همشهری آنلاین: ۱۸مردادماه، روزی است که معادلات فوتبال ایران بار دیگر با یک شگفتی بزرگ و البته عجیب به هم ریخت. جواد نکونام، مردی که بهنظر میرسید از سطح اول فوتبال ایران فاصله گرفته است، پس از یکسال و ۱۱ماه و ۵روز دوری، دوباره به نیمکت یک تیم لیگ برتری بازگشت. آخرین تصویر بهجا مانده از او روی نیمکت، به شب تلخ ۱۳شهریور سال ۱۴۰۳ و شکست مقابل السد قطر برمیگردد؛ شبی که پایان کار او در استقلال را رقم زد. حالا اما در شرایطی که فقط ۵روز به سوت آغاز فصل جدید لیگ برتر در روز ۲۳ مرداد باقی مانده، نکونام در چرخشی حیرتانگیز هدایت تراکتور تبریز را برعهده گرفته است.
اینجا لیگ ایران است؛ اتمسفری که هر لحظه میتواند شما را غافلگیر کند و منطق در آن گاهی هیچ جایگاهی ندارد. یکی از بزرگترین عجایب این فصل، دقیقا در همین تغییر ناگهانی نهفته است؛ مربیای که هفتهها تیم را تمرین داده و از صفر تا صد دوران آمادهسازی پیشفصل را مدیریت کرده، درست در آستانه شروع مسابقات از سمت خود کنار میرود و باشگاه در یک چشمبرهمزدن با سرمربی جدیدی قرارداد میبندد. هنوز بهطور دقیق مشخص نیست محمد ربیعی که تمام این مدت در حال آمادهسازی تراکتور برای شروعی قدرتمند در مسابقات بود، چرا و چگونه به نقطه پایان رسید. در هفتههای اخیر، زمزمههای بلندی به گوش میرسید که هواداران تراکتور در فضای مجازی شمشیر را برای ربیعی از رو بستهاند؛ آنها با ایجاد یک فشار هماهنگ، او را مربی کوچکی برای نیمکت بزرگ تراکتور میدانستند. اما سؤال اساسی اینجاست که آیا واقعا مدیریت یک باشگاه حرفهای باید بهخاطر التهابات فضای مجازی، به این راحتی از انتخاب و استراتژی خود عقبنشینی کند و پروژه چندهفتهای خود را دور بریزد؟
در سوی دیگر این معادله، جواد نکونام ایستاده است. بازگشت او بهخودیخود یک داستان پرکشوقوس و پر از ابهام است. نکونام که پس از جدایی از استقلال نتوانسته بود مسیر بازگشت به فوتبال را هموار کند و حتی مذاکراتش با تیمهایی نظیر پیکان و صنعت نفت آبادان نیز به بنبست و ناکامی ختم شده بود، حالا چگونه توانست هدایت یکی از پرهوادارترین و بزرگترین تیمهای ایران را در دست بگیرد؟ این جهش ناگهانی از مذاکره ناموفق با تیمهای پایینجدولی به نشستن روی نیمکت تیمی که همیشه مدعی قهرمانی است، از آن دست معماهایی است که شاید در ساختار مدیریت فوتبال ما هرگز پاسخ روشنی برایش پیدا نشود.
اما فراتر از حواشی مدیریتی و نقلوانتقالاتی، یک پارادوکس بزرگ فنی نیز در این میان خودنمایی میکند. جواد نکونام همواره با یک فلسفه مشخص در فوتبال ایران شناخته شده است؛ بازی درگیرانه، اولویت دادن به ساختار دفاعی مستحکم، احتیاط و استفاده از حداقل موقعیتها. در نقطه مقابل، تراکتور این فصل تیمی است که تا دندان مسلح به نیروهای هجومی فوقالعاده و ستارگان فانتزیباز است. اینکه فلسفه تدافعی نکونام چگونه قرار است با ابزارهای هجومی و ذات رو به جلوی تراکتور فعلی همخوانی پیدا کند، علامت سؤال بزرگی است که ذهن تحلیلگران را به خود مشغول کرده است. آیا نکونام قرار است افکار خود را تغییر دهد یا ستارههای هجومی تراکتور باید در خدمت یک سیستم دفاعی درآیند؟
همه اینها سؤالات بیپاسخی است که در دل این داستان پنهان شدهاند. لیگ ایران بار دیگر ثابت کرد که پیشبینیناپذیرترین لیگ دنیاست؛ لیگی که در آن، مردی پس از ناکامی در یافتن تیم، ناگهان فرمانده ارتش سرخ تبریز میشود. باید منتظر ماند و دید این قمار بزرگ مدیریت، درنهایت به نفع تراکتور تمام خواهد شد یا تبریز را در همان هفتههای ابتدایی وارد بحرانی تازهتر میکند.
بازگشت جواد نکونام لیگ برتر، تنها ۵روز مانده به آغاز لیگ، یکی از غیرمنتظرهترین اتفاقات فوتبال ایران بود. مردی که پس از جدایی از استقلال نزدیک به دو سال دور از لیگ ماند، حالا در یک چرخش عجیب، فرماندهی یکی از مدعیان اصلی قهرمانی را برعهده گرفته است.
کد خبر 1059461
نظر شما