سه‌شنبه ۲۰ تیر ۱۳۸۵ - ۱۴:۱۰

مهدی قمصریان: در جنگ ها و فجایع دنیای امروز، دیگر بین نظامی و غیرنظامی تفاوتی وجود ندارد و خطرات ناشی از آنها همه را در برمی گیرد.

امروزه کشورهای استعمارگر در کنار سلاح های مرگباری همچون کلاهک های اتمی، موشک های قاره پیما، ناوهای هواپیمابر و... به روش های مرگبارتر دیگری همچون سلاح های شیمیایی، بیولوژیک و میکروبی دست یافته اند که کاربرد آنها می تواند باعث یک تراژدی جهانی گردد.

شاید تصور این امر کمی مشکل باشد ولی در آینده ممکن است به جای یک بمب چند تنی حاوی مواد منفجره، یک بسته چند کیلوگرمی حاوی عوامل بیمار ی زای انسانی، حیوانی، گیاهی یا مشترک بر سر یک کشور ریخته شود که فاجعه ای بسیار ناگوارتر در پی خواهد داشت.

سلاح های شیمیایی بنابر تعریف سازمان ملل متحد و متخصصان، عبارتنداز تمام مواد شیمیایی، خواه به صورت گاز، مایع یا جامد که به خاطر اثرات سمی مستقیم روی انسان، حیوان و گیاه به کار گرفته می شوند. از جمله مشخصات سلاح های شیمیایی عدم تشخیص تأثیرات و عوارض آتی آن در محیط است که باعث می شود راه های مقابله با آن بسیار دشوار و گاهی غیرممکن شود.

اولین بار سربازان آلمانی در 22  آوریل 1915  (جنگ جهانی اول) در منطقه ای از بلژیک به نام یپرس با استفاده از 6 هزار سیلندر گاز کلر، 168  تن از این گاز کشنده را علیه دشمن به کار گرفتند که این امر موجب مرگ 6  هزار نفر از سربازان متفقین شد. پس از آن این روز به نام «روز تولد جنگ شیمیایی مدرن» شناخته شد.

آثار کشنده این سلاح ها به حدی وسوسه انگیز بود که تا پایان جنگ جهانی اول بر اثر به کارگیری این سلاح ها بیش از یک میلیون نفر زخمی و کشته شدند. این عوارض هولناک، کشورهای جهان را بر آن داشت تا با امضای توافقنامه ای بین المللی، استفاده از این سلاح ها را ممنوع کنند. پس از آن توافقنامه  1925  ژنو به امضا رسید.

در جنگ جهانی دوم با وجود انباشته بودن زرادخانه ها، از این سلاح مخوف و مهلک استفاده نشد. شاید دلیل آن ترس هر یک از گسترش به کارگیری این سلاح ها توسط طرف مقابل بود. عده ای هم یکی از علل عدم به کارگیری این سلاح ها را مصدومیت هیتلر در جنگ اول جهانی بر اثر گاز خردل و درک او از آثار این سلاح ها می دانستند! اما پس از اولین تجربه تلخ در ، 1915   بزرگ ترین و وسیع ترین حمله های شیمیایی در تاریخ، جنگ ایران و عراق بود.

عراق شیمیایی

کاربرد گسترده جنگ افزارهای شیمیایی از سوی عراق در هشت سال جنگ تحمیلی علیه ایران آنچنان چشمگیر است که باید به عنوان مسئله ای پیچیده به طور جداگانه و مفصل بررسی و تحلیل شود. آنچه مشخص و غیر قابل انکار است، عدم دسترسی دولت صدام در آغاز جنگ به سلاح های شیمیایی است.

روشن است که عراق به تنهایی توانایی علمی و مادی دستیابی به این سطح از سلاح های شیمیایی و بیولوژیکی را نداشت و در این مورد حضور دو ابرقدرت شرق و غرب آن روز از سویی و حمایت های مالی برخی کشورها در تجهیز عراق به این سلاح ها را نمی توان نادیده گرفت.

اسناد و مدارک نشان می دهد که مقادیر قابل توجهی عوامل و مواد شیمیایی ابتدا از ذخایر شوروی سابق و برخی دولت های اروپایی و ایالات متحده در اختیار عراق قرار گرفت. مثلاً زمستان 61  قراردادی بین شرکت Drereich آلمان غربی و عراق درخصوص فروش عوامل اعصاب منعقد و مابقی تجهیزات نیز به این کشور منتقل شد.

به کارگیری گسترده عراق از این تسلیحات در حدی بود که کشورهای فرستنده تا مدتی از تحویل این تجهیزات به عراق خودداری می کردند. براساس مستندات موجود حدود 50  شرکت اروپایی و آمریکایی، تجهیزات و امکانات ساخت این سلاح ها را به عراق فروخته و حتی در مواردی دولت های متبوع آنها نیز آن را تأیید و اعلام رسمی کردند.

 به عنوان نمونه دادستانی آلمان دفاتر 12  شرکت آلمانی که متهم به فروش این تسلیحات به عراق بودند را مورد بازرسی قرار داد که در جریان این بازرسی ها مدارک و شواهد فراوانی به دست آمد که این شواهد و مدارک در 1000 پرونده مجزا شروع به رسیدگی شد.

از این دست موارد فراوان به چشم می خورد؛ مثلاً اعضای مجلس سنای آمریکا با صدور قطعنامه ای در 1367.4.3  ضمن محکوم کردن عراق به خاطر استفاده از سلاح های شیمیایی در جنگ با ایران، از ریگان خواستند با ادامه فشارهای سیاسی، مانع استفاده بیشتر عراق از این سلاح ها شود.

استفاده عراق از سلاح های شیمیایی در جنگ با ایران به قدری گسترده و وسیع بود که حتی سکوت مرموز رسانه های غربی را شکست. رادیو استرالیا در بخش گزارش خبری خود در تاریخ 1367.1.10 ضمن تأکید بر استفاده عراق از سلاح های شیمیایی علیه مردم ایران گفت: عراق هرگاه که در تنگنا قرار می گیرد از سلاح  شیمیایی استفاده می کند.

نیویورک تایمز در شماره 1367.1.6  خود نوشت: این عمل(جنگ شیمیایی) از هر جهت و به هر مفهوم یک جنایت جنگی است که با انکارهای سست و رسمی عراق و عذر و بهانه های غیررسمی در مورد استفاده از یک سلاح ناجوانمردانه در آمیخته است. تحلیلگر روزنامه گاردین نیز در یکی از شماره های این نشریه نوشت: قدرت های جهانی می توانند عراق را از کاربرد سلاح های شیمیایی بازدارند، اما آنها از پیروزی جمهوری اسلامی بیشتر از پایمال شدن قوانین بین المللی توسط عراق نگرانند.

استفاده عراق از سلاح های مزبور از موارد آشکار نقض مقررات بین المللی و از نمونه های جنایت علیه صلح و امنیت بشری است. هر چند عراق متعهد بود از کاربرد این گونه سلاح ها امتناع کند ولی در عمل به شدید ترین نحو آن را نقض نمود. قبح این جنایات تا بدان حد است که مقامات رژیم بعث عراق از اقرار صریح بدان امتناع ورزیده و در مجامع بین المللی و مصاحبه های مطبوعاتی استفاده از سلاح های شیمیایی را انکار می کردند.

قربانیان جنایت

پروفسور اوبن هندریکس سم شناس برجسته اروپایی در همان سالها اعلام کرد: بر اساس آزمایشهای انجام شده می توان ثابت کرد که بسیاری از مجروحان بر اثر گاز خردل مایکو تاکسین و زهرهای قارچی که علیه آنها به کار رفته است مجروح شده اند.

کار به جایی رسید که پس از گزارش هیأت اعزامی سازمان ملل و بیانیه دبیرکل، رئیس شورای امنیت وقت در تاریخ 21  مارس 1986  طی بیانیه ای اعلام کرد که «عمیقاً نگران نتیجه متفق القول کارشناسان در خصوص کاربرد جنگ افزارهای شیمیایی در موارد بسیاری توسط نیروهای عراق علیه نیروهای ایران بوده و ادامه کاربرد این گونه سلاحها را که مخالف مفاد پروتکل ژنو  1925  در خصوص ممنوعیت کاربرد جنگ افزارهای شیمیایی است، قویاً محکوم می کند.»

علاوه بر این کمیته بین المللی صلیب سرخ نیز با بیانیه ای این حملات را محکوم کرد. اما هولناک ترین مورد استفاده از سلاحهای شیمیایی پس از جنگ جهانی اول، مربوط به حوادث حلبچه است. به دنبال این واقعه بسیاری از محافل رسمی و غیردولتی به ابراز نگرانی و نیز محکوم کردن این اقدام پرداختند و در پی آن بود که در برخی کشورها به ویژه در غرب مطالبی انتشار یافت که منابع دریافت سلاح های شیمیایی و مواد مربوط به آنها را مشخص می کرد.

در پی این افشاگری ها بود که برخی دولتهای غربی به منظور تحت تاثیر قرار دادن فضای به وجود آمده، برخی از این منابع را جریمه کردند. یک شرکت هلندی تولیدکننده فرآورده های شیمیایی به خاطر صدور غیرقانونی محصولات خود به عراق، در دادگاه شهر ارهم تنها به پرداخت 100 هزار فلورن محکوم شد.

دهها شرکت آلمانی به طور موقت به حالت نیمه تعطیل و پای میز محاکمه رفتند. رسوایی انگلستان و کشف محموله 35000  تنی مواد شیمیایی در بندر نرماندی فرانسه، پرونده شعبه شرکت پتروشیمی «فیلیپین» در بلژیک، شرکت آلمانی وست و دهها شرکت دیگر نمونه هایی بودند که تنها پس از مدتی هیاهوی رسانه ای، مجدداً فعالیت خود را آغاز کردند.

دفتر تحقیقات بهداری قرارگاه کربلا پس از عملیات (والفجر 1 ) و استفاده عراق از سلاحهای شیمیایی گزارشی را به منظور بررسی این جنایت تنظیم کرد که از جمله نکات حایز توجه در این گزارش، نبود آموزش مناسب به نیروها و بی توجهی  عده ای از مسئولان که سبب حادتر شدن عوارض سلاحهای شیمیایی شده اند، است. دقیقاً بعد از پایان جنگ، عراق از این سلاحها در مقابل سربازان آمریکایی استفاده کرد و سبب شد تا سندرم هولناکی به نام «سندرم خلیج فارس» در بین این سربازان شایع شود.

حال مقایسه کنید سربازان آمریکایی با تمام تغییرات و دستگاههای پیچیده را با رزمندگان ما با چفیه و در بهترین موارد با ماسکهای از کار افتاده. البته این نکته را نیز نباید از یاد برد که بخش قابل ملاحظه ای از مصدومان شیمیایی کشور غیرنظامیان بی گناهی هستند که به دلیل همجواری با انفجارها دچار آلودگی شده اند.


جنگهای بیولوژیک

با وجود پیشرفت بشر در علم، تکنولوژی و تمدن و کمک شایان این فنون به بقای مادی انسان، همزمان عده ای از نوع بشر به علت وجود خلق و خوی حیوانی از دیدگاه و جنبه دیگری نیز از این پیشرفت بهره برداری کردند که از آنها علیه همنوعان خود استفاده کنند. جنگهای بیولوژیک (Biological Warfare) یکی از همین شیوه هاست و شاید بتوان گفت ضد انسانی ترین شیوه.

تجربیات تاریخی نشان داده که هنگام وقوع جنگ از نظر قراردادها و پیمانهای بین المللی هیچ گونه نقطه نظر ثابتی در برابر استفاده از سلاحهای بیولوژیک وجود ندارد چرا که اگر حتی توافقی هم وجود داشته باشد، ضمانت اجرایی ندارد. امروزه در بین محافل نظامی غربی این باور وجود دارد که جنگهای آینده دارای یک مشخصه بارزند و آن استفاده از هر وسیله در جهت دستیابی به پیروزی قطعی است.

ژنرال کامیل روزیرون- تئوریسین پیمان ورشو- در مورد جنگ میکروبی می گوید: در مقایسه سلاح میکربی و سلاح اتمی باید اذعان کرد که تمام دست اندرکاران به این باور رسیده اند که کشتار حاصله از یک حمله میکروبی بسیار فراتر از خسارات جانی وارده از یک انفجار اتمی است.

در طول تاریخ و در جنگ ها بارها مشاهده شده که شیوع ناگهانی بیماری های عفونی در بین نظامیان، باعث تغییر در روند جنگ و همین طور ازهم گسیختگی در سازماندهی ارتش ها شده و در نهایت باعث تغییر در نتیجه جنگ. این تحریکات در ذهن عده ای موجب شد تا شیوه ای نوین در جنگ ها پدید آید که این شیوه نوین از حالت های ساده ابتدایی تا خلق میکروارگانیسم های ساخته دست بشر ادامه یافت.

امروزه عوامل بیولوژیک به طور عمده میکروارگانیسم ها یا محصولات سمی آنها را شامل می شود که در جهت اهداف نظامی و جنگ مدنظرند. به هر حال بسیاری از مشاوران نظامی و علاقه مند به چنین جنگ هایی عقیده دارند در جنگ های آینده، زمانی پیروزی کامل خواهد شد که همه روش های موجود در جنگ مورد بهره برداری قرار گیرند. نکته قابل ذکر در عوامل جنگ های بیولوژیک آن است که در حال حاضر نه تنها در جنگ ها، بلکه به وسیله تروریست ها در عملیات تروریستی مورد استفاده واقع می شوند.

 به طور کلی کاربرد سلاح های بیولوژیک در جنگ ها، برای نیل به مقاصد زیر است: 1- ایجاد رعب و وحشت و عملیات روانی علیه نیروهای نظامی و مردمی دشمن 2- سست کردن و از بین بردن مقاومت نیروهای دشمن در خطوط مقدم 3- اختلال در سازمان رزم یگان ها 4- انتقام و ممانعت از انجام عملیات توسط نیروهای حمله کننده.

با این وجود کارشناسان ارشد امور نظامی ابرقدرت ها متفق القولند که به دلیل اختلافات و تفاوت های موجود در گروه های جمعیتی با توجه به متغیرهای فیزیولوژیکی، ژنتیکی، اجتماعی- فرهنگی، وضعیت و چگونگی تغذیه، تماس قبلی با عوامل عفونی، سابقه ایمن سازی و عوامل مختلف دیگر، میزان شیوع و مرگ و میر ناشی از عوامل بیماری زای مسری را نمی توان دقیقاً پیش بینی کرد.

گرچه بین عوامل شیمیایی و بیولوژیک به عنوان سلاح جنگی، نکات مشترکی وجود دارد اما آنها از جنبه های مهم و معینی متفاوتند که این اختلافات مربوط به عوامل زیر است: 1- سرعت عمل 2-سمی بودن بالقوه 3- استمرار اثر 4- قابلیت کنترل و 5- اثرات باقیمانده و ماندگار.

کد خبر 1208

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار