آرش نورآقایی: زمانی، هر کسی از هر جای ایران به تهران می‌آمد آرزویش این بود که برج آزادی را ببیند و عکسی در کنار آن بگیرد.

هنوز هم در آلبوم خاطرات برخی از خانواده‌های ایرانی، یک عکس سیاه و سفید پیدا می شود که خاطره جوانی آنها را با شکوه این برج پیوند می‌دهد و شگفت‌آور این که هنوز هم عکاسان اطراف میدان آزادی آنجایند و مشتری دارند.

رنگ آبی لطیفی که در شیار میان سنگ‌های عظیم آن دویده، قوس‌های شکسته محراب گونه، طاق‌های ساسانی الهام گرفته از طاق شگفت کسری و کاشی‌کاری‌های معرق زیبا، همه خوبی‌هایی است که همه خوبان دارند و برج آزادی به تنهایی.

در نمای برج آزادی، حدود 25000 قطعه سنگ به کار رفته. سنگ‌های بزرگ استفاده شده در آن عظمت تخت‌جمشید را به یاد می‌آورند.

پیشانی آن معرف برج‌های قدیم ایران در دوران سلجوقی و غزنوی است. رنگ آبی کاشی‌هایش، گنبد و گل دسته‌های مساجد را تداعی می‌کند.

طاق بزرگ غربی- شرقی آن نمایانگر معماری ایران باستان و طاق ضلع شمالی- جنوبی‌اش نشانگر معماری اسلامی است.

اسکلت این برج تماماً بتون‌آرمه و اولین جاذبه توریستی مسافری است که از طریق فرودگاه مهرآباد وارد تهران می‌شود.

فضای سبزی که اطراف برج را فرا گرفته و میدان آزادی را شکل می‌دهد، پوشیده از بهترین گونه‌های گیاهی است.

وجود آب و آب‌نماها و طرح چهار باغی آن، یادآور سبک باغ‌آرایی ارزشمند ایرانی است. از همه این‌ها که بگذریم، در زیر میدان آزادی مجموعه‌ای فرهنگی قرار دارد که اگر در موردش حرف بزنیم، فقط حسرت می‌خوریم که چرا خاموش است و راکد.

کد خبر 11822

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار