یکشنبه ۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۲:۴۰
۰ نفر

تقلیل تقابل آمریکا با ایران به شخصیت ترامپ، می‌تواند خطایی راهبردی باشد؛ زیرا شواهد از تداوم برخی اهداف کلان واشنگتن فراتر از جابه‌جایی دولت‌ها حکایت دارد. راه‌حل مناسب به‌نظر می‌رسد پایان قطعی جنگ در زمان هرچه سریع‌تر باشد.

iran-us

همشهری‌آنلاین، امید محمدیان: بسیاری بدون یادآوری تاریخ پر از جنگ آمریکا چه در زمان زمامداری دموکرات‌ها یا جمهوری‌خواهان تلاش دارند که ماجراجویی‌های اخیر نظامی این کشور علیه ایران را تنها در چارچوب دولت ترامپ و شخصیت پرهیاهو و غیرمتعارف او تحلیل کنند. چنین نگاهی می‌تواند در محاسبات مربوط به جنگ و تشخیص اهداف دشمن، گمراه‌کننده و خسارت‌بار تمام شود.

شاید یادآوری سقوط ناگهانی و غافلگیرکننده اسد در ماه‌های آخر دولت جو بایدن در کنار چراغ سبز اخیر ترامپ به جولانی برای جنگ با حزب‌الله لبنان به ما سرنخی از نقشه‌های بزرگ راهبردی آمریکا در منطقه فراتر از نوع دولت‌های حاکم آن نشان دهد. مضافا نباید فراموش کرد که زمزمه‌های جنگ‌های نظامی علیه ایران از ماه‌های آخر سال 2024 در فضای رسانه‌ای پیچیده شده بود و حتی شایعه شده بود که در این زمینه میان اعضای دولت بایدن و تیم انتقالی دولت ترامپ در ماه‌های آخر ریاست‌جمهوری بایدن جلساتی برگزار شده بود.

همچنین باید دقت داشت عبور از خط قرمزهای اصلی برای امکان‌پذیر ساختن جنگ‌های گسترده علیه ایران چون شهادت سید حسن نصرالله دبیر پیشین و محبوب این جریان در کنار سقوط ناگهانی اسد در زمان دولت بایدن کلید خوردند. تحولاتی شتابان در خاورمیانه که خبر از طرح یا اقدام برزگی می‌دادند. به نظر بسیاری از کارشناسان و حتی شهید لاریجانی، برای جنگ 12روزه از سال‌ها پیش برنامه‌ریزی شده بود.

درنهایت باید درنظر داشت اگر جنگ علیه ایران در زمینه‌ای فراتر از شخصیت ترامپ و تصمیمات دولت او طرح‌اندازی می‌شوند، محاسبات و چشم‌انداز در خصوص این جنگ هم باید گسترده‌تر و با درنظر داشتن ابعاد متفاوت لحاظ شود. مثلا اگر برای مقاومت در مقابل حملات آمریکا برنامه‌ریزی می‌شود نباید آن را محدود به دوره دولت ترامپ دانست بلکه باید یاد داشت بدعهدی آمریکا علیه ایران در برجام از زمان ترامپ کلید خورد ولی در دوره بایدن دنبال شد و حتی بنا به اظهارات اخیر باقری کنی از مذاکره‌کنندگان دولت شهید رییسی؛ احیای قریب‌الوقوع برجام در تابستان 1401، با وقوع اعتراضات نسبت به مرگ مهسا امینی در ایران، ابتر ماند.

بنابراین می‌توان انتظار داشت کارزار گسترده اقتصادی و نظامی ترامپ علیه ایران تا پایان دوره او، هر اوج و حضیضی داشته باشد؛ می‌تواند برخلاف شعارهای پرطمطراق هر جانشین احتمالی او مبنی بر پایان جنگ (با هدف جذب آراء)، ادامه پیدا کند و آمریکا به دنبال فرصت ضربات سهمگین‌تر با فرسایشی کردن وضعیت اجتماعی، اقتصادی و نظامی داخل در درازمدت است. وسوسه تغییر رژیم حتی به قیمت ویرانی کشورها منحصر به بوش و ترامپ نیست، در زمان اوباما که خود از منتقدان اصلی جنگ عراق بود؛ خرابکاری بزرگ در لیبی و به هرج و مرج کشاندن سوریه از میراث‌هایش است.درواقع می‌توان انتظار داشت اگر یک دموکرات ضدجنگ هم بعد ترامپ به کاخ سفید برسد، تضمینی برای پایان ماجراجویی‌های آمریکا علیه ایران نخواهد بود. با این شرایط به‌نظر می‌رسد راه حل در مقابل جنگ‌جویی آمریکا، چه نظامی چه دیپلماتیک، پایان قطعی جنگ در زمانی هرچه سریع‌تر باشد.

حتی اگر روزی میان ایران و آمریکا توافقی تجاری درکنار پایان جنگ حاصل شود؛ باید متضمن نوعی وابستگی متقابلی باشد که اهرم فشارهای ایران را در مقابل بدعهدی‌های بعدی آمریکا، معنادارتر و پایدارتر کند. مانند چین که در مقابل تعرفه‌های سنگین و غیرمتعارف آمریکا درخصوص استخراج و بهره‌برداری عناصر نادر خاکی، آنها را وادار به عقب‌نشینی از چنین سیاست‌های خصمانه‌ای کرد. چرا که آمریکا 70درصد این عناصر حیاتی در حوزه‌های نظامی و هوش مصنوعی را از چین وارد می‌کند. باید دقت داشت که موضوعات ایران، چین و روسیه در حوزه‌های کلان‌راهبردی آمریکا دسته‌بندی می‌شوند و ماجراجویی نظامی ترامپ علیه ایران را نمی‌توان تنها در محدوده شخصیتی نامتعارف او دانست.

کد خبر 1055843

برچسب‌ها

پر بیننده‌ترین اخبار غرب آسیا

دیدگاه خوانندگان امروز

پر بیننده‌ترین خبر امروز

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha