همشهری آنلاین - حوادث: این پرونده در مهرماه سال ۹۸ در یکی از شهرهای استان فارس به جریان افتاد. آن روز گزارش قتلی در دفتر یک شرکت به پلیس اعلام شد. ماموران بلافاصله خود را به محل جنایت رساندند و پس از ورود با جسد به دفتر شرکت با جسد خونین مردی ۳۵ ساله مواجه شدند که با ضربه جسم سخت به سرش به قتل رسیده بود. بررسیهای اولیه و تحقیقات پلیس نشان داد که مقتول در جریان درگیری با یکی از همکاران خود به نام فرهاد، جان خود را از دست داده است. آنطور که شاهدان می گفتند مقتول و قاتل بر سر مسائل کاری با یکدیگر بحثشان شد و درگیری که بالا گرفت، ناگهان قاتل با قندان ضربه ای به سر مقتول زد. در ادامه تحقیقات، مشخص شد که فرهاد پس از آنکه ضربه را زده، از محل فرار کرده است.
۲۴ ساعت بعد
به دنبال این حادثه، جسد مقتول به پزشکی قانونی انتقالی یافت و تلاش برای شناسایی مخفیگاه قاتل فراری آغاز شد. پس از پیگیریهای پلیس، معلوم شد که او در خانه خواهرش مخفی شده است. به این ترتیب ۲۴ ساعت بعد قاتل فراری در مخفیگاهش دستگیر شد و در بازجویی ها به قتل اعتراف کرد. فرهاد در بازجوییها گفت: آرش (مقتول) از همکارانم بود. او حسابدار شرکت بود که من همیشه با او شوخی داشتم. وی ادامه داد: روز حادثه من به شوخی و با لحنی تند به او گفتم که از حسابهای شرکت پول برمیدارد. او بهشدت عصبانی شد و گفت چرا به من تهمت میزنی؟ ناگهان بحث میان ما شکل گرفت و درحالیکه هردو به شدت عصبانی بودیم، دستبهیقه شدیم. در میان آن آشفتگی، ناگهان چشمم به قندانی افتاد که روی میز بود. بدون اینکه فکر کنم، قندان را برداشتم و ضربهای به سرش زدم. او افتاد و من از ترس، پا به فرار گذاشتم و در خانه خواهرم مخفی شدم اما می دانم تا لحظه ای که نفس می کشم، این عذاب وجدان دست از سرم برنخواهد داشت. چون همه چیز اتفاقی بود و من هرگز قصد گرفتن جان همکارم را نداشتم.
فرصت زندگی دوباره
فرهاد پس از طی مراحل قانونی، پای میز محاکمه قرار گرفت و در نهایت حکم قصاص برای وی صادر شد. پرونده پس از تایید در دیوان عالی کشور، به اجرای احکام ارسال شد. او حتی یک بار نیز تا پای چوبهی دار رفت، اما در واپسین لحظات، با گرفتن مهلت از خانواده مقتول، اجرای حکم متوقف شد.
در این دوران، فرهاد که در زندان به سر میبرد، مسیر متفاوتی را در پیش گرفت. او شروع به حفظ کردن قرآن کرد و توانست چند جزء از کتاب خدا را حفظ کند. این موضوع به گوش اولیای دم رسید و در میان تلاشهای تیم صلح و سازش، ریشسفیدان و سفیران صلح برای جلب رضایت خانواده مقتول، فضای تازهای در پرونده ایجاد شد.
شرطی برای بخشش
ماهها از این ماجرا گذشت. خانواده مقتول همچنان با غم از دست دادن فرزندشان دستبهگریبان بودند. در همین دوران، با میانجیگری اعضای تیم صلح و سازش، نشستهایی بین دو خانواده برگزار شد. اولیای دم پس از بررسی شرایط و مشاهده تغییر رفتار متهم، تصمیم مهمی گرفتند. آنها اعلام کردند حاضرند از حق قصاص خود بگذرد، اما با یک شرط مشخص.
آنها گفتند: ما میبخشیم، اما به شرطی که این بخشش، برای دیگران سودمند باشد. از سوی دیگر قاتل باید تعهد بدهد که تا وقتی زنده است، از کوچکترین کمکی به دیگران دریغ نکند.
شرط اولیای دم این بود که فرهاد باید برای کودکان ناشنوا و کمشنوای بیسرپرست، تهیه سمعک را به عنوان جبران گناه خود، بر عهده بگیرد. این شرط با موافقت کامل قاتل و خانوادهاش روبرو شد.
فرهاد که در زندان با قرآن پیوند خورده بود، با تمام توان خود برای اجرای این نذر تلاش کرد و موفق شد اقدام به تهیه سمعک برای تعدادی کودک بدسرپرست و یتیم کند. با انجام این شرط و اعلام رضایت رسمی اولیای دم، پرونده به پایان رسید. دو روز پیش، فرهاد پس از طی مراحل قانونی، از زندان آزاد شد. او اکنون با نگاهی متفاوت به زندگی، پس از گذشت هفت سال از آن حادثه تلخ، بار دیگر فرصت زندگی و جبران کردن اشتباهاتش را یافته است.
نظر شما