جنگ ایران، اولویت‌های راهبردی آمریکا را از آسیا به خاورمیانه تغییر داده و همزمان نگرانی متحدان واشنگتن درباره میزان تعهد و قابل پیش‌بینی بودن سیاست آمریکا را افزایش داده است؛ روندی که می‌تواند در سال‌های آینده شکل ائتلاف‌های آمریکا را دگرگون کند.

یو اس اس باکسر

همشهری آنلاین - گروه سیاسی: صفحه اصلی شبکه بی‌بی‌سی در روز دوشنبه دو تیتر مهم داشت که بازتاب‌دهنده تغییر سیاست آمریکا و تاثیری است که این تغییر بر نظم جهانی گذاشته است. تیتر نخست این بود: «ترامپ عمان، متحد آمریکا، را تهدید کرد که اگر بر سر توافق ایران مانع‌تراشی کند، آن را بمباران خواهد کرد.» تیتر دوم نیز چنین بود: «ترامپ پس از آنکه کره جنوبی از جنگ ایران کنار ماند، از کاهش رزمایش‌های نظامی با این کشور خبر داد.»

این دو تیتر بازتاب‌دهنده سیاستی از سوی آمریکا هستند که اکنون نوعی اثر پروانه‌ای در سراسر جهان ایجاد کرده است. آمریکا و اسرائیل در اواخر فوریه ۲۰۲۶ (اسفند ۱۴۰۴) تصمیم گرفتند ایران را بمباران کنند.

اورشلیم‌پست نوشت: اکنون آمریکا در حال کاهش نقش خود در اقیانوس آرام و آسیا و چرخش به سمت خاورمیانه است. پس از حدود یک‌ونیم دهه که آمریکا تلاش کرده بود تمرکز خود را بر چین و آسیا تقویت کند، راهبرد این کشور اکنون به‌شدت بر تنگه هرمز متمرکز شده و روابط آمریکا با کشورهای مختلف جهان نیز در حال تغییر است.

آمریکا از متحدان اروپایی و همچنین متحدانی مانند کره جنوبی به شدت انتقاد کرده است. تهدید عمان نشان می‌دهد کاخ سفید حاضر است حتی شرکا و دوستان آمریکا را نیز تهدید کند.

حضور آمریکا در آسیا به قرن نوزدهم بازمی‌گردد

تصمیم آمریکا درباره کره جنوبی می‌تواند پیامدهای بلندمدتی داشته باشد. در شرایطی که آمریکا در جنگ با ایران از حجم زیادی از مهمات استفاده کرده، اکنون این احتمال وجود دارد که دوستان آمریکا در اروپا و آسیا، این کشور را بیش از گذشته متحدی بی‌ثبات و غیرقابل پیش‌بینی ببینند. گزارش‌ها چه می‌گویند؟

روزنامه گاردین در بریتانیا نوشت: «رئیس‌جمهور کره جنوبی بار دیگر تلاش خود را برای بازپس‌گیری کنترل [عملیاتی] مستقل نیروهای نظامی از آمریکا در صورت وقوع جنگ افزایش داده و پس از دستور دونالد ترامپ برای کاهش رزمایش‌های مشترک، خواستار تسریع روند دستیابی به زیردریایی‌های هسته‌ای شده است.»

این گزارش افزود: «لی جائه میونگ روز سه‌شنبه گفت سئول باید بدون وقفه روند برنامه‌ریزی‌شده انتقال کنترل عملیاتی نیروهای کره جنوبی در زمان جنگ [کنترل عملیاتی زمان جنگ؛ Opcon]، از آمریکا را در دوره ریاست‌جمهوری او پیش ببرد؛ هدفی که او و دولتش مدت‌هاست دنبال می‌کنند.»

لی گفت: «یک ائتلاف قدرتمند، پایه امنیت را مستحکم‌تر می‌کند و تقویت توانمندی‌های خودمان، ارزش و ضرورت ما را به عنوان یک متحد افزایش می‌دهد.»

این اظهارات نشان می‌دهد کره جنوبی ممکن است از همین حالا به آینده فکر کند. هنوز مشخص نیست تصمیم آمریکا تا چه اندازه می‌تواند سیاست این کشور را در دهه آینده شکل دهد یا اینکه متحدان و شرکای آمریکا چگونه روابط خود را با یکدیگر و با واشنگتن تنظیم خواهند کرد.

روابط امنیتی کنونی آمریکا در سراسر جهان اغلب به دوران جنگ سرد یا حتی پیش از آن بازمی‌گردد. بنابراین بد نیست نگاهی به صدها سال سیاست آمریکا در آسیا بیندازیم. آمریکا بیش از ۱۷۰ سال است که آسیا و اقیانوس آرام را بخشی محوری از منافع راهبردی بلندمدت خود می‌داند. این سابقه به اواسط دهه ۱۸۵۰ بازمی‌گردد.

آغاز نقش مستمر آمریکا در آسیای شرقی

یکی از نخستین نقاط عطف در سال ۱۸۵۳ رقم خورد؛ زمانی که کمودور متیو پری با ناوگانی از کشتی‌های جنگی آمریکا وارد خلیج توکیو شد.

ماموریت او متقاعد کردن ژاپن برای پایان دادن به قرن‌ها انزوا و گشودن بنادر این کشور به روی تجارت بین‌المللی بود. معاهده کاناگاوا که در پی این اقدام منعقد شد، آغاز نقش مستمر آمریکا در شرق آسیا را رقم زد و به ایجاد زمینه برای مدرن‌سازی ژاپن و ظهور این کشور به عنوان یک قدرت بزرگ منطقه‌ای در سال‌های بعد کمک کرد. آمریکا در حال ورود به عرصه‌ای بود که پیش از آن قدرت‌های استعماری اروپایی در آن حضور داشتند.

ژاپن که مشتاق بود از آمریکا و دیگر کشورها بیاموزد، مدرن‌سازی ارتش خود را آغاز کرد. چند دهه بعد، این کشور در نبرد تسوشیما نیروی دریایی روسیه را شکست داد. توسعه‌طلبی ژاپن در کره و سپس چین، در نهایت به تصمیم این کشور برای حمله به آمریکا در سال ۱۹۴۱ منجر شد.

این تصمیم ژاپن پس از سال‌ها بحث درباره سیاست خارجی این کشور گرفته شد؛ بحثی که حول ۲ راهبرد متفاوت شکل گرفته بود: دکترین توسعه به سمت شمال که ارتش ژاپن از آن حمایت می‌کرد و هدفش حمله به سیبری شوروی بود، و دکترین توسعه به سمت جنوب که نیروی دریایی ژاپن طرفدار آن بود و حرکت به سمت جنوب، یعنی جنوب شرق آسیا و اندونزی، را دنبال می‌کرد.

پس از آنکه حضور آمریکا در ژاپن پیامدهای بلندمدتی بر جای گذاشت، واشنگتن اقدامات مهم دیگری را نیز در آسیا دنبال کرد. در دوران جنگ سرد، راهبرد آمریکا از تجارت به سمت مهار کمونیسم تغییر کرد.

پس از جنگ کره، واشنگتن تلاش کرد از گسترش کمونیسم در سراسر آسیا جلوگیری کند. این سیاست در نهایت به جنگ‌های کره و ویتنام انجامید؛ جنگ‌هایی که در آنها صدها هزار سرباز آمریکایی جنگیدند. برای نمونه، تفنگداران دریایی آمریکا را در نظر بگیرید که در سال ۱۹۶۵ در نزدیکی دانانگ در ویتنام پیاده شدند. واشنگتن در آن زمان نمی‌دانست که حضور نیروهای آمریکایی در این کشور نزدیک به یک دهه ادامه خواهد یافت.

سفر سرنوشت‌ساز به چین

یک تغییر تاریخی دیگر در سال ۱۹۷۲ رخ داد؛ زمانی که ریچارد نیکسون، رئیس‌جمهور آمریکا، برای دیدار با مائو تسه‌تونگ، رهبر چین، به پکن سفر کرد. این سفر توازن قدرت در جهان را تغییر داد.

این دوره، دوران تنش‌زدایی و دیپلماسی سه‌جانبه بود. آمریکا با برقراری روابط با چین تلاش کرد از شکاف میان مسکو و پکن بهره ببرد. دیپلماسی نیکسون، چین را از کشوری منزوی و انقلابی به بازیگری تبدیل کرد که به تدریج اهمیت بیشتری در نظام بین‌المللی پیدا می‌کرد.

چین در نهایت سیاستی را در پیش گرفت که با عبارت «توان خود را پنهان کن و زمان مناسب را انتظار بکش» شناخته می‌شود. دنگ شیائوپینگ در اواخر دهه ۱۹۸۰ و پس از او دیگر رهبران چین از این رویکرد حمایت کردند. اما چین امروز بسیار قاطعانه‌تر عمل می‌کند. چه کسی می‌توانست پیش‌بینی کند که سفر نیکسون به چین به چنین تغییری منجر خواهد شد؟ چه کسی می‌توانست بداند ورود پری به ژاپن چنین پیامدهای بلندمدتی خواهد داشت؟

سردرگمی در سیاست‌های آسیایی آمریکا

آمریکا در دوران جنگ سرد و پس از آن، شبکه ائتلاف‌های خود را با کشورهایی مانند ژاپن، کره جنوبی، استرالیا، فیلیپین، تایلند و دیگر شرکا گسترش داد و در عین حال حضور گسترده دریایی خود را در سراسر اقیانوس آرام حفظ کرد. اکنون آمریکا به دلیل جنگ با ایران، در حال انتقال بخشی از ظرفیت‌های دریایی خود به خاورمیانه است.

دولت‌های متوالی آمریکا، اقیانوس هند ـ آرام را عرصه اصلی راهبرد بلندمدت آمریکا می‌دانستند؛ اما اکنون این احساس شکل گرفته است که سیاست آمریکا بر خاورمیانه متمرکز شده است.

برخی این تحول را برای روابط آمریکا و اسرائیل مهم می‌دانند. حتی برخی استدلال می‌کنند که اسرائیل امروز یکی از معدود متحدان واقعی آمریکا است. با این حال، پیامد بلندمدت این روند ممکن است آن باشد که دیگر شرکا و متحدان آمریکا به دنبال روابط جدید بروند و درباره آینده، گزینه‌های جایگزین خود را نیز در نظر بگیرند.

سیاست آمریکا در آسیا در طول تاریخ نشان داده است که برخی تصمیمات سیاسی می‌توانند پیامدهایی بلندمدت داشته باشند. کاهش نقش آمریکا در کره جنوبی نیز می‌تواند یکی از همین نقاط عطف باشد.

کد خبر 1061948

برچسب‌ها

پر بیننده‌ترین اخبار سیاست‌خارجی

دیدگاه خوانندگان امروز

پر بیننده‌ترین خبر امروز

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha