گروه حوادث: یک زن و دو محافظش که با در اختیار داشتن عتیقه‌های 2800ساله قصد فروش آنها را داشتند، پیش از انجام معامله چهار میلیارد تومانی در دام مأموران گرفتار شدند.

 چندی پیش مأموران معاونت، منابع مخبرین و عملیات یگان حفاظت میراث فرهنگی استان تهران باخبر شدند که اعضای باندی با انتقال یک محموله عتیقه به پایتخت، قصد فروش آن را دارند. بررسی‌ها نشان می‌داد که سردسته این باند زن میانسالی است که محموله عتیقه را از یکی از شهرهای شمالی به تهران قاچاق کرده و قصد فروش آن - به مبلغ چهار میلیارد تومان - را دارد.

به دستور سرهنگ ابوالفضل سلیمانی، سرپرست یگان حفاظت میراث فرهنگی کشور، تحقیقات برای شناسایی این باند آغاز شد و مأموران متوجه شدند که زن میانسال قرار است ظهر یکشنبه 25تیرماه، به دیدن یکی از مشتریانش در مرکز شهر برود. مأموران محل قرار را زیرنظر گرفتند و زمانی که زن میانسال همراه دو مرد در آنجا حاضر شده بود، آنها را دستگیر کردند. با کشف 21قلم شیء عتیقه از داخل کیف و محل زندگی سردسته باند، تمامی این اشیا برای تعیین قدمت در اختیار سازمان میراث فرهنگی قرار گرفتند. بررسی‌ها نشان داد این اشیا که شامل کوزه با آبریز، تنگ سفالی، دستبند مفرغی و حلقه‌های فلزی، دشنه مفرغی و پیه سوز هستند همگی از جنس سفال و فلز بوده و از قبور آریایی در فلات مرکزی ایران استخراج شده‌اند. کارشناسان همچنین گفتند که اشیای کشف شده مربوط به عصر آهن در فلات مرکزی ایران است و به هزاره اول قبل از میلاد برمی‌گردد.

طلسم دروغین

با دستگیری اعضای این باند، بازجویی از آنها آغاز شد. زن 52ساله به مأموران گفت: در حدود دو‌ماه پیش به یکی از استان‌های شمال کشور سفر کردم که در آنجا پیرمردی را دیدم. وی با در اختیار داشتن این عتیقه‌ها مدعی شد که آنها را در حفاری به‌دست آورده و این اشیا ارزش میلیاردی دارند. من هم وسوسه شدم و همه 21قلم شیء عتیقه را به قیمت دو میلیون و پانصد هزار تومان از وی خریدم. بعد از خرید به تهران برگشتم و در جست وجوی خریدار بودم تا اشیا را بفروشم. چند نفر که در این کار خبره بودند مدعی شدند که اگر اشیا اصل باشند می‌توانم همه آنها را چهار میلیارد تومان بفروشم اما زمانی که برای دیدن یک مشتری به محل قرار رفته بودم، دستگیر شدم.

ادعای این زن در حالی بیان می‌شد که مأموران با شناسایی خریدار عتیقه‌ها به حقیقت دیگری دست یافتند. آنها متوجه شدند که زن میانسال برای فریب مشتریانش به آنها می‌گفته که این عتیقه‌ها توسط شخصی از یک موزه به سرقت رفته و در اختیار وی قرار گرفته و به همین دلیل در اصل بودن آنها هیچ شکی نیست. وی همچنین ادعا می‌کرد که برای این عتیقه‌ها طلسمی وجود دارد و اگر کسی آنها را بدون استفاده از دستکش به‌دست بگیرد، گرفتار این طلسم شده و با نفوذ مواد سمی به دستش، خواهد مرد.

استخدام دو محافظ

ماموران در ادامه متوجه شدند که دو مردی که همراه این زن بودند، نقش محافظ وی را بر عهده داشتند. آنها از سوی سردسته باند اجیر شده بودند تا در هنگام انجام معامله از او محافظت کنند و نگذارند وی فریب مشتریان فریبکار را بخورد.قاضی علیرضا باقری، بازپرس شعبه 16دادسرای ناحیه پنج با اعلام این خبر گفت: این زن و دو محافظش بعد از بازجویی با قرار قانونی راهی زندان شدند و تحقیقات تکمیلی از آنها ادامه دارد.

از آشنایی در کمپ تا فروش عتیقه

یکی از محافظان سردسته باند مرد 33ساله‌ای است که می‌گوید در ازای محافظت از زن میانسال قرار بوده پول خوبی گیرش بیاید. او در گفت‌وگو با همشهری از آشنایی‌اش با متهم اصلی پرونده می‌گوید.

  • چطور شد که وارد این باند شدی؟

من به واسطه آشنایی قبلی با سردسته باند قبول کردم که محافظش شوم. او از من خواست که همراهش بروم و راننده‌اش باشم و قرارمان این بود که در قبال انجام این کارها پولی به من پرداخت کند.

  • چقدر قرار بود به شما پرداخت کند؟

مبلغ را تعیین نکرده بود. فقط وعده داده بود که بعد از انجام معامله سهم من و دوستم را بپردازد.

  • محافظ دیگر دوستت است؟

بله. او دوست و بچه محل من است و سال‌هاست که همدیگر را می‌شناسیم.

  • او چگونه وارد باند شد؟

من سال‌ها بود که به مواد‌مخدر اعتیاد داشتم. درست از 12سالگی. هروئین، حشیش، قرص اکس، شیشه و کراک مصرف می‌کردم اما سه سال پیش بعد از تولد فرزندم تصمیم گرفتم که ترک کنم و به کمپ رفتم و خوشبختانه موفق به ترک شدم. با زن میانسال در کمپ ترک اعتیاد آشنا شدم. او به معتادان کمک می‌کرد و آنها را به مرکز ترک اعتیاد معرفی می‌کرد تا ترک کنند.

تا اینکه چندوقت پیش به من گفت که یک محموله عتیقه دارد که اگر بتواند مشتری خوبی برایش پیدا کند زندگی‌اش دگرگون می‌شود. بعد از من خواست که همراهش بروم. می‌گفت قرار است نزد یک کارشناس برود تا ببیند عتیقه‌ها اصل هستند یا نه. چون به یک محافظ دیگر هم نیاز داشت، از دوستم خواستم که با ما همراه شود. او هم قبول کرد.

  • شغلت چیست؟

من کارهای ساختمانی انجام می‌دهم و درآمدم خوب است. ما فقط وسوسه شدیم که همراه این زن باشیم و حالا هم پشیمانیم.

کد خبر 177711
منبع: همشهری آنلاین

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان

وبگردی