به گزارش همشهری آنلاین، محمد صمیمی گفت: آقا که تشریف آوردند، آنقدر هیجان این دوستان ما زیاد شد که سمت آقا رفتند و آقا را در آغوش کشیدند، دستشان را بوسیدند و ... من زورم نرسید آنها را کنار بزنم که من هم بتوانم ایشان را ببوسم.
ادامه این روایت شنیدنی را از زبان محمد صمیمی در ویدئو ببینید.
نظر شما