همشهری آنلاین - گروه سیاسی: اجلاس بریکس در دهلی در شرایطی به پایان میرسد که ایران همزمان با جنگ، تحریم و اختلال در تجارت و کشتیرانی، بیش از هر زمان دیگری به مسیرهای جایگزین برای پرداخت، تامین مالی و تجارت نیاز دارد. بریکس در ۲ دهه گذشته توانسته تجارت درونگروهی را به بیش از یک تریلیون دلار برساند، بانک توسعه جدید را ایجاد کند و استفاده از ارزهای ملی را در بخشی از مبادلات افزایش دهد؛ اما تجربه این گروه نشان میدهد فاصله میان وزن اقتصادی بریکس و توان نهادی آن همچنان زیاد است. برای تهران، بریکس فعلا بیشتر یک شبکه از مسیرهای دوجانبه و ابزارهای محدود اقتصادی است تا یک سپر مشترک در برابر تحریم و فشار خارجی.
اجلاس امسال بریکس در حالی در دهلی برگزار شد که جنگ ایران و آمریکا و اسرائیل، یکی از مهمترین آزمونهای سیاسی این گروه را رقم زده است. اعضای بریکس سرانجام در ۱۲ سپتامبر بر سر بیانیه مشترک به توافق رسیدند؛ بیانیهای که نسبت به تشدید درگیریها در خاورمیانه ابراز نگرانی کرد، خواستار «حداکثر خویشتنداری» شد و بر گفتوگو و دیپلماسی تاکید کرد. رویترز گزارش داده است که رسیدن به این توافق با توجه به حضور همزمان ایران و امارات متحده عربی که در جریان جنگ روابط خود را با تهران قطع کرده، برای بریکس آسان نبوده است. در همین حال، بیانیه از اقدامات یکجانبه اقتصادی و تجاری نیز انتقاد کرده، اما هیچ تعهد امنیتی یا اقتصادی الزامآوری برای حمایت از ایران ایجاد نکرده است.
همین اتفاق، بخشی از واقعیت بریکس را نشان میدهد: این گروه قدرت اقتصادی و سیاسی بزرگی دارد، اما هنوز یک بلوک یکپارچه با تصمیمهای الزامآور نیست. رویترز در تحلیلی درباره تحول بریکس نوشته است که این گروه اکنون بیش از ۴۰ درصد جمعیت جهان را نمایندگی میکند و مجموعه اعضای آن بخش قابل توجهی از اقتصاد جهان را در اختیار دارند، اما اختلاف دیدگاه میان چین و هند، تفاوت اولویتهای روسیه و چین با هند و برزیل و افزایش تعداد اعضا، رسیدن به اجماع را دشوارتر کرده است.
تجارت بریکس؛ رشد بزرگ، یکپارچگی محدود
از نظر تجارت، نمیتوان بریکس را یک گروه کماثر دانست. براساس گزارش سازمان تجارت و توسعه ملل متحد، تجارت کالایی درون بریکس از ۸۴ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۳ به ۱.۱۷ تریلیون دلار در سال ۲۰۲۴ رسیده و در ۲ دهه بیش از ۱۳ برابر شده است. با این حال، همین گزارش هشدار میدهد که این حجم تجارت هنوز با ظرفیت اقتصادی اعضا تناسب ندارد: تجارت درون بریکس تنها حدود ۵ درصد تجارت جهانی و حدود ۲۰ درصد تجارت جنوب-جنوب را تشکیل میدهد. به عبارت دیگر، بریکس بازار بزرگی است، اما هنوز یک بازار یکپارچه مانند اتحادیه اروپا نیست.
وابستگی اعضا به بازارهای بریکس نیز یکسان نیست. براساس دادههای سازمان تجارت و توسعه ملل متحد، ایران، هند، روسیه و اتیوپی بیش از ۴۰ درصد واردات خود را از دیگر اعضای بریکس تامین میکنند. چین بزرگترین صادرکننده و واردکننده در تجارت درون بریکس است، اما وابستگی خود این کشور به بازار بریکس نسبت به بسیاری از اعضا کمتر است. همزمان، این گزارش هشدار میدهد که ۷ عضو بریکس همچنان بخش بزرگی از صادرات خود به سایر اعضا را بر کالاهای اولیه متکی کردهاند؛ مسئلهای که نشان میدهد رشد تجارت هنوز به معنای تنوعیافتن ساختار اقتصادی اعضا نیست.
این آمار برای ایران اهمیت خاصی دارد. بریکس برای تهران از ابتدا یک بازار خارجی بالقوه نبوده، بلکه بخش قابل توجهی از تجارت بالفعل ایران با اعضای همین گروه انجام میشود. بنابراین عضویت در بریکس میتواند روابط تجاری موجود با چین، هند، روسیه و سایر اعضا را تسهیل کند، اما لزوما به معنی ایجاد بازارهای جدید یا جهش صادراتی نیست.
دلارزدایی؛ از شعار به سمت پرداختهای فنی
مهمترین دستور کار اقتصادی اجلاس امسال، نه ایجاد یک پول مشترک، بلکه یافتن راههایی برای آسانتر و ارزانتر شدن پرداختهای فرامرزی است. روزنامه هندی ایندین اکسپرس در گزارشی در ۱۲ سپتامبر نوشت اعضای بریکس بر ایجاد سازوکارهای «عملی» و «کارآمد» برای پرداختهای فرامرزی و افزایش استفاده از ارزهای ملی در تجارت و سرمایهگذاری تاکید کردهاند. همزمان، پیوش گویال، وزیر بازرگانی هند، خواستار اتصال سامانههای پرداخت کشورهای عضو و استفاده بیشتر از ارزهای ملی در تجارت شد.
این رویکرد تفاوت قابل توجهی با ایده ایجاد «ارز بریکس» دارد. اکونومیک تایمز گزارش داده است که هند در اجلاس امسال از ایجاد ارز مشترک بریکس حمایت نمیکند و بیشتر خواهان اتصال سامانههای پرداخت ملی و ارزهای دیجیتال بانکهای مرکزی است. هدف اعلامشده دهلی نیز جایگزین کردن دلار به عنوان ارز ذخیره جهانی نیست، بلکه کاهش هزینه و زمان پرداختهای فرامرزی عنوان شده است.
رویترز نیز گزارش داده است که هند پیشنهاد اتصال ارزهای دیجیتال بانکهای مرکزی اعضا را دنبال میکند، اما همین طرح با مشکلات فنی و سیاسی جدی روبهروست. تفاوت نظامهای ارزی، کنترل سرمایه، عدم توازن تجارت میان اعضا و حتی قطع روابط مالی ایران و امارات از جمله موانعی است که اجرای یک سازوکار مشترک را دشوار میکند. هند نیز در عین علاقه به تسهیل پرداختها، به دلیل اختلافات امنیتی و تجاری با چین تمایل ندارد هر نوع یکپارچگی مالی را بدون محدودیت بپذیرد.
با این حال، بخشی از این تغییرات دیگر صرفا در حد حرف نیست. فایننشال تایمز در گزارش روز ۱۲ سپتامبر نوشت سامانههای پرداخت فوری هند و برزیل، «یوپیآی» و «پیکس» (UPI و Pix)، در ۱۸ ماه گذشته مجموعا بیش از ۱۰ تریلیون دلار تراکنش پردازش کردهاند و بریکس اکنون در پی ایجاد ارتباط میان چنین زیرساختهایی است. اما همین گزارش تاکید میکند استفاده فرامرزی از این سامانهها هنوز کوچک است و اختلاف ارزش ارزها، کنترل سرمایه و عدم توازن تجاری، مانع مهمی برای گسترش آن به یک شبکه واحد هستند.
بانک توسعه جدید؛ دستاورد واقعی اما محدود
در میان نهادهای اقتصادی بریکس، بانک توسعه جدید یا «بانک توسعه نوین» (NDB) ملموسترین دستاورد این گروه است. این بانک تا ۳۰ ژوئن ۲۰۲۶ (۹ تیر)، تامین مالی ۱۴۱ پروژه را به ارزش مجموع ۴۴ میلیارد دلار تصویب کرده و ۲۵ میلیارد دلار از این منابع را پرداخت کرده است. بنابراین نمیتوان از بریکس به عنوان گروهی یاد کرد که هیچ ابزار اقتصادی مستقلی ایجاد نکرده است.
اما همین تجربه نیز محدودیت بریکس را نشان میدهد. حجم ۴۴ میلیارد دلار تامین مالی در برابر اندازه اقتصاد اعضا رقم بزرگی نیست و مهمتر اینکه عضویت در بریکس به معنای دسترسی خودکار یک کشور به تمام ابزارهای مالی این گروه نیست. برای ایران نیز بانک توسعه جدید هنوز به یک کانال تامین مالی فعال تبدیل نشده است.
از طرف دیگر، تجربه روسیه نشان داده است که حتی نهادهای مالی متعلق به بریکس در برابر تحریمهای غرب لزوما رفتار یک نهاد ضدتحریم ندارند. این مسئله اهمیت زیادی دارد، زیرا برای اقتصاد تحریمشده، تنها امکان انتقال پول کافی نیست؛ تامین مالی، بیمه، حملونقل، خدمات بانکی و دسترسی به شرکتهای بینالمللی نیز اهمیت دارد.
ایران؛ ظرفیت واقعی بریکس کجاست؟
در شرایط کنونی، بزرگترین ظرفیت عملی بریکس برای ایران در روابط با اعضایی است که همین حالا نیز شرکای اصلی تجاری تهران هستند. یک نمونه روشن آن چین است. در هفتههای اخیر، رویترز گزارش داده است که ایران و چین حتی در شرایط تشدید تحریمها از سازوکاری شبیه تهاتر برای مبادله نفت ایران با کالاهای چینی استفاده کردهاند. براساس این گزارش، این شبکه با استفاده از یک سازوکار ویژه مالی حدود ۲ تا ۲.۵ میلیارد دلار را جابهجا کرده و واردات ایران از چین را بدون اتکا به مسیرهای متعارف بانکی بینالمللی ادامه داده است.
این تجربه شاید از هر بیانیهای بهتر نشان دهد که ظرفیت واقعی بریکس برای ایران چیست: مسیرهایی برای تجارت و تسویه که به همکاری دوجانبه میان اعضا متکیاند، نه یک سیستم مالی یکپارچه بریکسی.
همزمان، جنگ نشان داده است که حتی عضویت در بریکس نمیتواند منافع ملی اعضا را کنار بزند. رویترز گزارش داده است که امارات در آگوست، در واکنش به تشدید درگیریها و نگرانیهای امنیتی، تعلیق معاملات مالی و اقتصادی با ایران را اعلام کرد. در آستانه اجلاس نیز ناراحتی دهلی از اختلال در کشتیرانی و تاکید نارندرا مودی بر آزادی کشتیرانی و امنیت دریانوردان در دیدار با مسعود پزشکیان، نشان داد که هند نیز در کنار روابط با ایران، ملاحظات مستقیم انرژی و امنیتی خود را دنبال میکند.
در نتیجه، بریکس را نمیتوان یک پیمان سیاسی یا اقتصادی دانست که اعضا در همه بحرانها متعهد به حمایت از یکدیگر باشند. حتی رسانههای هندی در روز اجلاس تاکید کردهاند که بریکس با وجود افزایش وزن جهانی، برای حفظ همگرایی باید اختلافات میان اعضا را مدیریت کند و به جای تبدیل شدن به یک ائتلاف ضدغربی، بر همکاریهای عملی تمرکز کند.
بریکس؛ شبکه، نه سپر
واقعیت امروز بریکس برای ایران را میتوان در فاصله میان ۲ واقعیت خلاصه کرد. از یک طرف، این گروه بازار، سرمایه، انرژی و ظرفیت مالی قابل توجهی دارد؛ تجارت درون آن در ۲ دهه بیش از ۱۳ برابر شده، بانک توسعه جدید دهها میلیارد دلار پروژه تامین مالی کرده و استفاده از ارزهای ملی در برخی روابط دوجانبه رشد کرده است. از طرف دیگر، تجارت درون بریکس همچنان تنها بخش کوچکی از تجارت جهانی است، سازوکار پرداخت مشترک هنوز در مرحله توسعه قرار دارد، میان اعضا اختلافهای جدی وجود دارد و هیچ تعهد جمعی برای جبران آثار تحریمهای یک عضو وجود ندارد.
برای تهران، بنابراین مهمترین ارزش بریکس نه در وعده ایجاد یک «نظم مالی جدید» بلکه در امکان گسترش مجموعهای از مسیرهای جایگزین است: تجارت با چین و روسیه، استفاده محدودتر از دلار در برخی معاملات، توسعه روابط پرداختی دوجانبه و در آینده دسترسی احتمالی به منابع مالی نهادهای بریکس.
اما این ظرفیت با یک سپر اقتصادی کامل فاصله دارد. تحریم، جنگ، بیمه کشتیرانی، دسترسی به بانکهای بزرگ، فناوری و بازارهای جهانی مسائلی نیستند که عضویت در بریکس به تنهایی آنها را حل کند. به همین دلیل، ارزیابی واقعبینانه از اجلاس دهلی این نیست که بریکس برای ایران بیفایده است؛ بلکه این است که بریکس هنوز بیش از آنکه یک نظام جایگزین برای اقتصاد جهانی باشد، شبکهای از کشورها و سازوکارهای در حال شکلگیری است.
برای ایران، این شبکه میتواند برخی مسیرها را باز نگه دارد؛ اما هنوز نمیتواند به جای آنها یک جاده امن و مستقل در برابر تحریم و جنگ بسازد.
نظر شما