همشهری آنلاین، شقایق عرفی نژاد: اولین ساخته او با نام «قمارباز» در باره جنگ ۱۲ روزه و حملات سایبری به یک بانک با بازی کورش تهامی و شبنم قربانی بهمن ۱۴۰۳ در جشنواره فجر نمایش داده شد و بعد هم به اکران عمومی رسید. بهاری در دو سریال «اهل ایران» با مدیریت محمدحسین مهدویان و «سرو، سپید، سرخ» هم همکاری کرده و برای اولی اپیزود «رستگاری در گاندی» در باره حمله به بیمارستان گاندی و برای دومی اپیزود «در آسمان» را ساخت که هشتم شهریور پخش شد. با او به عنوان کارگردانی که بیشترین ساخته را در باره جنگ اخیر دارد، صحبت کردیم
با تجربه ساخت دو قسمت از دو سریال که کارگردانان متعدد دارد، به نظرتان کار در این سریالها چطور است؟
سریالهای خارجی که میبینید ادامهدار هستند و هر چند قسمتش را یک کارگردان میسازد، توالی داستانی دارند، ولی اینجا هر کس قسمت خودش را میسازد. در قالب یک مجموعه است، ولی هر اپیزود جداست و به خاطر همین همکاری و در ارتباط بودن کارگردانها مطرح نیست. هرچند طراح اصلی و مدیر هنری صحنه کل اپیزودها یک نفر بود و فکر میکنم هدف این بود که یک انسجامی در کار وجود داشته باشد.
شما پیش از این فیلم «قمارباز» را هم در جنگ ۱۲ روزه و در باره حملات سایبری ساخته اید. و تا اینجا دو تا سریال و یک فیلم از جنگی که به تازگی رخ داده، دارید. فکر نمیکنم کسی این تجربه را داشته باشد.
بله. خیلی تجربه خوبی است. چون شما درباره اتفاقی دارید فیلم میسازید که جدید است و مردم آن را حس کردهاند. در باره جنگ عراق نیست که شاید مثلاً ۸۰ درصد مخاطب اصلا آن زمان نبودهاند. درباره چیزی میخواهید کار کنید که تمام مخاطبان حس کردهاند و خیلی هم به آنها نزدیک است. این مسئله کار را هم سخت میکند و هم شیرین. مخاطب کنجکاو است که چیزی که دو ماه پیش دیده، الان در این فیلم چطور نشان داده شده است.

در اپیزود در آسمان از سریال سرو، سپید، سرخ، چطور شد سراغ خلبانها رفتید؟
به من از طریق مجموعه تهیهکنندههای این سریال پیشنهاد شد که اپیزودی برای این مجموعه کار کنم. چند تا طرح به من پیشنهاد دادند که بین آنها دو تا نظرم را جلب کرد و در نهایت اپیزود در آسمان را کار کردم.
چه شد که این طرح را انتخاب کردید؟
اول این که اصل ماجرا درباره یه عملیات واقعی است که خبرش هم در رسانهها کار شد. دو تا هواپیمای اف ۱۵ روز دوم جنگ از ایران بلند میشوند و یک پایگاه در کویت را میزنند. سه تا اف ۱۵ آمریکایی هم بلند میشود که اینها را بزنند و کویت اشتباهی این سه هواپیمای آمریکایی را هدف قرار میدهد. این داستان برای من خیلی جذاب بود. چون در درجه اول عملیاتی است که در آن پیروز شدیم و با موفقیت تمام شده و بعد هم یک اتفاق واقعی است. این برای من خیلی جذاب بود.
با توجه به این که برخلاف قسمتهای قبل که معمولا آپارتمانی هستند یا در آنها از ادوات جنگی استفاده نمیکنند، شما در این اپیزود از هواپیما و وسایل جنگی استفاده کردید و لوکیشن تصویربرداری در یک پایگاه هوایی بوده است. چه چالشهایی داشتید؟
همین پایگاه ارتش یکی از چالشها بود. ما بعد از جنگ ۴۰ روزه میخواستیم کار کنیم که دوباره جنگ هرمز پیش آمد. دوستان ارتش هم خب حق داشتند که ما را راه ندهند. اما وقتی شرایط مهیا شد که بتوانیم توی پایگاه کار کنیم دوستان ارتش هم همکاری کردند و شروع به کار کردیم. ولی مثلا یکی از چالشهای ما این بود که پایگاهی که ما در آن کار میکردیم جنگندهای که ما میخواستیم و در واقعیت از آن جنگنده استفاده شده بود، نداشتند. یعنی اصلا در آن پایگاه چنین جنگندهای نبود و امکانی هم وجود نداشت که آن را برایمان مهیا کنند. بنابراین با هوش مصنوعی جنگندههایی را که از آنها استفاده کرده بودیم، عوض کردیم. از نظر امکانات اما همه چیز در اختیار ما بود.
بازخوردها چطور بود؟
دوستان ارتشی که این قسمت را دیده بودند خیلی دوست داشتند. مخاطبان دیگر هم نظر مثبتی داشتند. البته خب بعضی هم اشکالاتی به کار گرفتند که طبیعی بود.
تجربه کار در شرایط جنگ را هم دارید.
بله. ما ۲۷ اسفند این اپیزود راکلید زدیم و با احتساب تعطیلی یکی دو روزه عید تا ۸ فروردین ماه شب کار بودیم. لوکیشن هم وسط شهر بود و نزدیک لوکیشن را تقریبا هر شب میزدند. اوایل گروه یک کم میترسید، ولی بعد طبیعی شده بود و با خنده و شوخی کار میکردیم.
تصویربرداری چند روز طول کشید؟
۸ جلسه برای اهل ایران و ۶ جلسه برای اپیزود در آسمان.
چطور اینقدر جلسات فیلمبرداری کم بوده است؟
قبل از این که سر صحنه برویم، فکرهایمان را میکردیم و میرفتیم که فقط اجرا کنیم. در سه تا کاری که کردهام هیچوقت بدون دکوپاژ سر صحنه نرفتهام. برای همین تقریبا همه اپیزودها چه سرو سپید سرخ و چه اهل ایران همه در همین بازه زمانی شش جلسه و هشت جلسه فیلمبرداری شدهاند.
نظر شما