در ادامه حملات نیروهای انصارالله به زیرساخت‌های انرژی عربستان، ریاض با آنچه «کیش‌مات نفتی» خوانده می‌شود روبه‌رو شده است؛ ضربه‌ای که به گفته تحلیلگران، شریان حیاتی صادرات نفت و ثبات اقتصادی این کشور را هدف گرفته است. این حملات، معادلات امنیتی منطقه و بازارهای جهانی انرژی را تحت تأثیر قرار داده است.

یمن

همشهری آنلاین؛ عملیات برق‌آسای انصارالله یمن در استان‌های ساحلی این کشور موجب بهت و نگرانی شدید عربستان و ایضاً آمریکا شده است. برای درک اهمیت بنیادین این تحول، باید به سابقه تاریخی و نقطه آغاز مداخله نظامی ائتلاف سعودی در سال ۲۰۱۵ نگریست؛ جنگی که ریاض با هدف نابودی چند هفته‌ای انصارالله، عقب راندن آن‌ها به کوهستان‌های صعده و تسلط کامل بر سواحل و بنادر یمن آغاز کرد. در همان سال‌های نخست یعنی ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶، ائتلاف سعودی توانست مناطقی در عدن، تعز و المخا را از انصارالله پس بگیرد و بر دهانه شمالی دریای سرخ و باب‌المندب سیطره یابد. اما اکنون، پس از یک دهه محاصره همه‌جانبه، جنگ فرسایشی و هزینه‌های میلیاردی ائتلاف، نیروهای دولت صنعا که سال‌ها برای این موضوع برنامه‌ریزی دقیق اطلاعاتی و عملیاتی کرده بودند، به یکباره ورق جنگ را از استان‌های شرقی یمن به سمت استان‌های جنوب غربی کشاندند؛ جایی که میزان تصرفات انصارالله از بندر الحدیده فراتر رفت و مجدداً به مناطق باب‌المندب، بندر المخا، جزایر حنیش کبری و صغری و میون رسید. بازپس‌گیری این جغرافیا پس از یک دهه جنگ نابرابر، نه تنها شکست راهبردی ائتلاف را تثبیت کرد، بلکه بُعد انرژی نبرد را وارد مرحله‌ای بی‌سابقه ساخت. این وضعیت برای کشورهای صادرکننده و دریافت‌کننده نفت پیامی صریح دارد: اکنون ۱۵ تا ۲۰ درصد شریان حیاتی نفتی و گازی جهان در کنترل مؤثر انصارالله و حامیان مقاومتی آن در منطقه قرار گرفته است. اما سوال اصلی آن است که چگونه جنگ ایران و آمریکا به کشورهای دیگر سرریز کرد و اکنون به جنگ تاب‌آوری در حوزه‌های مختلف از جمله انرژی جهانی تبدیل شده است؟

وضعیت انرژی بعد از تنگه هرمز

تهران بلافاصله بعد از 7 اسفند و ترور رهبری ایران تنگه هرمز را به روی تمام کشتی های نفتی و غیرنفتی منطقه و جهان بست. شوکه اولیه این موضوع باعث نگرانی بزرگی در جهان شد. برخی از کشورهای عربی مانند عربستان سعی کردند کریدورهای دیگر نفتی خود را فعال تر کنند. یکی از این لوله های نفتی مربوط به عربستان و پروژه شرق به غرب بود که معروف به خط لوله ینبع یا پترولاین است. پروژه ای که عربستانی‌های سعی کردند در آن تولید نفت خود را افزایش داده تا میزان صادرات آنها بر اثر بسته بودن تنگه هرمز افت نکند. طبق آمارهای هم که موجود است، ریاض توانسته در خلال جنگ 40 روزه تولیداتی بیشتری ارسال کند و حتی درآمدهای آن هم افزایش یافت. اما شعله ور شدن جنگ یمن باعث افزایش تنش در این موضوع شد. ضربات سنگین‌تر متوجه زیرساخت‌های انرژی عربستان شد. در حدود ۱۱ سپتامبر، حوثی‌ها با موشک و پهپاد به خط لوله شرق-غرب حمله کردند که به آسیب سه ایستگاه پمپاژ و توقف انتقال نفت انجامید. در ۱۹ و ۲۰ سپتامبر، حوثی‌ها حملات موشکی بالستیک و کروز خود را به تأسیسات آرامکو در بندر ینبع و به ریاض گسترش دادند. مقامات سعودی تأیید کردند که ریاض هدف موشک بالستیک قرار گرفته است؛ هرچند ادعا کردند بخشی از موشک‌ها را رهگیری کرده‌اند، گزارش‌ها از وقوع آتش‌سوزی گسترده در تأسیسات آرامکو در ینبع حکایت دارد. ظرفیت روزانه خط لوله شرق-غرب حدود ۴ تا ۵ میلیون بشکه است که ۴ تا ۵ درصد عرضه جهانی نفت را تشکیل می‌دهد؛ توقف آن مستقیماً بنیان‌های عرضه جهانی را متأثر می‌کند.

  1. تله تنش برای عربستان: بنظر می‌رسد که ریاض بعد از جنگ 40 روزه و دور ماندن کمی از جنگ به دلیل احتیاط‌های آن در درگیر شدن با ایران اکنون وارد تله بزرگی شده است. ریاض برخلاف امارات و کویت در جنگ 40 روزه رابطه خود را با تهران مقطوع نکرد. تماس های دیپلماتیک و غیره با تهران داشت. اما ماجرای یمن به پاشنه آشیل عربستانی ها تبدیل شد. آنها در تله تنش افتادند و دوباره وارد یک جنگ قدیمی و کهنه به نام یمن شدند. البته ناگفته نماند که نیروهای یمنی وابسته به ریاض سالها در تلاش بودند تا با جمع آوری نیرو و سلاح به صنعا حمله کنند. فکت اصلی این صحبت جمع آوری تسلیحات در مناطق جوف و مارب و تجمیع قبیله های آن بود. اما انصارالله یمن برخلاف دیگر بازیگران مقاومتی منطقه همواره بر پیش دست بودن در جنگ تکیه دارد. ابتدا مناطق مختلف تجمع سعودی-یمنی در شرق را هدف قرار داد و در یک تک مهم جبهه جدیدی در الحدیده و تعز راه انداخت و اکنون با تصرف المخا و باب المندب به سمت سقوط شهر تعز که محل مخالفان سلفی-اخوانی هست پیش می روند. همین موضوع بنظر نگارنده حکایت از این دارد که حوثی‌ها توانستند با نعل وارونه در جبهه میدانی عربستان را وارد تنش مهمی بکنند. بر اساس گزارش‌های میدانی اخیر، منطقه‌ای که بر تنگه باب‌المندب مسلط است، رشته‌کوه کهبوب در استان لحج، در جنوب غربی یمن و در نزدیکی مرز استان تعز قرار دارد.

این منطقه از نظر راهبردی بسیار مهم است، زیرا بر تنگه باب‌المندب اشراف کامل دارد و ارتفاع این کوه‌ها به نیروهایی که در آن مستقر هستند، امکان نظارت بر تنگه و مسیرهای دریایی اطراف آن را می‌دهد.

  1. وضعیت انرژی بعد از جنگ مجدد یمن:

واکنش بازار به این رویدادها سریع و شدید بود. پیش‌تر در اواخر ژوئیه، هنگامی که حوثی‌ها محاصره دریایی علیه کشتی‌های سعودی اعلام کردند و دو نفتکش سعودی را هدف قرار دادند، نفت برنت برای نخستین بار از مرز ۱۰۰ دلار عبور کرد و در ۱۰۰.۶۹ دلار بسته شد که رشد روزانه ۷ درصدی را نشان می‌داد. پس از حمله به ینبع در سپتامبر، برنت بار دیگر به حدود ۹۹ دلار نزدیک شد و گلدمن ساکس هشدار داد که در صورت تداوم اختلال در باب‌المندب و هرمز، قیمت نفت می‌تواند از ۱۲۰ دلار فراتر رود. عامل کلیدی دیگر در افزایش قیمت، جهش بی‌سابقه هزینه‌های حمل و بیمه است. حق بیمه خطر جنگ برای کشتی‌هایی که از این مناطق عبور می‌کنند، از حدود ۰.۲۵ درصد ارزش کشتی در دوران پیش از بحران، به سطحی «تا ۱۲ درصد ارزش کشتی» رسیده است.

جنگ در دو تنگه

زمان‌بندی حمله حیاتی است. از زمان آغاز جنگ آمریکا و ایران در فوریه ۲۰۲۶ و محاصره عملی تنگه هرمز توسط ایران، صادرات نفت از بندر ینبع به نزدیک پنج برابر سطح پیش از جنگ افزایش یافته و حدود ۷۵ درصد صادرات نفتی عربستان را تشکیل می‌دهد. ضربه به این خط لوله، در حالی که هرمز مسدود است، به معنای بستن تنها گزینه صادراتی جایگزین باقی‌مانده عربستان است. بغداد اگرچه به سرعت این حمله را محکوم کرد و تحقیقات را آغاز نمود، اما اتهام به شبه‌نظامیان طرفدار ایران در خاک عراق به‌سختی قابل انکار است. تهران از طریق «انتقال نیابتی» پیام روشنی به ریاض می‌فرستد: اگر به همکاری با آمریکا ادامه دهی، شریان اقتصادی‌ات در هیچ‌جا امن نخواهد بود.ارزش تاریخی و استراتژیک این تحول زمانی روشن‌تر می‌شود که به یاد آوریم یک دهه پیش، هدف غایی ائتلاف سعودی از راه‌اندازی جنگ یمن، خلع ید کامل انصارالله از آب‌های سرزمینی و تبدیل خلیج عدن و دریای سرخ به حیاط خلوت امن ریاض بود؛ اما امروز نه‌تنها آن هدف محقق نشده، بلکه انصارالله با اتکا به تجربه یک دهه نبرد نامتقارن، جغرافیای دریایی را به اهرم فشاری مستقیم علیه خود ریاض بدل کرده است.سقوط ساحل غربی یمن و حمله به خط لوله عربستان، تصویری از بازآرایی توازن قدرت منطقه‌ای از طریق «اجبار جغرافیایی» ترسیم می‌کنند. «اهرم دوگانه» تنگه‌های هرمز و باب‌المندب به تهران امکان می‌دهد تا با وجود برتری نظامی متعارف آمریکا، از مزیت نامتقارن جغرافیایی برای تولید ریسک سیستمی استفاده کند و دشمن را میان امنیت انرژی و اهداف استراتژیک در تنگنا قرار دهد. تهران می‌کوشد با استفاده از خاک یمن و آب‌های دریای سرخ، شرایط خروج از یک جنگ فرسایشی را بنویسد؛ جنگی که یک دهه پیش عربستان گمان می‌کرد در آن پیروز مطلق خواهد بود، اما امروز پایان این بازی نه به تعداد موشک‌ها یا حجم جنگنده‌ها، بلکه به این بستگی دارد که چه کسی پیش‌تر تاب «سوختن همزمان دو تنگه» را از دست می‌دهد.

محمد علی حسن نیا- پژوهشگر مسائل خاورمیانه

کد خبر 1071310

برچسب‌ها

پر بیننده‌ترین اخبار آمریکا

دیدگاه خوانندگان امروز

پر بیننده‌ترین خبر امروز

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha