همشهری آنلاین - گروه سیاسی: دور تازه تنش میان ایران و آمریکا در روزهای اخیر، آتشبس شکننده میان ۲ کشور را عملا در آستانه فروپاشی قرار داد. پس از حمله ایران به یک کشتی تجاری در تنگه هرمز و اعلام بسته شدن این آبراه از سوی تهران، آمریکا موج جدیدی از حملات هوایی را علیه اهدافی در جنوب ایران آغاز کرد. ایران نیز در پاسخ، حملات موشکی و پهپادی به اهداف مرتبط با آمریکا در چند کشور منطقه از جمله بحرین، قطر، کویت، اردن و عمان انجام داد؛ رخدادهایی که نگرانیها درباره آغاز دوباره جنگ را افزایش داده است. با این حال، بررسی وضعیت بازار جهانی نفت نشان میدهد دولت دونالد ترامپ، برخلاف ظاهر تهاجمی خود، فعلا توان تحمل یک جنگ تمامعیار دیگر را ندارد.
اگرچه ازسرگیری حملات متقابل، این تصور را ایجاد کرده که واشنگتن ممکن است بار دیگر وارد یک جنگ گسترده با ایران شود، اما محدودیت اصلی آمریکا نه در میدان نبرد، بلکه در بازار جهانی انرژی نهفته است.
تحلیل شرایط بازار نفت نشان میدهد مهمترین عاملی که تاکنون مانع جهش بیسابقه قیمت نفت شده، استفاده گسترده کشورهای مختلف از ذخایر راهبردی خود بوده است؛ ذخایری که اکنون بخش قابل توجهی از آنها مصرف شده و دیگر مانند ابتدای بحران قابل اتکا نیستند.
بازاری که برخلاف انتظار دوام آورد
در ماههای گذشته، با وجود بسته شدن تنگه هرمز و کاهش حدود ۱۱ میلیون بشکهای عرضه روزانه نفت جهان، بازار جهانی برخلاف پیشبینی بسیاری از تحلیلگران فرو نپاشید.
بانک گلدمن ساکس این وضعیت را بزرگترین شوک عرضه نفت در تاریخ توصیف کرده بود، اما قیمت نفت عمدتا در محدوده ۹۰ تا ۱۲۰ دلار در هر بشکه باقی ماند؛ در حالی که بسیاری از کارشناسان پیشبینی میکردند در صورت ادامه بسته بودن تنگه هرمز، قیمتها حتی به ۲۰۰ یا ۳۰۰ دلار نیز برسد.
۲ عامل اصلی مانع وقوع این سناریو شد. نخست، جهان از ذخایر عظیم نفتی خود استفاده کرد. برآورد جیپی مورگان (بزرگترین بانک آمریکا) نشان میدهد در آغاز بحران، حدود ۸.۴ میلیارد بشکه نفت در انبارهای جهان وجود داشت؛ رقمی بالاتر از میانگین تاریخی که امکان جبران بخش مهمی از کاهش عرضه را فراهم کرد.
عامل دوم، کاهش ناگهانی واردات نفت چین بود. پکن که معمولا بزرگترین واردکننده نفت جهان است، واردات خود را حدود ۴ میلیون بشکه در روز کاهش داد. بخشی از این کاهش به افزایش استفاده از خودروهای برقی و بخشی دیگر به برداشت گسترده چین از ذخایر استراتژیک نفتی خود مربوط بود. بر اساس تحلیل بلومبرگ، حدود نیمی از کاهش تقاضای نفت چین ناشی از مصرف همین ذخایر بود.
نتیجه آن شد که جهان بدون وقوع یک شوک تمامعیار نفتی، از سختترین مرحله بحران عبور کرد.
ذخایر راهبردی آمریکا زیر فشار
اما این راهکار تنها برای مدت محدودی قابل استفاده است. بر اساس تازهترین آمار اداره اطلاعات انرژی آمریکا، حجم ذخایر راهبردی نفت این کشور (SPR) از حدود ۴۱۵ میلیون بشکه پیش از جنگ به ۳۲۵ میلیون بشکه کاهش یافته است. این پایینترین سطح ذخایر آمریکا از سال ۱۹۸۳ محسوب میشود.
نکته مهمتر آنکه برداشت از این ذخایر حتی پس از برقراری آتشبس نیز ادامه داشته است؛ موضوعی که نشان میدهد بازار جهانی هنوز بدون تزریق نفت از ذخایر راهبردی قادر به حفظ تعادل نیست. در ظاهر، ۳۲۵ میلیون بشکه همچنان رقم بزرگی به نظر میرسد، اما کارشناسان هشدار میدهند این ذخیره را نمیتوان تا پایان مصرف کرد.
نفت آمریکا در غارهای عظیم نمکی لوئیزیانا و تگزاس نگهداری میشود و برداشت بیش از اندازه، خطر فروریختن این سازهها را افزایش میدهد. علاوه بر این، برای حفظ فشار عملیاتی، همواره باید دستکم حدود ۱۶۰ میلیون بشکه نفت در این مخازن باقی بماند.
این سامانه که پس از بحران نفتی ۱۹۷۳ طراحی شد، تنها برای ۲۵ سال عمر مفید و ۵ برداشت گسترده ساخته شده بود؛ در حالی که اکنون ۹ بار برداشت سنگین از آن انجام شده است. به همین دلیل، تحلیلگران جیپی مورگان هشدار میدهند اگر مجموع ذخایر نفت جهان به کمتر از ۶.۸ میلیارد بشکه برسد، بازار وارد مرحلهای بسیار خطرناک خواهد شد.
بابالمندب؛ نگرانی بعدی بازار نفت
نگرانی اصلی تنها به تنگه هرمز محدود نمیشود. در ماههای اخیر، عربستان سعودی بخش مهمی از صادرات نفت خود را از بنادر شرقی به بنادر غربی منتقل کرده تا نفت از مسیر دریای سرخ و بابالمندب صادر شود. در نتیجه، حجم نفت عبوری از بابالمندب از حدود ۳ میلیون بشکه در روز پیش از جنگ به حدود ۸ میلیون بشکه در روز افزایش یافته؛ رقمی معادل نزدیک به ۸ درصد عرضه جهانی نفت.
اگر ایران علاوه بر هرمز، این گذرگاه را نیز از طریق حملات مستقیم یا با استفاده از نیروهای همپیمان خود مختل کند، کسری عرضه جهانی از حدود ۱۱ میلیون بشکه در روز به نزدیک ۲۰ میلیون بشکه خواهد رسید. در چنین شرایطی، دیگر ذخایر راهبردی جهان نیز با سرعت بسیار بیشتری تخلیه خواهند شد و احتمال جهش شدید قیمت نفت و حتی کمبود فیزیکی عرضه افزایش مییابد.
ترامپ میان جنگ و اقتصاد
به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران معتقدند محدودیت اصلی ترامپ در برابر ایران، توان نظامی نیست، بلکه اقتصاد است. رئیسجمهور آمریکا پیشتر در نشست گروه ۷ اذعان کرده بود اگر جنگ ادامه پیدا میکرد، ذخایر نفتی ظرف چند هفته به پایان میرسید و بازار جهانی با بحرانی جدی روبهرو میشد.
به دنبال امضای یادداشت تفاهم میان تهران و واشنگتن، قیمت نفت به سرعت کاهش یافت و تقریبا به سطح پیش از جنگ بازگشت؛ هرچند حملات روزهای اخیر دوباره روند صعودی قیمتها را آغاز کرده است. به بیان دیگر، هرگونه جنگ تازه، تنها یک رویارویی نظامی نخواهد بود؛ بلکه میتواند به بحرانی جهانی در حوزه انرژی، حملونقل دریایی و تورم تبدیل شود.
در نتیجه، اگرچه تبادل حملات در روزهای اخیر نشان میدهد آتشبس عملا در وضعیت بسیار شکنندهای قرار گرفته است، اما واقعیت آن است که واشنگتن نیز مانند بسیاری از بازیگران بینالمللی، با محدودیتی روبهرو است که از میدان نبرد آغاز نمیشود، بلکه از مخازن نفت و تراز عرضه و تقاضای بازار جهانی سرچشمه میگیرد.
از همین رو، تا زمانی که ذخایر راهبردی جهان دوباره بازسازی نشوند و بازار نفت به ثبات پیش از جنگ بازنگردد، آغاز یک جنگ فراگیر جدید علیه ایران میتواند هزینههایی به مراتب سنگینتر از دستاوردهای احتمالی آن برای آمریکا به همراه داشته باشد.
نظر شما