی از آن گذشت. اما بحث بر سر ملودی های سرقتی است؛ ملودی هایی که برای یک ادبیات دیگر ساخته شده اند و در بستری دیگر.

اصلا پا را فراتر می گذاریم و ملودی های اوریجینال آهنگسازان داخلی در سبک های ترنس و هاوس را در نظر می گیریم. باز هم موضوع کمی حاشیه دارد. این بک ها، با جمله بندی فارسی چندان متناسب نیستند.

شعرها در بستر ریتم و ملودی قرار نمی گیرند و بعد ترانه سرا مجبور است جای کلمات یا خود کلمات را عوض کند. این می شود که دیگر جمله ها سر راست نیستند و سخت به خاطر سپرده می شوند.

ضمن اینکه تندبودن ریتم باعث می شود متن هم تندتر خوانده شود و زمزمه کردنش هم برای مخاطب سخت تر می شود. تمام اینها همه درجهت ماندگارنشدن ترانه هاست. برخی از ترانه سراها، هم هستند که سعی می کنند خیلی ثقیل و با کلمات آنچنانی ترانه بگویند. جمله بندی هایشان سخت است. این دسته را هم نباید از یاد برد.

اما نکته دیگر این است که اساسا ترانه خوبی هم شنیده نمی شود؛ هرکسی دوست دارد شبیه فلان ترانه سرای مشهور قدیمی ترانه بگوید، تصویر بسازد و مخاطب را با این تصاویر به متن ترانه ببرد، اما خود او هم، پس از سال ها به اینجا رسیده، غزل گفته، مضامین جدید وارد ترانه کرده و دغدغه هایش را به ترانه آورده.

از همه مهم تر اینکه خودش بوده. خود خودش. اما بسیاری از ترانه سراها سعی می کنند شبیه آنها شوند. به همین دلیل است که تصاویر می شود همان تصاویروتشبیهات همان ها.

حتی بعضی ها، همان اصطلاحات ابداعی شاعران و ترانه سراهای دیگر را به کار می برند؛ اصطلاحاتی که شناسنامه شاعران اصلی است و بعد هم توجیه می آورند که مگر کلمات را آن شاعران ساخته اند؟

 درست است که کلمات همان ها هستند، اما نوع استفاده از آنها در مضمون مورد نظرشان و معانی جانبی آنهاست که این اصطلاحات را وارد شناسنامه یک ترانه سرا می کند مثلاً، هم شب یک کلمه عمومی است و هم نیلوفر ، ولی شب نیلوفری دیگر نمی تواند ترکیبی عمومی باشد. دیگر مختص شاعر است. یا اصطلاحاتی مثل دلریخته و دلکوک که دیگر ترکیباتی ابداعی اند.

اما ترانه سرایان جدید ما چه آورده اند؟ یکی شروع می کند به ترانه منفی گفتن و دیگران شروع می کنند به کپی! کار به جایی می رسد که حال مخاطب از شنیدن چنین ترانه ای بد می شود. سوژه ها بسیار معدود و محدودند.

حتی بعضی ها سعی می کنند وارد وادی های جدیدی شوند. مثلاً ترانه های اجتماعی چند وقتی است که بیشتر مورد توجه قرار گرفته اند اما خیلی سطحی و شعارگونه.

که مثلاً درباره موضوعاتی مثل اختلاف طبقاتی، فقر و… مدام حرف های هزاران بار گفته شده را تکرار می کنند. در این صفحه به سراغ تعدادی از ترانه سراهای مشهور و پرکار این روزهای موسیقی پاپ رفته ایم و دربارة اوضاع و احوال ترانه سرایی با آنها گپ زده ایم.

بدیهی است که این مجموعه به هیچ وجه شامل تنها فعالان عرصة ترانه نمی شود و جای خیلی  ها تویش خالی است. امیدواریم در آینده آنها هم وارد این بحث شوند و جریان را نقد کنند. از طرفی برای پیدا کردن قضاوتی عادلانه نسبت به اوضاع باید نظر مصرف کنندگان بازار و شنوندگان این ترانه ها و همین طور تهیه کنندگان آلبوم های موسیقی را هم پرسید.

منتظر گزارش، از این بخش بازار هم باشید. شاید این طوری بتوانیم نگاه دقیق تری به حوزة ترانه که جزو تاثیرگذارترین محصولات فرهنگی است داشته باشیم. منتظر باشید و فعلا نظر ترانه سراها را بخوانید. 

محمد صالح علا

از قدیمی های عرصة ترانه است، هر چند ترانه سرایی تنها تخصص اش نیست. او برنامه ساز، نمایشنامه نویس، بازیگر و کارگردان هم هست. همه او را می شناسند و نیازی به تکرار مکررات نیست.

  • شما چه کسی را ترانه سرای حرفه ای می دانید؟

ببینید، من کسانی را می شناسم که از ترانه سرایی درآمد کسب می کنند و زندگی را می چرخانند. خیلی هم به آنها خوش می گذرد و درآمد زیادی هم دارند. اما بعد از اینکه آثارشان را داوری می کنی، می بینی که آنها ترانه نمی گویند و کارشان در حوزه زیباشناسی نیست و تأثیری هم ندارد.

من آنها را ترانه سرا نمی دانم. به نظرم ترانه سراهایی که موجه هستند و آثار ماندگاری دارند و در این حوزه درجه یک هستند، کارهای دیگری می کنند، ترجمه می کنند، نمایشنامه می نویسند، فیلم می سازند، روزنامه نگارند یا... من واقعا ترانه سرایی که در حوزه جمال شناختی کار بکند و شغلش هم باشد و کارهای ماندگار هم داشته باشد، نمی شناسم.

  • مشکل ترانة امروز کجاست که مردم کمتر با آن ارتباط برقرار می کنند؟

به نظر من مشکل بزرگ شاعران و ترانه سرایان نسل جدید، این است که همه شبیه هم می گویند. یعنی اگر اسمشان را از پای اثرشان برداری معلوم نیست این اثر از آن کیست.

مشکل دیگر این است که تقلید خیلی زیاد شده؛ یعنی کلمات را جابه جا می کنند و می شود یک اثر جدید؛ یعنی انگار مد شده که نانشان را به کرة دیگران بمالند و بخورند. این نشانگر این مسئله است که نوگرایی درحال حاضر در ترانه ازبین رفته است.

  • پیش بینی تان درباره آینده ترانه ایران چیست؟

اگر به دوره طلایی ترانه سرایی در ایران نگاه کنیم، دورانی است که خوانندگان درجه یک وجود داشتند، آهنگسازان درجه یک وجود داشتند، ترانه سرایان درجه یک وجود داشتند، تنظیم کننده و نوازندگان درجه یک وجود داشتند؛ یعنی همه اینها باهم موجود بود.

ما الان فرهاد داریم؟ واروژان داریم؟ اگر هست ما می توانیم انتظار داشته باشیم که ترانه سراهایی مثل بزرگان ترانه مان هم رشد کنند و به وجود بیایند و اگر نیست باید چه کار کرد؟

من خودم ترانه هایی دارم که دوستشان دارم.به چه آهنگساز و خواننده ای بدهم که کار کند؟ یعنی دیگر همچین جمع ها و آدم هایی نیستند. به همین خاطر، من از آینده ترانه هیچ اطلاعی ندارم و از نظرم مه آلوده است و حالت اثیری خاصی دارد.

  • یعنی از ترانه امروز ناامید شده اید؟

به جرأت می گویم زمانی بود که ترانه تأثیرش از غزلیات حافظ و شاهنامه فردوسی و اشعار سعدی بیشتر بود. متأسفانه آنهایی که مسئولیت این امر را عهده دار هستند، ترانه را دست کم گرفته اند.

من قصد نق زدن ندارم، اما باید اینجا بگویم که امروز با دیدن وضع حاضر، خیلی احساس پرشکستگی می کنم. من امروز یک ترانه سرای پرشکسته هستم، پرشکسته؛ یعنی بالی برای پریدن ندارم.

افشین یداللهی

با خیلی از خوانندگان مطرح پاپ همکاری کرده و در کارهایش ترانه های خوبی هم دیده می شود. آخرین همکاری او با عصار و در قطعة هویت بوده که با واکنش های متفاوتی همراه شده است.

  • می گویند ترانه سرای حرفه ای، کسی است که از ترانه گفتن پول در بیاورد. شما با این حرف موافق اید؟

ترانه سرا تا توانایی دریافت پول را نداشته باشد، حرفه ای محسوب نمی شود زیرا شما باید به جایگاهی برسید که دیگران حاضر باشند به هر دلیلی بابت ترانة شما پول بدهند. تا شما پولی از این راه دریافت نکرده باشید، آماتور هستید و وارد فضای حرفه ای نشده اید.

  • شما خودتان حاضرید به خاطر پول، ترانه ای بگویید که اعتقادی به آن ندارید؟

در شرایط خاص احتمالا اینگونه ترانه را نمی گویم. البته بستگی به موقعیت دارد. الان می گویم نه، اما ممکن است یکی از نزدیکان در حال مرگ باشد و به پول این ترانه نیاز داشته باشد. پس در چنین شرایطی این حرف ممکن است شعار باشد، اما تاکنون شرایطی پیش آمده و این کار را نکرده ام.

  • شما به چه ترانه ای می گویید ترانه خوب؟

نمی توان تعریف مشخصی داشت. اما اگر ترانه به هدف خود (که ممکن است مصرفی بودن باشد) پایبند و متعهد باشد و مسلما از چارچوب قوی و شسته رفته ای برخوردار باشد، ترانة خوبی است.

  • چرا بیشتر کارهایی که این روزها توی موسیقی خودمان می شنویم، ترانه هایش سطحی اند؟

کارهایی که مجوز گرفته و بیرون آمده اند، نشان توان ترانة ما نیست. منظورم از ترانه، کلام روی ورق است که در این زمینه، از گذشته خیلی قوی تر شده ایم و پیشرفت کرده ایم.

چون اقتصاد موسیقی ما پررونق نیست، همه می خواهند مانند بسازبفروش ها با کمترین هزینه آلبوم را تمام کنند که به همان میزان کارها ضعیف و سطحی هستند و همه چیز دست به دست هم می دهد تا کارهای سطح پایین، وارد بازار بشوند.

  • شما به آیندة ترانه خوش بین اید؟

بله، چون موسیقی را نمی شود از زندگی مردم حذف کرد، من خوش بین هستم. الان شاید وضعیت حال حاضر مساعد نباشد. اما پرمخاطب ترین اثر ادبی، ترانه است و خیلی نمی شود مطمئن بود که به شرایط مساعد نمی رسیم. در نـهـــایـت مــی تــوانـیم امیدوار باشیم. 

نیلوفر لاری پور

اسمش با آلبوم مسافر بر سر زبان ها افتاد؛ یعنی از همان اوایل احیای موسیقی پاپ در کشور. او سختگیرتر از خیلی از همکارانش، خیلی به کارنامه اش اهمیت می دهد.

  • ترانه سرای حرفه ای بودن یعنی پول گرفتن در ازای ترانه؟

من خودم تا پول نگیرم ترانه را تحویل نمی دهم. ترانه سرا باید به مقامی رسیده باشد و آن قدر اسمش قیمت داشته باشد که کسی پولش را نخورد و بتواند پولش را بگیرد. ترانه سرا باید شغلش ترانه سرایی باشد، یعنی از این راه پول در بیاورد. خود من از پول ترانه اجاره خانه می دهم، مانتو می خرم و رستوران می روم.

حرفه ای بودن در هر کاری این است که شما پول بگیرید. در حال حاضر، ترانه سرایی یک مافیا دارد که شاید خود من هم جزوش باشم؛ نه اینکه بد باشد نه. یک جریان هستیم که باید با هم باشیم و با هم پیش برویم. فرضا ممکن است شخص جدید را هم از میدان بیرون کنیم.

  • اینکه آدم در ازای ترانه هایش پول بگیرد، باعث نمی شود کارش به ابتذال کشیده شود؟

ببینید، من بعضی مواقع، 6 ماه کار نکرده ام زیرا قیمت کارهایم بالاست و علتش این است که با هرکس کار نکرده ام و هر کلامی هم نگفته ام. خب اگر این روند ادامه پیدا کند، باعث می شود از کلامی استفاده کنم که راضی نیستم. اما می گویم اسم من را پای آن کار نزنند زیرا به پولش نیاز دارم. وقتی کار خوب خواهان ندارد، مجبور می شوی برای امرار معاش با اسم مستعار کارکنی یا به قول دیگر اگر مجبور باشم این کار را بکنم، آقای گزارشگری را پیدا می کنم و می گویم مجبور بودم چون پول اجاره خانه ام عقب افتاده بود.

  • شما به چه ترانه ای می گویید ترانه ضعیف؟

ترانه ای که غلط باشد و تصویر شاعرانه نداشته باشد، به نظر من ترانه ای ضعیف است.

  • چرا مردم، ترانه های این روز و روزگار را زیر لب زمزمه نمی کنند؟

وقتی کار خوبی بیرون می آید(یعنی می گیرد و مردم استقبال می کنند) بقیه به جای دقت در محتوا و قدرت کار، فقط آن را کپی می کنند. من در زمینة کلام، به خودم بالاترین نمره را می دهم و از خودم راضی هستم، اما به غیر چند کاری که وارد بازار شده، خودم راغب نیستم کارهای اجرا شده ام را برای بار دوم گوش بدهم.

  • و پیش بینی تان دربارة آینده موسیقی تان؟

(با خنده می گوید) به خدا من از یک ساعت بعد خودم هم خبر ندارم، چه برسد به آیندة موسیقی. اما اگر وضعیت همین طوری که الان هست پیش برود، فاجعه است و این اوضاع بیشتر به ضعف ملودی و کسانی برمی گردد که منبع مالی موسیقی ما هستند.

شاهکار بینش پژوه

هم شاعر است، هم آهنگساز و هم خواننده؛ علاوه بر 3 آلبومی که منتشر کرده، ترانه های زیادی هم برای علیرضا عصار سروده و به نوعی زوج او در این سال ها بوده است.

  • نظر شما دربارة ترانه سرای حرفه ای چیست؟

حرفه ای در حیطه ادبیات و بسیاری از هنرهای دیگر، گاهی معنای عکس دارد؛ یعنی کسی که از طریق ترانه امرارمعاش نمی کند حرفه ای محسوب می شود. درواقع حرفه ای بودن یک ترانه سرا در سابقه اجرایی و هنری آن آدم است.

  • نظرتان درباره امرارمعاش از راه ترانه سرایی چیست؟

به این سؤال شما به ناگزیر با احتیاط بیشتری پاسخ خواهم داد زیرا بسیاری از ترانه سراها از این راه امرارمعاش می کنند اما با احترام به کلیه این دوستان، من معتقدم که امرارمعاش از این طریق به ناگزیر روزگاری به ابتذال خواهد کشید.

  • وضعیت ترانه امروز، به نظر شما، راضی کننده هست یا نه؟

وضعیت امروز، من را خوشحال نمی کند زیرا موسیقی و ترانة ما، موسیقی و ترانة سانسورزده ای است. نقد و بررسی موسیقی و شعر سانسور شده نقد درستی نخواهد بود. از این جهت که از تمام پتانسیل های هنرمندانه استفاده نشده و بخش بزرگی از آنها در پستوی خانه ها پنهان است. ما در شرایطی می توانیم به نقد بپردازیم که داده ها، داده های کافی باشند، نه تنها آنچه اجازة انتشار می گیرد.

  • به آیندة ترانه خوش بین اید؟

من خوش بین نیستم و طی 6 ماه اخیر، امیدم از نصف هم کمتر شده است. گمان می کنم همه چیز به سیاست گذاری های فرهنگی بستگی دارد. ما تا پیش از این در جای خود فرو می رفتیم ولی امروز پسرفت می کنیم.

یغما گلرویی

نام او را خیلی شنیده اید؛ این وری و آن وری. یغما به هر کسی که از او ترانه بخواهد، نه نمی گوید و معمولا هم از اجرای ترانه هایش راضی نیست. او البته هواداران ویژه ای هم دارد.

  • ترانه سرا باید حتما وزن و عروض بلد باشد؟

نه، ترانه سرایی به نظر من فرمول خاصی ندارد، اگر ترانه سرا موسیقی و وزن و عروض بداند خوب است اما خود من وزن و عروض بلد نیستم. یعنی اگر بپرسند فلان ترانه را روی چه وزنی گفته ای نمی دانم و نیازی هم به دانستنش نمی بینم.

  • شما شغلتان ترانه سرایی است؟

همسایه ها از من می پرسند شغلت چیست و چرا همیشه خانه ای؟ وقتی می گویم ترانه سرا و مترجم هستم، تحسین می کنند و بعد می گویند: موفق باشید، خب شغل اصلی تان چیست؟

  • فکر نمی کنید وقتی آدم، شغلش بشود ترانه سرایی به ترانه اش لطمه بخورد؟

راستش را بخواهید، من اگر روزی به مشکل مالی برخورد کنم، برخلاف چیزی که اعتقاد دارم هیچ وقت نمی نویسم. در چنین شرایطی مطمئن باشید مسافرکشی می کنم. به نظر من وقتی ابتذال رخ می دهد که ترانه سرا برخلاف جهان بینی و اعتقادش عمل کند و بنویسد.

  • وقتی می گویند یک ترانه مبتذل است، یعنی چه؟ یعنی کلامش مبتذل است؟

نه، خالتور در کلام اتفاق نمی افتد، در موسیقی شکل می گیرد. ما کلام خالتور نداریم. به نظر من هیچ چیز در هنر مبتذل نیست و نمی توان به آن مبتذل گفت.

  • حال و روز ترانة امروز چطور است به نظر شما؟ شما از این اوضاع راضی هستید؟

من صددرصد از وضع حاضر ناراضی هستم و متأسفم. اگر ترانه را بخواهیم با کارهایی که اجرا شده و در بازار موسیقی است بسنجیم، افتضاح است. در شرایط حاضر کارهای خوب، به دلایل واهی و بی دلیل وارد بازار نمی شوند و برعکس، کسی با کارهای خالتور و مصرفی کاری ندارد.

خیلی از آلبوم هایی که از کارهای من منتشر شده، هنوز خود من گوششان نداده ام، چون درونشان هیچ اتفاق خاصی نیفتاده است. بیشتر می گذارم در آرشیوم تا بعد مرگم کارنامه ای از کارهایم موجود باشد، همین.

  • آینده چطور؟ آینده روشن است؟

آیندة روشنی نمی بینم و به قول دیگر آینده را افتضاح می بینم. چون به غیر مسائل مدیریتی و مجوزی موسیقی امروز ما که وضعیت نابه سامانی دارد، سلیقة چند نفرتهیه کننده در لاله زار، دارد کل موسیقی ما را هدایت می کند.

تمام هدف ها عوض شده است و اعتقادی وجود ندارد. تنها پول حرف اول و آخر را می زند و این تأسف بار است.

کد خبر 21457

برچسب‌ها