«بامداد خمار» ساخته نرگس آبیار که بعد از کارگردانهای مختلفی که میخواستند که این پروژه را بسازند، آن را در دست گرفت، اقتباسی است از رمان بامداد خمار فتانه حاج سیدجوادی که در میانه دهه هفتاد بسیار خوانده شد و طرفداران زیادی داشت. رمان آنقدر مشهور و محبوب شد که کاملا مشخص بود چنانچه اقتباس تصویری به شکل فیلم یا سریال از آن صورت گیرد، بسیار مورد توجه قرار خواهد گرفت. حالا و بیش از ۲۰ سال از اولین انتشار رمان، سریال ساخته شده و بینندگان کمی هم ندارد. دست کم از سریال قبلی سازندهاش، سووشون، که آن هم اقتباسی از رمان سووشون سیمین دانشور بود، مخاطبین بیشتری جذب کرده و این را میتوان از دیدگاههای زیادی هم که در شبکههای اجتماعی برای آن نوشته شده، متوجه شد. در این نظرها یک نکته عموما تکرار میشود: تفاوتهای سریال با رمان. این که سریال با رمان تفاوتهایی داشته باشد، البته برای یک اقتباس تصویری کاملا عادی است. اما این تفاوت ها در داستان رحیم و محبوبه در رمان و سریال ظاهرا برای مخاطبان جالب نبوده است. یکی از اتفاقاتی که در نتیجه تغییرات زیاد در رمان رخ داده، نقش کمرنگ رحیم است که باعث شده عشق محبوبه و رحیم هم در سریال شکل نگیرد. قسمت چهارم از فصل دوم سریال منتشر شده و هنوز رحیم کمترین حضور را دارد. در حالی که در رمان در همان یک سوم ابتدایی تکلیف عشق محبوبه و رحیم مشخص میشد و با هم ازدواج میکردند و بعد ماجراهای بعدی اتفاق میافتاد.
به همین دلیل و به موازات کم شدن نقش رحیم، حضور منصور، پسر عموی محبوبه که عاشق اوست، پررنگ است. آنقدر پررنگ که تعداد بسیاری از تماشاگران سریال در نظرهایشان فقط در باره او نوشته اند و او را به رحیم ترجیح داده اند.
تفاوتهای دیگر
یکی از تفاوتهای رمان و سریال شراکت بصیرالملک پدر محبوبه و خان والا، پدر اصلان است. در رمان نامی از خان والا و شراکتش با بصیرالملک نیست و تنها به ثروت خانواده اصلان اشاره میشود. از طرف دیگر خواستگاری اصلان از محبوبه فقط در حد خواستگاری میماند و اصلا به سفره عقد نمیکشد و محبوبه همان اول او را رد میکند.
مسئله دیگر علاقه خجسته به منصور است که در رمان اشاره ای به آن نشده است و خجسته چند سال بعد از محبوبه با فرد دیگری ازدواج میکند.
ضمن این که دررمان پدر و عموی محبوبه هیچ اختلافی ندارند و صمیمیهستند و در زمان خواستگاری در باغ شمران به محبوبه بسیار احترام میگذارند. ضمن این که مادر منصور هم مخالفتی ندارد.
در رمان بصیرالملک برای داشتن یک فرزند پسر با زن دیگری به شکل محرمانه ازدواج میکند. دررمان چیزی از علاقه بین بصیرالملک و این زن مطرح نمیشود. در عوض در سریال بصیرالملک و همسر دومش عاشق یگدیگر تصویر شده اند.
مخاطبان چه نوشته اند
یکی از بینندگان بامداد خمار در باره این مقدار از تغییرات در سریال نوشته: «کارگردان که فیلم را کلا یک چیز جدا از کتاب کرده و داستان را عوض کرده است. کاش اصلا اینطوری میساخت که محبوبه عاشق منصور شود.»
مخاطب دیگری که از تغییرات ناراضی است، نوشته: «چرا باید داستان را تغییر دهند و سریال بسازند؟ اگر قرار بود انقدر تحریف شود که نباید اسم رمان را روی سریال میگذاشتند و شخصیتها نباید انقدر دقیق در سریال و رمان یکی میبود.»
دیگری هم اینطور اظهار نظر کرده است: «اینها که کل داستان را تغییر دادند اسم سریال را هم تغییر میدادند که حداقل دلمان نسوزد. میگفتیم یک روایت جدید داریم میبینیم.»
اما کاربر دیگری به مسئله دراماتیزه کردن رمان و آماده کردن آن برای سریال گفته است: «به این کار دراماتیزه کردن توسط فیلمنامه نویس کارگردان گفته میشود که تقریبا در هر اقتباس تصویرری اتفاق میافتد. «
نظر شما