به گزارش همشهری آنلاین، صابر گلعنبری کارشناس بینالملل و مترجم: در دو روز اخیر دوباره درگیری نظامی میان ایران و آمریکا متعاقب حمله این کشور به جزیره لارک از سرگرفته شده است. در تجاوز دیشب آمریکا به جنوب ایران، این بار در کوهستک جنایت دیگری رقم خورد و یک مجلس عروسی و شادی تبدیل به ماتم شد و تعدادی از جمله دو کودک جان خود را از دست داده و دهها نفر هم زخمی شدند. این درگیری در امتداد جنگی ناتمام به امری طبیعی و عادی تبدیل شده و در وهله اول منعکس کننده بنبست دیپلماتیک است. حملات آمریکا شدیدترین از نوع خود از حدود یک ماه قبل است؛ اما تا این لحظه به نحوی نیست که بیانگر تصمیم این کشور برای شروع جنگی مانند جنگ 40 روزه باشد؛ مگر این که تحولات میدانی رفته رفته آن را تحمیل کند.
البته خود همین حملات هم یک نوع جنگ محدود است. ظاهرا آمریکا فعلا ترجیح میدهد که هر از چند گاهی دست به چنین حملاتی بزند. از این رو حمله به سکوی موشکهای پرتاب مین در لارک صرفا یک بهانه برای آغاز این حملات بود. هدف هم تضعیف توانمندهای نظامی ایران برای رصد و کنترل جریان کشتیرانی در تنگه هرمز است. این که اهداف حملات قبلی در مناطق ساحلی جنوبی ایران دوباره عینا مورد حمله قرار گرفته است، موید این مدعاست. این حملات در نوع یک جنگ نظامی فرسایشی علیه ایران است؛ اما هدف آن فعلا بسترسازی برای تداوم و تشدید جنگ فرسایشی اقتصادی است؛ به این معنا که آمریکا بر این باور است که هر اندازه کنترل ایران بر تنگه هرمز را تضعیف کند و میزان نشتی احتمالی نفت از آن را بالا ببرد، میتواند از تبعات ناامن شدن و بسته ماندن تنگه برای اقتصاد آمریکا و جهان بکاهد تا از این رهگذر بستر لازم برای تداوم محاصره اقتصادی فراهم شود.
در این راستا هم شش ماه از آغاز جنگ و تجاوز علیه ایران گذشته و تنگه هرمز نیز تاکنون حدود پنج ماه مسدود مانده است؛ اهرمی که تاکنون آمریکا را به مصالحهِ مطلوبِ ایران وادار نکرده است. هر چند اقتصاد بینالملل و آمریکا در اشکالی و سطوحی در این چند ماه متاثر از تحولات تنگه هرمز بوده است؛ اما ظاهرا این تکانه اقتصادی فعلا از نظر آمریکا در حدی نیست که آن را مجبور به توافق و کوتاه آمدن کند. علت آن هم این است که از یک سو، قیمت نفت هنوز جهش قابل توجهی نکرده است که برگردانی سریع در تغییر رویکرد آمریکا داشته باشد و از دیگر سو به نظر میرسد که بازار تلاش میکند با یافتن راههای جایگزین، خود را با شرایط جدید سازگار کند.
اما این وضعیت اگر به شکلی متوقف نشود، میرود که ایران را درگیر یک جنگ فرسایشی کند که امنیت و ثبات اجتماعی آن را نشانه گرفته است و فعلا چشمانداز دیپلماتیک روشنی برای پایان این جنگ وجود ندارد. از این رو اگر آمریکا و متحدانش معتقد باشند که همچنان تبعات تحولات امنیتی در تنگه هرمز قابل مدیریت است و بازار انرژی جهان دچار شوک بزرگی نخواهد شد، به این جنگ فرسایشی در اشکال مختلف آن به ویژه اقتصادی علیه ایران و چرخه حمله و درگیری ادامه خواهند داد.
نظر شما