به گزارش همشهری آنلاین، «میخواهم به شرافتم قسم بخورم که با جانودل تا آخرین روز قرارداد میجنگم.» این را رضاییان دو فصل پیش گفت. آن روز هواداران استقلال ذوقزده شدند. اما حالا، یک سال مانده به پایان قرارداد، او رفته. نه فقط قبل از پایان قرارداد رفته که با فسخ و در بدترین زمان ممکن؛ وقتی پنجره نقلوانتقالات بسته است و تیم خارجیهایش را ازدستداده است.
رضاییان در جام جهانی ۲۰۲۶ درخشید. دو گل و یک پاس گل، کارنامهای ایدهآل برای یک دفاع راست است. او به همین بهانه برای فصل جدید ۲۰۰ میلیارد تومان از استقلال درخواست کرد. باشگاه نپذیرفت و او بند فسخ را پرداخت کرد و رفت. نه تماسی با باشگاه گرفت، نه پاسخ اتمامحجت سهروزه بختیاریزاده، سرمربی تیم را داد. فقط در استوری اینستاگرامی نوشت: «جای اولتیماتوم در رسانهها، تماس میگرفتید.»
این رفتن، تکراری شده است. او در پرسپولیس هم همینطور رفت. گویی رضاییان یکچرخه همیشگی دارد: عشق اول، اختلاف، دویدن در خیابانها و خداحافظی تلخ. او یکی از بهترین بازیکنان ایرانی است که در جام جهانی به میدان رفته، اما در مدیریت حاشیهها، تازهکار است.
بازیکن ۳۷ سالهای که علیرغم آمادگی بدنیاش همچنان در مدیریت حواشی بیرون از زمین با مشکل روبهروست و اکتهایش بیشتر به بازیکنانی میخورد که تازه در ابتدای راه هستند. پاککردن پستهایش با پیراهن استقلال و برگرداندنش، احتمالاً کاری است که از یک جوان انتظار میرود.
او در رختکن تیمهایش نیز بازیکن محبوبی نیست و با دیگران دمخور نمیشود. هم در پرسپولیس و هم در استقلال او با طعنهٔ همتیمیهایش مواجه شد. بزرگان رختکن پرسپولیس او را نمیخواستند و حالا یاسر آسانی در استقلال هم با طعنه، حردانی، همپستیاش را بهترین ایران معرفی میکند. گویی هر جا که میرود، با وجود درخشش در زمین، در رختکن یک غریبه است.
تا سالها مردم اروپا فکر میکردند قوها همگی به رنگ سفید هستند. تا روزی که محققان اروپایی به استرالیا رسیدند و برای اولینبار دیدن قوی سیاه جا خوردند. رامین رضاییان در فوتبال ایران در چنین جایگاهی است. کسی که همه را در جام جهانی شگفتزده میکند، اما هیچکس نمیداند با او چه کند.
نظر شما