کارکنان شبکه اینترنشنال از قضاوت دیگران شرمنده نمی‌شوند و حتی وقتی دروغ‌شان آشکار می‌شود، به جای عذرخواهی، آن را تکرار می‌کنند، با صدای بلندتر. این همان مرحله‌ای است که اتاق فکر موساد به آن رسیده است.

اینترنشنال

به گزارش همشهری آنلاین، ‌بهنام صدقی،‌ روزنامه‌نگار: این توصیف، حالا بهترین استعاره برای اتاق فکر موساد اینترنشنال و شبکه فارسی‌زبان‌شان، ایران اینترنشنال است. آنها در خبر رسمی خود، آمار تشییع‌کنندگان در تهران را 140 هزار نفر اعلام کرده‌اند. 140 هزار! در حالی که دیگران، چند میلیون را گزارش کرده‌اند و منابع رسمی 43 ملیون نفر را نیز. در حالی که سی‌ان‌ان از «دریای انسانی» نوشته. در حالی که ترامپ از گریه‌های ملت ایران شگفت‌زده شده. اما آنها، با سری بالا گرفته، 140 هزار را روی خروجی فرستاده‌اند. این دیگر دروغ نیست. این «بی‌شرمی مطلق» است. بی‌شرمی‌ای که از «بی‌حسی حرفه‌ای» می‌آید.

برای درک این پدیده، باید به سراغ روانشناسی «دروغ‌گوی بیمارگون» رفت. پل اِکمن، روانشناس برجسته، در کتاب «چرا دروغ می‌گوییم»، توضیح می‌دهد که دروغ‌گویان حرفه‌ای، پس از مدتی، به «بی‌حسی عاطفی» می‌رسند. آنها دیگر از لو رفتن نمی‌ترسند. از قضاوت دیگران شرمنده نمی‌شوند و حتی وقتی دروغ‌شان آشکار می‌شود، به جای عذرخواهی، آن را تکرار می‌کنند، با صدای بلندتر. این همان مرحله‌ای است که اتاق فکر موساد به آن رسیده است. آنها 15 سال پیش، شاید از گفتن یک دروغ کوچک عرق می‌ریختند. اما حالا، 140 هزار را در برابر 43 میلیون می‌نویسند و حتی پلک هم نمی‌زنند. این «بی‌شرمی»، محصول یک «فرایند تخدیر تدریجی وجدان» است. اما چرا آنها به این مرحله رسیده‌اند؟

پاسخ در «اقتصاد سیاسی دروغ» نهفته است. این رسانه، برای بقا، به «بودجه» نیاز دارد و بودجه، مشروط به «نتیجه» است. آنها باید به کارفرمایان خود در موساد ثابت کنند که «پروژه فروپاشی ایران از درون» هنوز زنده است. اگر اعتراف کنند که 43 میلیون انسان به خیابان آمده‌اند، یعنی پروژه شکست خورده. یعنی بودجه قطع می‌شود. پس برای حفظ بودجه، باید «واقعیت» را قربانی «بقا» کرد. آنها دقیقا مثل یک روسپی عمل می‌کنند که برای پول، «تن» خود را می‌فروشد. این‌ها هم برای پول، «حقیقت» را می‌فروشند. فرق‌شان فقط در کالای مورد معامله است: یکی جسم، دیگری کلمه.

عدد ۱۴۰ هزار، یک «دروغ استراتژیک» نیز هست. آنها می‌خواهند با این عدد، تشییع را «کوچک» کنند. اما چرا دقیقا ۱۴۰ هزار؟ چون این عدد، از یک سو آنقدر بزرگ هست که ادعای «تحریم گسترده» را زیر سوال نبرد (پس نمی‌گویند ۱۰ هزار) و از سوی دیگر، آنقدر کوچک هست که «حماسه ملی» را انکار کند (پس نمی‌گویند ۵ میلیون). این یک «مهندسی اعداد» است. اما مهندسی‌ای که روی «رسوایی» بنا شده و مخاطب، وقتی این دو عدد را کنار هم بگذارد، نه فقط دروغ موساد، که «مضحک بودن» آن را نیز می‌بیند.

و حالا، نکته تراژیک برای خودشان. آنها با این دروغ‌گویی علنی، دیگر نه فقط برای ایرانیان، که برای کارفرمایان خودشان نیز «بی‌اعتبار» می‌شوند. موساد، یک سازمان اطلاعاتی است. کار اطلاعات، مبتنی بر «داده» است. اگر یک رسانه وابسته، داده‌ای به این وضوح غلط را گزارش کند، یعنی «بی‌عرضه» است. یعنی حتی دروغ گفتن را هم بلد نیست و این یعنی پایان «کارکرد» آنها. یک جاسوس که دروغ‌هایش لو می‌رود، دیگر جاسوس نیست. یک «مزاحم» است و این شبکه‌ها، حالا از جاسوس به مزاحم تنزل یافته‌اند.

پس این ۱۴۰ هزار را باید قاب گرفت. نه به عنوان یک خبر، که به عنوان «سند بی‌شرمی مطلق». سندی که نشان می‌دهد چگونه یک رسانه، در ازای پول، به مرحله‌ای از «بی‌حسی» می‌رسد که دیگر هیچ چیز برایش مهم نیست. نه حقیقت، نه مخاطب، نه حتی آبروی خودش. آنها مثل همان روسپیِ ضرب‌المثل شده‌اند: با سر بالا راه می‌روند، دروغ می‌گویند و حتی از نگاه‌های تحقیرآمیز هم شرمنده نمی‌شوند و این، یعنی «مرگ اخلاق». والسلام.

کد خبر 1051231

برچسب‌ها

پر بیننده‌ترین اخبار سیاست‌خارجی

دیدگاه خوانندگان امروز

پر بیننده‌ترین خبر امروز

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha