به گزارش همشهری آنلاین گالیاردی ۱۶ آبان ۱۴۰۴ به تیم ملی اضافه شد، اما همکاریاش تنها حدود چند ماه دوام آورد و ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ قراردادش را فسخ کرد. یعنی برای ۱۸۵ روز، حدود ۱۰۲ میلیارد تومان پول گرفت؛ بهعبارت دقیقتر، روزی نزدیک به ۵۷۳ میلیون تومان دستمزد داشت!
اگر همین اعداد را مبنای مقایسه قرار دهیم، ماجرا جالبتر میشود؛ برای یک دستیار خارجی چنین بودجه ارزیای در نظر گرفته شده، اما حالا گفته میشود سقف پرداختی به سرمربی تیم امید ماهانه حدود ۵۰۰ میلیون تومان است؛ یعنی سالانه حدود ۶ میلیارد تومان. تیمی که سالهاست در حسرت المپیک مانده و پس از کلی ناکامی قرار است نسل آینده تیم ملی را بسازد، طبیعتاً به مربی باکیفیت و صاحبرزومه نیاز دارد. اما با چنین بودجهای واقعاً چه گزینهای حاضر است این مسئولیت مهم را قبول کند؟ آنهم در شرایطی که برای یک دستیار قلعهنویی چنین هزینهای شده است!
با این اعداد، شاید بهتر باشد مدیران فدراسیون مشکل انتخاب سرمربی امید یا اقدامات دیگر را فقط به جنگ، شرایط کشور و نیامدن مربیان خارجی گره نزنند. وقتی خودشان میگویند با ماهی ۵۰۰ میلیون تومان کسی حاضر به قبول این مسئولیت نیست، دیگر نمیتوان همهچیز را گردن شرایط بیرونی انداخت. بخش مهمی از مشکل دقیقاً به مدیریت فدراسیون، اولویتبندیها و نحوه تخصیص بودجه برمیگردد؛ جایی که برای یک دستیار تیم ملی ۱۰۲ میلیارد تومان هزینه میشود که هیچ آوردهای هم ندارد، اما برای سرمربی امیدهای ایران، سالانه فقط ۶ میلیارد تومان کنار گذاشتهاند!
نظر شما