یک تحلیلگر شورای روابط خارجی آمریکا با بررسی گزینه‌های پیش روی دونالد ترامپ پس از انتخابات میان‌دوره‌ای، ۳ مسیر تشدید نظامی، ادامه مذاکرات و حفظ وضع موجود را بررسی کرده و معتقد است هر یک از این گزینه‌ها با موانع جدی روبه‌روست.

ناو تئودور روزولت

همشهری آنلاین - گروه سیاسی:با نزدیک شدن به انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، احتمال ازسرگیری جنگ با ایران به یکی از چالش‌های اصلی دونالد ترامپ تبدیل شده است؛ تصمیمی که می‌تواند به تشدید درگیری‌ها یا تعمیق بحران اقتصادی جهانی منجر شود.

متن تحلیل منتشر شده در شورای روابط خارجی آمریکا در همین ارتباط را می‌خوانید:

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، چند هفته است که چنین احتمالی را مطرح می‌کند. او اوایل ماه جاری میلادی گفت آمریکا «بلافاصله پس از انتخابات» یا «شاید پیش از انتخابات» در جنگ پیروز خواهد شد. پس از آنکه مجله آتلانتیک گزارش داد ترامپ در حال بررسی حمله به ایران پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای است، او اعلام کرد: «ما پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در ۳ نوامبر، به ایران حمله نخواهیم کرد.»

در همین حال، پنتاگون به تقویت نیروهای خود در خاورمیانه ادامه می‌دهد. تا پایان هفته آینده، ۳ گروه از ۱۱ گروه ناو هواپیمابر آمریکا در این منطقه مستقر خواهند بود. پنتاگون همچنین به فرماندهی مرکزی آمریکا دستور داده است مقدمات ازسرگیری عملیات‌های نظامی گسترده علیه ایران را تکمیل کند. بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، نیز روز چهارشنبه گفت ترامپ به او گفته است آمریکا برای «تمام کردن کار» در ایران آماده است.

اعلام ترامپ مبنی بر اینکه آمریکا پیش از ۳ نوامبر (۱۲ آبان) به ایران حمله نخواهد کرد، یک مشکل سیاسی فوری را برطرف کرد. جنگ با ایران در میان افکار عمومی آمریکا به‌شدت نامحبوب است و تنها حدود یک‌سوم آمریکایی‌ها از آن حمایت می‌کنند. درگیری‌ها موجب جهش قیمت بنزین و گازوئیل شده و بسیاری از آمریکایی‌ها را به این پرسش رسانده است که چرا ترامپ برای مقابله با بحران هزینه‌های زندگی در کشور اقدامات بیشتری انجام نمی‌دهد.

ازسرگیری جنگ با ایران درست در آستانه مراجعه رای‌دهندگان به صندوق‌های رای، فشارهای سیاسی بر نامزدهای جمهوری‌خواه کنگره را تشدید می‌کند و احتمال پیروزی گسترده دموکرات‌ها در روز انتخابات را افزایش می‌دهد.

پس از ۳ نوامبر (۱۲ آبان)، محدودیت‌های سیاسی پیش روی ترامپ کاهش خواهد یافت. با این حال، چالش راهبردی او تغییر نمی‌کند: آیا مجموعه‌ای از گزینه‌های نظامی و اقتصادی وجود دارد که بتواند با اجرای آنها به پیروزی وعده‌داده‌شده دست یابد، بی‌آنکه هزینه آن از نظر افکار عمومی آمریکا غیرقابل‌قبول باشد؟

ارتش آمریکا در مرحله آغازین عملیات «خشم حماسی» خسارات گسترده‌ای به زیرساخت‌های نظامی و اقتصادی ایران وارد کرد. با این حال، واشنگتن نتوانسته است دستاوردهای میدان نبرد را به پیروزی دیپلماتیک تبدیل کند. در عوض، آمریکا در بن‌بستی با ایران گرفتار شده است؛ وضعیتی که در آن هر طرف منتظر است طرف مقابل عقب‌نشینی کند.

منافع و مخاطرات این وضعیت برای آمریکا بسیار بزرگ است. ازسرگیری جنگ می‌تواند به پیروزی منجر شود یا بن‌بست کنونی را عمیق‌تر کند، قیمت انرژی را به‌شدت افزایش دهد و اقتصاد جهانی را وارد بحرانی جدی کند. اما حفظ وضع موجود یا دستیابی به توافقی مذاکره‌شده و قابل‌قبول نیز ممکن است به همان اندازه دشوار باشد.

برای درک بهتر احتمال تشدید درگیری از سوی آمریکا و چگونگی اجرای آن در عمل، در تازه‌ترین قسمت پادکست «دفتر رئیس‌جمهور» با کول بوسی و نیت سوانسون گفت‌وگو کردم. این دو نویسنده مقاله‌ای را اخیرا در نشریه فارن پالیسی با عنوان «ترامپ مهارنشده: رئیس‌جمهور آمریکا چگونه ممکن است پس از انتخابات میان‌دوره‌ای درگیری با ایران را تشدید کند؟» منتشر کرده‌اند.

کول، تحلیلگر پیشین سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا)، در فاصله سال‌های ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۶ مدیر بخش ایران در ستاد شورای امنیت ملی آمریکا بود. نیت نیز مدیر پروژه راهبرد ایران در شورای آتلانتیک است. او هم پیش‌تر مدیر بخش ایران در ستاد شورای امنیت ملی بوده و سال گذشته نیز عضو تیم مذاکره‌کننده دولت ترامپ در امور ایران بوده است. گفت‌وگوی ما پیش از انتشار خبر اظهارات نتانیاهو درباره گفت‌وگویش با ترامپ انجام شد.

در ادامه، ۳ نکته اصلی را که از این گفت‌وگو برداشت کردم، مرور می‌کنم.

۱- ترامپ در قبال ایران ۳ گزینه اصلی دارد: تشدید درگیری، مذاکره یا انتظار

نخست، ترامپ می‌تواند به ارتش آمریکا دستور دهد حملات به ایران را از سر بگیرد و فشار اقتصادی بر حکومت را افزایش دهد. هدف از این اقدام می‌تواند وادار کردن حکومت به فروپاشی یا مجبور کردن آن به پذیرش شروط آمریکا برای توافق صلح باشد.

گزینه دوم، تشدید تلاش‌های دیپلماتیک و ادامه مذاکرات است؛ شاید با استفاده از تهدید به ازسرگیری حملات نظامی آمریکا به‌عنوان اهرمی برای وادار کردن ایران به دادن امتیاز.

گزینه سوم نیز حفظ وضع موجود است؛ با این امید که حکومت ایران سرانجام در برابر خواسته‌های آمریکا تسلیم شود یا در نتیجه افزایش نارضایتی عمومی در داخل کشور فروبپاشد.

۲- هر ۳ گزینه معایب جدی دارند و احتمال موفقیت هیچ‌کدام قطعی نیست. درخواست‌ها برای ازسرگیری جنگ، ۲ پرسش فوری را مطرح می‌کنند. نخست اینکه چرا دور تازه حملات باید به نتیجه‌ای برسد که عملیات «خشم حماسی» در دستیابی به آن ناکام ماند؛ یعنی سرنگونی حکومت ایران یا وادار کردن آن به تسلیم؟ دوم اینکه آیا آمریکا می‌تواند مانع حمله ایران به همسایگان خود در خلیج فارس، به‌ویژه زیرساخت‌های انرژی آنها، شود؟

خطر پیش روی ترامپ این است که رهبری ایران از حملات جان سالم به در ببرد، در حالی که اختلال در تولید نفت و گاز در خلیج فارس قیمت انرژی را به‌شدت افزایش دهد و حتی رکود جهانی را رقم بزند.

افزایش فشار اقتصادی بر تهران از طریق تحریم چین نیز با خطر مشابهی همراه است. منظور، تحریم چین به دلیل فراهم کردن پشتوانه اقتصادی برای ایران است. اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، در ماه آگوست هشدار داد که هدف قرار دادن شرکت‌های چینی می‌تواند «نظام مالی جهانی را منفجر کند». دست‌کم، چین ممکن است در واکنش به این اقدام، دسترسی آمریکا به مواد معدنی حیاتی مورد نیاز اقتصاد این کشور را قطع کند.

ایران تاکنون علاقه‌ای به مذاکره بر اساس شروطی که برای آمریکا قابل‌قبول باشد نشان نداده و ممکن است بر مواضع سرسختانه خود بیش از گذشته پافشاری کند. تهران حتی ممکن است بر این باور باشد که پیروزی گسترده دموکرات‌ها در انتخابات میان‌دوره‌ای، ترامپ را تضعیف می‌کند و قدرت چانه‌زنی ایران را افزایش می‌دهد.

در عین حال، ایران از فرصتی که مذاکرات فراهم می‌کند برای بازسازی توان نظامی خود و تقویت ظرفیت حمله به شرکای منطقه‌ای آمریکا استفاده خواهد کرد.

حفظ وضع موجود شاید جذاب‌ترین گزینه به نظر برسد، اما ادامه دادن این سیاست می‌تواند دشوار باشد. عملیات «طرد اقتصادی» فشار آمریکا بر اقتصاد ایران را افزایش داده است، اما نشانه‌ای وجود ندارد که این فشارها به شکل‌گیری جنبشی مردمی برای برکناری تندروها منجر شده باشد. کول در این باره گفت: «به نظر می‌رسد مردم ایران در حال فرو رفتن در لاک دفاعی خود هستند. آنها قیام نمی‌کنند.»

به همین ترتیب، محاصره دریایی آمریکا صادرات نفت ایران از طریق تنگه هرمز را متوقف کرده و هم‌زمان امکان افزایش صادرات کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس را فراهم آورده است. اما این موفقیت به کاهش چشمگیر قیمت جهانی انرژی منجر نشده است؛ بخشی از علت، هزینه بالای بیمه نفتکش‌هایی است که از تنگه عبور می‌کنند.

این محاصره برای ارتش آمریکا نیز هزینه‌زا بوده است. کول خاطرنشان کرد: «پیش‌تر شاهد اعتراض‌هایی از سوی فرماندهی هند و اقیانوس آرام آمریکا و فرماندهی اروپایی آمریکا بوده‌ایم که می‌گویند اختصاص دادن تمام منابع نظامی به یک عملیات، پایدار نیست.»

همانند مذاکرات، ایران از وقفه در درگیری‌ها برای بازسازی توان نظامی خود استفاده خواهد کرد.

۳- انتخاب بهترین گزینه به یک پرسش اساسی بستگی دارد: آیا آمریکا می‌تواند با جمهوری اسلامی همزیستی کند؟

اگر ایران تهدیدی موجودیتی برای آمریکا باشد، ترامپ باید حاضر باشد برای سرنگونی حکومت ایران یا وادار کردن آن به پذیرش خواسته‌های آمریکا، خطرهای جدی را بپذیرد و هزینه زیادی بپردازد.

اما اگر، همان‌طور که کول اشاره کرد، تهدید ایران به سطح یک تهدید موجودیتی نرسد، مسئله متفاوت خواهد بود. او در این باره گفت: «اگر حاضر نیستیم هزینه‌های لازم برای از بین بردن جمهوری اسلامی را بپردازیم، در آن صورت باید ببینیم چگونه می‌توانیم به آنچه نیاز داریم و می‌خواهیم دست پیدا کنیم و آنها را وادار کنیم به حمله به کشتی‌ها پایان دهند.»

کد خبر 1079654

برچسب‌ها

پر بیننده‌ترین اخبار سیاست‌خارجی

دیدگاه خوانندگان امروز

پر بیننده‌ترین خبر امروز

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha