به گزارش همشهری آنلاین، بهنام صدقی، روزنامهنگار: گاه موشک نه پیامآور جنگ، که ندای عدالت است. گاه ویرانی نه برای مرگ، بلکه برای تولد است، برای زدودن ظلم، برای ترمیم تراز عدالت، برای ساختن دنیایی بیاشغال، بیجنایت، بیصهیونیسم!
در تاریخ جنگها، کمتر پیش آمده مردمی که خود قربانی خشونتاند، به موشکی دل ببندند. اما در ماجرای اخیر، دعای میلیونها انسان در لبنان، یمن، غزه، فلسطین، سوریه، افغانستان، عراق و... برای فرود دقیق موشکهای ایرانی بود. نه بهخاطر آنکه عاشق جنگاند، بلکه چون تنها ابزار باقیمانده برای متوقفکردن ماشینی بیرحم از اشغال و قتلعام را در آن دیدند. جهان و جهانیان دیدهاند که رژیم لِه و بیچاره شده صهیونیستی، چندین ماه است که هر روز و هر شب، خون میریزد.
غزه، این باریکهی محصور و مظلوم، به زمین آزمایش سلاحهای ممنوعه و به نمایشگاه بیپردهی جنایات بشری آمریکایی - اسرائیلی تبدیل شده. زیرساختهایش تقریبا نابود شدهاند، بیمارستانها و مدارس هدف قرار گرفتهاند و صدها هزار کودک، تنها در این چند ماه، یا جان باختهاند یا یتیم شدهاند و جهان، جز سکوت، واکنشی نداشته! اما در این شرایط، پاسخ ایران به جنایات صهیونیستی، تنها یک یا چند عملیات نظامی نبود، تبلور منطقی بازدارندگی بود. پاسخهایی هوشمند، هدفمند و در عین حال، پیامدار! موشکهای ایران نه کودککشاند، نه کور. نقطهزناند، نه فقط در حقیقت و در معنا، که در فلسفه! در دوران جنگ رسانهای، اولین هدف هر موشک، ذهن مخاطب است.
آمریکا، رژیم سفاک صهیونیستی و همپیمانان غربیشان، سالهاست در حال ساخت چهرهای اهریمنی از مقاومتاند: «گروههای تروریستی»، «نیروهای نیابتی» و... پس روایتها گاه مهمتر از نبردهای میدانیاند. در جنگ اخیر، رسانههای عبری دست به سانسور شدند و رسانههای جهانی بهعمد تلاش کردند آن را کماهمیت نشان دهند اما پاسخها و نحوه رفتار و مدیریت این جنگ توسط نیروهای مسلح مقتدر جمهوری اسلامی ایران، نشان داد یک کشور مستقل در منطقه، از خاک خود، بهطور مستقیم، به قلب یک رژیم اشغالگر حمله کرد.
این اتفاق، فراتر از بُعد نظامی، معنایی سیاسی و تمدنی داشت: ما از «عصر وابستگی» و نوکری و التماس و خفت و ذلت، سالهاست که عبور کردهایم و در «عصر پاسخ» زندگی میکنیم. پاسخ با موشک! یعنی همان که رهبر حکیم شهیدمان فرمودند: دوران بزن و دررو تمام شده است. پس حالا بهتر میفهمیم که نظریه «دنیای فردا، دنیای گفتمانهاست، نه موشکها»، هم مزخرفی بیش نبود! موشکهایی که از دلِ کویر بیرون آمدند، تنها دستاورد مهندسی و فناوری نبودند، بلکه تجسم یک نگاه متفاوت به امنیتاند. نگاهی که امنیت را نه در دلِ معاهدات نابرابر یا قولنامههای جعلی، بلکه در قدرت ملی و اراده مردم میبیند.
ایران امروز در «دکترین دفاعی» خود، سالهاست به این بلوغ رسیده که برای بازدارندگی، قدرت هستهای - موشکی، همراه با انسجام ملی، پشتیبانی و حمایت مردمی، بزرگترین «سپر دفاعی» کشور است. مقصود نگارنده در این نوشتار این است که، اسرائیل میزند تا نابود کند، تا زهر بپراکند، تا نسلکشی را ادامه دهد. اما ایران میزند تا بازدارندگی ایجاد کند، تا جنایت را متوقف کند، تا جهان بفهمد خونریزی بیپاسخ نمیماند. شاید برای برخی در غرب، این واژگان غریب باشد. اما در نگاه مردمان مظلوم منطقه، این موشکها حامل یک پیاماند: «ما فراموشتان نکردهایم».
برای کودک یمنی که چندین سال صدای بمب شنیده، برای مادر لبنانی که جنازه فرزندش را از زیر آوار بیرون کشیده، برای دختر افغانستانی که مدرسهاش تلی از خاک شده، برای دختران مینابی و برای مظلومان جهان، موشک ایرانی، امید است. در دنیایی که قدرت، مدتهاست مترادف با ظلم شده، این، امام راحل و رهبر فقید شهید ما بودند که مفهوم قدرت را عوض کردند و این، موشکهای ما بود که بار دیگر به قدرت، معنا بخشیدند.
قدرت، اگر برای دفاع از مظلوم باشد، اگر در خدمت بازدارندگی باشد، اگر در مسیر صلح و عدالت باشد، مقدس است و این، همان تفاوتیست که ما باید بارها بر آن تأکید کنیم. پس جهانیان بدانند، ما تا ابد طرفدار جنگ نیستیم، طرفدار بیعدالتی هم نیستیم. اگر موشکهای ما پرتاب شدند، برای پایان دادن به جنگها بود، نه آغازشان. برای آبادیست، نه ویرانی.
نظر شما