پریوش نوری * تقویم را ورق می‌زنم؛ از بهار سرسبز می‌گذرم و تابستان گرم را پشت‌سر می‌گذارم تا به پاییز زیبا و پرنقش‌ونگار برسم اما ناگهان آذرماه به‌نیمه‌نرسیده زمستان را حاکم تقویم می‌بینم؛ زمستانی سرد و ماندگار که انگار قصد رفتن ندارد؛ زمستان سرد و جانسوزی که از 15آذرماه سال84 حاکم بر زندگی‌ شد؛ زمستانی که در برابر آن، گرمای تابستان به انجماد رسید و سرسبزی بهار زندگی ناگهان رنگ باخت.

کربلایی احمد

در دوره ما و در عصر اطلاعات، خبرنگاران همیشه حضور دارند؛ هرچند این حضور در پس خبرها، گزارش‌ها، تصاویر و عکس‌ها مستتر است و شاید کمتر به چشم بیاید. از 15آذر سخن می‌گویم که در آن خبرنگاران تبدیل به خبر شدند؛ آن هم به ژورنالیستی‌ترین شیوه ممکن؛ خبری که خوانندگان، بینندگان و شنوندگان را به‌خوبی با ارزش‌های خبری آشنا کرد و عناصر شهرت، ‌دربرگیری، مجاورت، برخورد و... را در دل خود جای داد. هرچند کلیت خبر، عنصر و ارزش خبری استثنا را نداشت (چون دیرزمانی است که مردم به سقوط هواپیماها عادت کرده‌اند) اما دیگر عناصر و ارزش‌های خبری در این رویداد، پررنگ بود.

دربرگیری: این خبر به‌دلیل حضور و انس مردم جامعه با خبرنگاران همه را در بر می‌گرفت.

مجاورت: در همسایگی ما در همین تهران بزرگ هواپیمای غول‌پیکری به یک ساختمان مسکونی برخورد کرد و این بخش از خبر ارزش‌های خبری مجاورت، برخورد و حتی تا حدودی استثنا را در دل خود جای داد چون هواپیماهای دیگر فقط سقوط کرده بودند اما این یکی ضمن کشتن مسافران خود، عده‌ای را هم خانه‌خراب کرد. و بدین‌سان هفت سال گذشت؛ هفت سال بدون بهار، بدون تابستان و بدون پاییز؛ هفت سال سراسر زمستان؛ هفت سال خالی از حرارت بودن، خالی از شور زندگی و هفت سال... .

در هفت سال گذشته معلوم نشد که چرا این حادثه‌ شوم زندگی‌ها را به‌هم‌ریخت و غم‌ را ساکن خانه و کاشانه‌ و قلب کودکان کرد. هفت سال گذشت و حتی به خانواده‌ها گفته نشد که دلیل سقوط چه بود. امسال نیز به همت مسئولان ارتش و رسانه‌ها و همزمان با ‌ماه محرم و تاسوعا و عاشورای حسینی مثل سال‌های گذشته و البته شاید باشکوه‌تر از گذشته مراسم گرامیداشت یاد شهدای رسانه در قطعه‌50 بهشت‌زهرا برگزار شد. در این مراسم کارکنان ارتش، اهالی رسانه و خانواده‌های خبرنگاران شهید در کنار دوستان و همکاران یا شاید بهتر بگویم همرزمان خبری گرد هم آمدند تا با نثار گل و گلاب بر سنگ‌های سرد مزار پاک همکاران و همرزمان خود و رها‌کردن 104کبوتر، یاد شهدای رسانه را زنده نگه دارند. و در میان همهمه و شلوغی مراسم باشکوه امسال که مداحی، سینه‌زنی و زنجیززنی هم برقرار بود، دلتنگی نبودن و ندیدن پدر هم بود.

اما در چشمانی که در این روز شاید با روزهای دیگر چندان تفاوتی نداشت امید را می‌شد به‌وضوح دید چراکه دیدن و درک‌کردن مکان و مقام این شهیدان، خانواده‌های آنان را دلگرم‌تر از گذشته با شخصیت ازدست‌رفتگان آشنا می‌کرد و در پاره‌ای از اوقات لبخند تلخ آنان حاکی از رضایت بود؛ رضایتی به‌خاطر حق‌شناسی و تقدیر از شهدای رسانه.اما چشمان نگران و غمگین دختران و پسران کم‌سن‌وسالی که به‌دنبال نشانه‌ای از دوستان، اقوام و فامیل می‌گشتند همه حاکی از دلتنگی بود.

* همسر شهید محمد کربلایی‌احمد؛
خبرنگار و عکاس روزنامه همشهری

کد خبر 193336

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار