به گزارش همشهری آنلاین، وی بیان کرد: یک چیزی مدام در سرم می گفت خدای خامنه ای زنده است ای مردم... دوستان زنگ زدند و گفتند چاره ای نداریم. شعری بگو. تند شدم و گفتم شعر بگویم؟ همه شعرها را میگفتیم و آخرش میگفتیم خدا آقا را برای ما نگهدار. الان چه شعری بگویم!
تا اذان شود و نماز صبح هم بگذرد، بازهم یک چیزی در سرم می گفت خدای خامنهای زنده است ای مردم، خدای خامنهای زنده است ای مردم. این مدام در مغزم مرور می شد. نمازم را که خواندم گفتم شاید باید این را سرپا کنیم.
روایت محمد رسولی درباره خلق شعر «خدای خامنهای زنده است ای مردم» را ببینید.
نظر شما