همشهری آنلاین- سید ابوالحسن مختاباد: آغاز: چند روز مانده به ایام نوروز و نیز در روزهای نوروز دو رخداد نسبتا مهم در عرصه موسیقی رخ داد. اول برگزیده شدن ،محمد معتمدی به عنوان خواننده برگزیده در بخش ورد میوزیک رادیو فرانسه و دیگری کسب مقام نخست برای گروه موسیقی نسیم طرب در جشنواره موقام کشور آذربایجان در میان بیش از ده کشور دیگر.

میانه: هر دوی این رخدادها برای موسیقی ایران افتخاری است، هر چند توسط دو گروه و چهره از نسل تازه و نوی موسیقی ایران به دست آمده باشد.

more معتمدی از جایزه ورد میوزیک رادیو فرانسه گفت

more

 گروه نسیم طرب برنده نخست جشواره موقام کشور آذربایجان

آنهایی که در حیطه موسیقی سنتی و کلاسیک ایرانی غور و تعمقی کرده‌­اند، تلاش‌­های سفت و سخت محمد معتمدی و کارهای ارزنده­‌اش با استاد محمدرضا لطفی و برخی دیگر از کارهایش، از جمله گاهی سه­‌گاهی به آهنگسازی پویا سرایی، موزیسین و پژوهشگر خوشفکر ،و یا اجرای او با ارکستر ملی را تعقیب کرده­‌اند و او را از جمله چهره­‌های موفق در موسیقی آوازی ایران در چند سال اخیر می‌­دانند. همچنانکه در گروه«نسیم طرب» جوانانی گرد آمده­‌اند که برخی از آنها چه از نظر ذوق آهنگسازی و چه در حس موسیقایی و موزیکالیته کم از بسیاری از بزرگان گذشته و حال ندارند. شخص نگارنده معتقد است، چهره­‌ای همانند احسان ذبیحی­‌فر،اگر در سال­‌های اوج موسیقی سنتی (دهه شصت و هفتاد) کارهایش را عرضه می­‌کرد، چیزی از بسیاری از بزرگان آن دوره کم نداشت. بروید یکی از نخستین کارهای او با عنوان «سایه روشن مهتابـ» را بشنوید و یا برخی آهنگ‌هایش در مجموعه سرخانه را ، تا به گفته­‌های من پی ببرید.

البته در نسل کنونی و تازه هستند نوازندگان و آهنگسازانی که چه در ذوق موسیقایی و چه از نظر دانش ادبی و ردیفی سرتر از بسیاری از نام­‌آوران گذشته و  کنونی­‌اند. نمونه بسیار شاخصش بهداد بابایی، ردیف­دان و نوازنده چیره دست سه‌­تار است که به گمانم درک و دریافت و نگاه تطبیقی و انتقادی که  او به تمامی روایت­های موجود از ردیف دارد، تقریبا  در کمتر کسی می‌­توان سراغ کرد و یا حداقل نگارنده در کمتر کسی از اهل موسیقی دیده است که چنین نگاه مقایسه‌­ای و تطبیقی با بیان جزییات به روایت‌های مختلف از ردیف را، چنین طبقه­ بندی شده و مرتب در ذهن داشته باشد. جدای از این که او در نوازندگی سه­ تار صاحب سبک و شیوه­ای خاص و منحصر به خود است که تقریبا تقلید­ناپذیر است، بماند که دانش او در زمینه درک شعر و ادبیات نو و کهن هم قابل مقایسه با بسیاری از اهل موسیقی نیست. از این گونه جوانان کم نیستند، اما متاسفانه نسل گذشته به جای آنکه فضیلت­ های این افراد را ببیند و به تشویق آنها بپردازد، حتی سنگ هم جلوی آنها می‌­اندازد. البته شاید در پسله و پستو و نشست­‌های محفلی چیزی بگویند اما از رسانه­‌ای کردن همان اندازه تعریف هم خودداری می­‌کنند.

انجام: در همین مدتی که این دو اتقاق مهم در حوزه موسیقی کلاسیک ایرانی افتاد، تقریبا نگارنده در جایی نخوانده است که یک اهل موسیقی به آنها تبریکی بگوید. سایت خانه موسیقی حتی خبر این دو موفقیت را انتشار نداد، در حالی که یکی از اصول اخلاق حرفه‌­ای یک رسانه بی­طرف، انعکاس اخبار است. پرسش این است که آیا این دو توفیق به اندازه برگزاری یک کنسرت درجه سه از یک هنرمند گمنام  و یا درگذشت قوم و خویش یک موزیسین اهمیت ندارد که در سایت بازتاب یابد؟ اگر یک عضو موثر خانه موسیقی به چنین توفیقی دست می­‌یافت، همین برخورد سرد و بی اعتنا با او صورت می­‌گرفت؟

 تنها استاد حسین علیزاده به آقای معتمدی تبریکی گفت. همچنانکه ایشان تنها کسی بود که وقتی استاد شهرام ناظری جایزه شوالیه را از فرانسه دریافت کرد، به او تبریک گفت. به نظر می­‌رسد این گونه بخل ورزیدن­‌ها به توفیق‌­های دیگران در میان اهل موسیقی سابقه‌­ای طولانی دارد. استاد محمد موسوی برایم تعریف می­‌کردند که وقتی برای امتحان نی به رادیو رفتم ،آقای تجویدی از من امتحان گرفتند و سپس گفتند که شما خیلی خوب نی می­زنی،اما تا زمانی که کسایی زنده است ما نیازی به نی‌­زن دیگری نداریم. یا مرحوم بدیع‌­زاده در خاطراتش که توسط آقای میرعلینقی تنظیم و منتشر شده، ضمن نکوهش حسادت اهل موسیقی نسبت به یکدیکر مثال جالبی زد که اشاره به آن خالی از لطف نیست. ایشان می­‌گفتند «مثلا من و آقای کسایی جایی نشستیم و هر دو از آقای بنان بدگویی می­‌کنیم، بعد می­‌رویم پیش بنان و هر سه تا از آقای تجویدی بد می­‌گوییم و بعد سه‌­تایی می­رویم پیش تجویدی و هر چهار تا از آقای یاحقی بد می­‌گوییم و الخ» از زمانی که مرحوم بدیع­‌زاده این نکات را گفته است، بیش از 50 سال می­‌گذرد اما، از قرار در همچنان بر همان پاشنه‌­ای می­چرخد که در همان سالها می‌­چرخید  و به قول حکیم فردوسی : نه بر مرده، بر زنده باید گریست.

کد خبر 208992

برچسب‌ها