به گزارش همشهری آنلاین، رسانههای رژیم صهیونیستی از چندین سال پیش سامانه ضد موشکی لیزری رژیم صهیونیستی که با نام های «ماگین اور» و «اور ایتان» شناخته میشود، را به عنوان تحولی تاریخی در معادله جنگها معرفی می کردند و مدعی بودند این سامانه ها تنها با چند دلار هزینه، قادر به رهگیری موشکهای متخاصم هستند و ذخایر آنها و توانایی مقابله با موشکها، گلولهها و پهپادها در آنها پایانی ندارد.
با وجود تبلیغات گسترده رسانههای صهیونیستی، آنچه در جنگهای اخیر فاش شده و رسانه های صهیونیستی نیز به آن اذعان کردند، شکاف عمیق میان دستاورد میدانی این فناوری و تصویر ارائه شده از سوی رژیم صهیونیستی را نشان داد.
ایده تبلیغاتی «اور ایتان» به این ترتیب است که این سامانه به جای شلیک یک موشک رهگیر از سامانه «گنبد آهنین» که هزینهاش دهها هزار دلار برآورد میشود، از پرتو لیزری استفاده میکند که هزینه انرژی لازم برای شلیک آن از چند دلار فراتر نمیرود.
یووال آزولای، گزارشگر صنایع نظامی در روزنامه «کالکالیست»، مدعی شد که یک مقام ارشد دفاعی، هزینه رهگیری با لیزر را «چند شِکِل» برآورد کرده است، در حالی که هزینه رهگیری با گنبد آهنین دهها هزار دلار است. وی همچنین از همان منبع نقل کرد که میتوان پرتو لیزر را در حدود ۹۰٪ روزهای سال به سمت تهدیدات هدایت کرد و نسخه اصلی آن برای تاثیرگذاری در بردی تا حدود ۱۰ کیلومتر طراحی شده است.
شکست پدافند لیزری در برابر موشکهای بالستیک ایران
با وجود این تبلیغات، سامانه مذکور در جنگ اخیر در برابر سختترین آزمون قرار گرفت و این سامانه در برابر موشکهای بالستیک ایران کاملا شکست خورده و رصد این موشک ها خارج از محدوده توانایی لیزرهای صهیونیستی باقی ماند. به همین علت بود که رژیم صهیونیستی ارقام روشنی در مورد تعداد رهگیریهای انجام شده توسط این سامانه، نرخ موفقیت آن یا منطقهای که وظیفه حفاظت از آن را داشته، ارائه نکرد.
رهگیری نشدن موشکهای بالستیک به خودی خود شکست برای این سامانه محسوب نمیشود، زیرا «اور ایتان» برای جایگزینی سامانههای «حیتس» و «تاد» طراحی نشده است. اما رسوایی که در این زمینه برای رژیم صهیونیستی به بار آمد، این بود که جنگ ثابت کرد که ادعای «حل شدن بحران دفاع هوایی رژیم صهیونیستی توسط لیزر» محدودیتهای زیادی دارد.
ناپدید شدن سامانه لیزری در جبهه شمال
فعالیت این سامانهها در جریان دور درگیریها در جبهه شمال بسیار محدود بود. این در حالی بود که دهها پهپاد وارد حریم هوایی سرزمینهای اشغالی شده بودند، ولی ارتش صهیونیستی هیچ گزارشی از تاثیر این سامانه لیزری در رهگیری پهپادهای مذکور منتشر نکرد.
این سامانه مرحله آزمایشی خود را به پایان رساند و عملیاتی شدن آن اعلام شد و اولین واحدهای آن به ارتش اسرائیل تحویل داده شد. با این وجود رسانههای صهیونیستی هیچ دادهای درباره موفقیت آن در یک حمله همزمان یا در شرایط جوی و عملیاتی متغیر ارائه نمیدهند.
محدودیتهای فیزیکی و ضعفهای ساختاری سامانه
یک مطالعه انجام شده توسط «مؤسسه مطالعات امنیت داخلی اسرائیل» (INSS) توضیح میدهد که پرتو لیزر هنگام عبور از جو، بخشی از قدرت خود را از دست میدهد و تحت تأثیر رطوبت، گرد و غبار، دود، مه و ابرها قرار میگیرد. همچنین، این سامانه به «خط دید مستقیم» و تثبیت دقیق و طولانیمدت روی هدف نیاز دارد تا بتواند آسیب ایجاد کند. به این ترتیب هرچه فاصله بیشتر شود یا هدف با سرعت بیشتری حرکت کند، عملیات ردیابی و تمرکز پرتو دشوارتر میشود.
تنها حدود ۳۰ درصد از برق مصرفی به پرتو فعال تبدیل میشود و باقیمانده به حرارتی تبدیل میشود که باید دفع شود. با افزایش قدرت لیزر، سامانههای خنککننده بزرگتر و از نظر مهندسی پیچیدهتر میشوند؛ این مسئله نصب سامانههای قدرتمند بر روی سکوهای متحرک یا استفاده مداوم از آنها را دشوارتر می کند.
از سوی دیگر، لیزر به صورت «متوالی» عمل میکند؛ یعنی روی یک هدف تمرکز کرده و سپس به هدف بعدی میرود. بنابراین، سامانه در برابر «انبوه پهپادها» یا «شلیکهای پرحجم» با مشکل مواجه میشود، مگر اینکه تعداد زیادی سامانه متصل به رادارها و حسگرها مستقر شود.
هزینههای پنهان و ناکارآمدی در پوشش مرزها
این محدودیتها نشان میدهد که عبارت «رهگیری با چند دلار» تنها زمانی صحیح است که فقط هزینه برق مصرفی پرتو محاسبه شود. هزینه کامل سامانههای مذکور شامل باتری، سامانه هدایت، خنککننده، رادار، نگهداری، نیروی انسانی، زیرساختهای الکتریکی و حفاظت از سایتِ سامانه است. قیمت هر سامانه «دهها میلیون شِکِل» برآورد شده و ایجاد پوشش دفاعی مؤثر در طول مرزهای سرزمینهای اشغالی، نیازمند سرمایهگذاریهای میلیاردی است.
فرمانده پیشین سامانه دفاع هوایی گفت که گرچه لیزر یک «پیشرفت تکنولوژیک خیره کننده» است، اما نباید انتظارات مبالغهآمیزی پیرامون آن شکل بگیرد و اینگونه نشان داده شود که یک شبه تمام مشکلات دفاع هوایی رژیم صهیونیستی حل میشود.
وی تأکید کرد که این سامانه همچنان کوتاهبرد و به شرایط جوی حساس است و در وضعیت فعلی، عملکرد آن عمدتاً بر پهپادها و اهداف سبک و کند تمرکز دارد، نه موشکهای بالستیک و تهدیدات دوربرد ایران.
توسعه سامانه «ماگین اور» به دلیل مشکلات در تمرکز پرتو، خنکسازی و موانع آبوهوایی و بودجهای، بین ۱۵ تا ۲۰ سال طول کشیده است. این تعویق های مکرر بهره برداری دقیق میدانی از این سامانه را در هاله ای از ابهام قرار داده است.
نظر شما