به گزارش همشهری آنلاین، گزارش یک مفقودی در سال ۱۴۰۰ خیلی زود به خود رنگ جنایت گرفت. همسر فریدون وقتی به پلیس مراجعه کرد، گفت شوهرش یک روز قبل از خانه بیرون رفته و دیگر بازنگشته است. تلفن همراهش نیز خاموش بود.
تحقیقات برای پیدا کردن مرد گمشده آغاز شد اما در جریان بررسیها نام جوانی به میان آمد که فریدون مدتی با او در تماس بود. ماموران سراغ یاسین رفتند اما دریافتند او هم ناپدید شده است. این اتفاق پرونده را وارد مرحله تازهای کرد و ماموران با جدیت بیشتری دنبال سرنخی از این دو مرد بودند.
چند روز بعد جسد فریدون پیدا شد. روی گردنش آثار کبودی وجود داشت و شالی نیز دور گردنش پیچیده شده بود. بررسیهای اولیه حکایت از آن داشت که او بر اثر خفگی جان باخته است. جسد به پزشکی قانونی منتقل شد و پس از شناسایی از سوی خانواده، تحقیقات برای پیدا کردن یاسین ادامه یافت.
دستگیری یاسین پس از ۶ ماه
حدود ۶ ماه از وقوع قتل گذشته بود که ماموران موفق شدند به سرنخی از یاسین برسند. او هنگام خروج از مخفیگاهش دستگیر شد و در جریان تحقیقات به قتل فریدون اعتراف کرد. یاسین درباره دلیل درگیری گفت تصور میکرد فریدون به نامزدش ( سارا) نظر دارد.
با دستگیری سارا، تحقیقات درباره نقش احتمالی او نیز ادامه پیدا کرد و پس از تکمیل پرونده، هر دو متهم با صدور کیفرخواست برای محاکمه به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شدند.
در نخستین جلسه دادگاه، اولیای دم فریدون برای یاسین و نامزدش درخواست قصاص کردند. سپس متهم در جایگاه قرار گرفت و ماجرای روز حادثه را روایت کرد.
او گفت همراه سارا به سمت لواسان میرفتند که در مسیر با فریدون روبهرو شدند. فریدون هم خواست همراه آنها برود و هر سه راهی لواسان شدند. آنها در آنجا چادر زدند و مدتی بعد یاسین برای خرید غذا بیرون رفت.
یاسین مدعی شد هنگام بازگشت صدای فریادهای سارا را شنیده. وقتی وارد چادر شد، به گفته خودش فریدون را دید که دست سارا را گرفته و قصد آزار او را دارد. همین موضوع باعث درگیری او با فریدون شد. یاسین گفت فریدون در جریان درگیری جان باخت و او پس از حادثه محل را ترک کرد. بعد از آن با سارا ازدواج کرد و خانهاش را تغییر داد اما ۶ ماه بعد توسط پلیس شناسایی و دستگیر شد.
روایت سارا از ماجرای چادر
سارا نیز در دادگاه روایت یاسین درباره تعرض را تایید کرد اما اتهام مشارکت در قتل را نپذیرفت. او گفت وقتی یاسین برای خرید از چادر خارج شده بود، فریدون به سمت او حمله کرده و قصد تجاوز داشت. او مدعی شد مقاومت کرده و فریاد زده تا یاسین از راه رسیده و با فریدون درگیر شده است.
قضات شعبه چهارم دادگاه کیفری استان تهران، در پایان نخستین محاکمه، دفاعیات دو متهم را نپذیرفتند و هر دو را به قصاص محکوم کردند. متهمان به رأی اعتراض کردند و پرونده به دیوان عالی کشور رفت. قضات دیوان، پس از بررسی پرونده، احکام قصاص را نقض کردند و پرونده را برای رسیدگی دوباره به شعبه همعرض فرستادند.
سنگ، ضربه مرگبار و یک ادعای تازه
در رسیدگی دوباره، یاسین جزئیات دیگری از حادثه مطرح کرد. او گفت بهخاطر ناموسش با سنگ به سر فریدون زده اما سارا هیچ نقشی در قتل نداشته است. یاسین مدعی شد وقتی همراه سارا چادر را ترک کردهاند، فریدون هنوز زنده بود و نفس میکشید و نمیداند چه کسی پارچه را دور گردن او پیچیده و باعث خفگیاش شده است.
سارا نیز بار دیگر مشارکت در قتل را رد کرد و گفت فریدون قصد تجاوز به او را داشته و خودش در برابر او مقاومت کرده است.
صدور حکم قصاص برای سومین بار
با پایان دفاعیات متهمان و وکلای آنها، قضات وارد شور شدند و این بار نیز یاسین و سارا را به اتهام مشارکت در قتل به قصاص محکوم کردند. این حکم نیز نقض شد و پرونده برای رسیدگی دوباره به شعبه دهم دادگاه کیفری استان تهران بازگشت.
در ادامه رسیدگی، اولیای دم همچنان بر درخواست قصاص اصرار کردند و دو متهم نیز بر دفاعیات قبلی خود باقی ماندند.
در نهایت، قضات برای سومین بار حکم قصاص هر دو متهم را صادر کردند.
نظر شما