همشهریآنلاین، امید محمدیان: جیمز جفری در فارنافرز، برخلاف ادبیات مسلط در فضای اینروزهای واشنگتن که صحبت از پیروزی ایران میکنند، در یادداشتی به تاریخ ۲۵ ژوئن، ادعا کرد اتفاقا از نگاهی گستردهتر و در زمینه بازیبلندمدت، باید دستاوردهای تجمعی آمریکا و اسرائیل در طول سه سال جنگ بعد از اکتبر ۲۰۲۳، در نظر داشت.
فارغ از ارزیابی و روایتسازیهای جفری، او در میانه یادداشت خود به موضوع جامانده هستهای در تفاهمنامه و مذاکرات ایران اشاره میکند و یادآور میشود در آخرین دور مذاکرات قبل از جنگ ۴۰روزه، علیرغم آمادگی ایران برای تعلیق موقت غنیسازی، آمریکا جنگی دیگری از سر گرفت چون احساس کرد که ایران همچنان دنبال تسلط بر منطقه است. اینها در کنار مواضع خصمانه اخیر روبیو در بیانیه کشورهای عضو شورای همکاری خلیجفارس در خصوص موضوع منطقهای و موشکی ایران نشان میدهند مشکل اصلی ایالات متحده نه اساسا هستهای یا حتی فعالیت نیابتیهای منطقهای ایران بلکه تضمین جلوگیری از هژمونی رقیبی است که با آن دشمنی هویتی دارد و قطعا برای رسیدن به این هدف، راهبرد مهارسازی با ادامه آتشبس و تعلیق نسبی تحریمها بهاحتمال زیاد ناپایدار و موقتی خواهند بود.
از طرفی، با توجه به ارائه نقش جدی آمریکا به متحدانش در منطقه به عنوان میانجیگران، وضعیت کجدار و مریز فعلی ادامه آتشبس ، تعلیق تحریمها و حفظ وضعیت موجود هستهای در ایران (عدم از سرگیری غنیسازی و مدفون ماندن ذخایر آن) تا به وقت مناسب برای از سرگیری جنگ دیگر ادامه خواهد یافت. روند فعلی توافق لبنان و اسرائیل هم مهم است؛ چنانچه به قول جفری دستاورد آمریکا و اسرائیل در منطقه علیه نگین متحد ایران یعنی حزبالله به مرحله معناداری برسد ممکن است این شرایط متزلزل به سرعت به فاز رویارویی نظامی برگردد.
یک چالش دیگر آمریکا و متحدانش دفع راهبرد اشباعسازی و گمراهی سیستمهای ضدهوایی توسط پهپادها و موشکهای ایرانی برای کاهش آسیبپذیری و جایگزینی مسیر تنگه هرمز با خطوط لوله در امارات و عربستان است؛ مثلا تلاشهای پنتاگون نظیر ادغام سامانههای لیزری ارزان قیمت با سامانههای پاتریوت، تولید انبوه موشکهای بالستیک را نباید از نظر دور داشت. چنانچه عدم بروز جنگ مجدد تا پایان دوره ترامپ ادامه یابد، معنای آن انتقال این وظیفه به دولت بعدی خواهد بود. سابقه رویکردهای آمریکا نسبت به دشمنان ایدئولوژیکیاش، مانند قذافی و صدام یک الگو را نشان میدهد.
توافقی موقت بعد از حملات یا تهدیدهای اولیه در یک دولت و سپس یک جنگ تمامعیار و تعیینکننده در دولتهای بعدی! مثلا در دولت کلینتون از سازوکار «نفت در برابر غذا» سازمان ملل حمایت شد تا فشار بر صدام حفظ شود اما این وضعیت مانع از جنگ بوش پسر (رییسجمهور بعد از کلینتون) علیه صدام در سال ۲۰۰۳ نشد و او با ادعاهای واهی «سلاحهای کشتار جمعی» که هرگز پیدا نشدند تهاجمی تمام عیار راه انداخت.
راه حل پیشنهادی برای عبور از این شرایط، توجه به نکته کلیدی جفری است که به باور او آمریکا نسبت به وضعیت برجام در موقعیتی بهتر قرار دارد چرا که اگر امروز برجام باقی میماند، امسال محدودیتهای غنیسازی ایران پایان مییافت و بهسرعت توان هستهای خود را از سر میگرفت. درحال حاضر آمریکا میتواند در ازای ادامه آتشبس و تعلیق نسبی تحریمها شاهد استمرار وضعیت فعلی هستهای ایران (عدم غنیسازی و مدفون ماندن ذخایر) باشد؛ لذا باید اهرم فشار آمریکا یعنی ادامه سایه جنگ بر کشور در مقابل امتیازات نسبی؛ با اصرار بر تعیین و تکلیف نهایی در مهلت ۶۰روزه مذاکرات و نه تمدید وضعیت جاری، دفع شود. ایران هماکنون تا تکمیلنشدن مسیرهای جایگزین تنگههرمز و توسعه سیستمهای ضدهوایی علیه راهبردهای پهپادی و موشکیاش، همچنان اهرمهای فشار معنادار ژئوپولیتکی و نظامی در مقابل آمریکا در دست دارد.
اگر محور اصلی تفاهمنامه اسلامآباد رفع خصومتها میان دو طرف در همه جبههها است، باید تبدیل به وضعیت تثبیتشدهای شود که راهبرد آمریکا از مهارسازی تهدید به پذیرش واقعیت قدرت ایران و همزیستی مسالمتآمیز با آن سوق یابد.
اگر هدف آمریکا از امضای تفاهمنامه، مهار قدرت ایران باشد، آتشبس و تعلیق نسبی تحریمها بیش از آنکه پایان منازعه باشند، وقفهای موقت در مسیر تقابل محسوب میشوند.
کد خبر 1047408
نظر شما