به گزارش همشهری آنلاین، رویکرد سهراب بختیاریزاده و مهدی تارتار در هفتههای ابتدایی لیگ برتر و درکنفرانسهای مطبوعاتی، قابل توجه و شایسته تحسین است. این دو مربی، با وجود قرار گرفتن در فضای پرتنش فوتبال ایران و مواجهه با پرسشهای مختلف و گاه حاشیهساز خبرنگاران، تلاش کردهاند به جای دامن زدن به جنجالها، بر وظایف اصلی خود تمرکز کنند. شاید این رویکرد در نگاه نخست چندان هیجانانگیز به نظر نرسد؛ چراکه فوتبال ما سالهاست به تیترهای جنجالی، مصاحبههای تند و جدلهای لفظی عادت کرده است. با این حال، اتفاقاً همین فاصله گرفتن از رفتارهای هیجانی است که ارزش کار این دو مربی را بیشتر نشان میدهد.
برای ارزیابی یک سرمربی، نباید تنها به نتایج مسابقات، شیوه بازی تیم یا تصمیمات فنی او نگاه کرد. مربیگری مجموعهای از مسئولیتهاست که مدیریت رسانهای و نحوه مواجهه با افکار عمومی نیز بخشی مهم از آن محسوب میشود. یک سرمربی، بهخصوص در تیمهایی با هواداران پرشمار و حساسیت رسانهای بالا، باید بداند هر کلمهای که بر زبان میآورد، ممکن است بازتابی فراتر از انتظار داشته باشد.
گاهی یک پاسخ نسنجیده میتواند توجهها را از عملکرد تیم منحرف کند، فضای رختکن را تحت تأثیر قرار دهد و حتی به اختلافات تازهای میان بازیکنان، مدیران، داوران و هواداران دامن بزند. در مقابل، یک پاسخ حسابشده و حرفهای میتواند به پایان یافتن یک بحث کمک کند و اجازه ندهد موضوعی فرعی به مسئلهای بزرگ تبدیل شود.
بختیاریزاده و تارتار در هفتههای اخیر نشان دادهاند که دستکم در این زمینه، رویکردی قابل دفاع دارند. آنها تلاش کردهاند در برابر پرسشهای تحریکآمیز، آرامش خود را حفظ کنند و به جای واکنشهای احساسی، پاسخهایی بدهند که با مسئولیت و جایگاه یک سرمربی تناسب داشته باشد. این رفتار، بهویژه در فوتبال ایران که فشار رسانهای و انتظارات هواداران گاهی بسیار سنگین است، اهمیت فراوانی دارد.
مهدی تارتار در این مدت با پرسشهایی درباره تصمیمات فنی و ترکیب تیمش، از جمله موضوع بازی نکردن اورونوف، مواجه شده است. چنین پرسشهایی در فوتبال حرفهای کاملاً طبیعی هستند؛ خبرنگاران وظیفه دارند درباره تصمیمات سرمربی سؤال کنند و هواداران نیز حق دارند درباره عملکرد تیم محبوبشان توضیح بخواهند. مسئله اصلی، نحوه مواجهه با این پرسشهاست. تارتار اما تلاش کرده است این فضا را مدیریت کند و اجازه ندهد هر پرسش، به بحرانی تازه تبدیل شود. ارزش این رفتار در آن است که یک سرمربی میتواند از تصمیمات خود دفاع کند، به پرسشها پاسخ بدهد و در عین حال، وارد تقابل غیرضروری با رسانهها نشود. حرفهایگری دقیقاً در همین نقطه معنا پیدا میکند؛ جایی که فرد میداند چگونه از موضع خود دفاع کند، بیآنکه برای اثبات آن به جنجال متوسل شود.
یکی از نمونههای قابل توجه در این زمینه، اتفاقات دیدار استقلال و چادرملو بود؛ مسابقهای که در جریان آن، پنالتی چادرملو پس از تبدیل شدن به گل، با تصمیم بیژن حیدری مردود اعلام شد. طبیعی بود که پس از مسابقه، خبرنگاران درباره این اتفاق از مهدی تارتار سؤال کنند و نظر او را جویا شوند. تارتار هم خیلی صریح پاسخ داد که تصمیم داور درست بود!
بختیاریزاده و تارتار با دوری از حاشیههای غیرضروری، این پیام را منتقل میکنند که هر مسئلهای لزوماً به یک واکنش تند نیاز ندارد. گاهی بهترین تصمیم، پاسخ دادن به پرسش است؛ گاهی توضیح دادن درباره یک تصمیم فنی و گاهی نیز پرهیز از ورود به بحثی که کمکی به حل مسئله نمیکند. تشخیص درست میان این موقعیتها، بخشی از بلوغ حرفهای یک مربی است.
با این حال، ارزش رفتار بختیاریزاده و تارتار تنها در روزهایی مشخص میشود که نتایج مطابق انتظار پیش نمیروند. همه میتوانند در روزهای پیروزی آرامتر باشند؛ هنر واقعی آن است که در روزهای شکست، هنگام بروز اختلاف یا در مواجهه با یک تصمیم بحثبرانگیز نیز بتوان بر اصول حرفهای پایبند ماند. استمرار چنین رویکردی در طول فصل است که میتواند آن را به یک ویژگی ماندگار تبدیل کند. آیا آنها در روزهای بحرانی هم این رویکرد را حفظ خواهند کرد؟ باید منتظر گذشت زمان باشیم.
نظر شما