به گزارش همشهری آنلاین، در حالی که طی ماههای اخیر نوسانات بازارهای سنتی مانند طلا و ارز، توجه بسیاری از سرمایهگذاران را به خود جلب کرده است، دادههای جدید بازار سرمایه از ظهور یک غول خفته حکایت دارند. صندوقهای مبتنی بر انرژی، ابزارهای نوظهوری هستند که در اوج بحرانهای ژئوپلیتیک و ریسکهای سیستمی مانند جنگ، نه تنها از طلا و نقره عقب نماندند، بلکه با بازدهیهای خیرهکننده ۳۰ تا ۶۰ درصدی، کارآمدی خود را به رخ کشیدند.
اما پرسش اصلی اینجاست که چرا در کشوری که دارنده دومین ذخایر گاز و چهارمین ذخایر نفت جهان است، چرا سهم صندوقهای انرژی در سبد دارایی مردم تا این حد ناچیز است و ضرورت توسعه آنها چیست؟
عبور از اقتصاد دستوری به سمت اقتصاد مردمی
ساختار سنتی و بروکراسی اداری در حوزه انرژی ایران، سالها مانع از ورود مستقیم سرمایههای خرد به این بخش شده بود. با این حال، کارشناسان معتقدند بورس انرژی اکنون در نقطه عطف تغییر پارادایم قرار دارد.
امیر هامونی، مدیرعامل سابق فرابورس، با اشاره به موفقیتهای بورس انرژی در شکستن این اینرسی، معتقد است زمان آن رسیده که اقتصاد نفت را مردمی کنیم.
او در این باره میگوید: ما میتوانیم قراردادهای آتی و اختیار معامله روی برق، نفت و حتی فرآوردهها را توسعه بدهیم تا فعالان صنعت بتوانند ریسک قیمت را مدیریت کنند. بورس انرژی پتانسیلهای استفادهنشده زیادی دارد که میتواند عمق بازار را به شکل محسوسی افزایش دهد.
صندوقهای انرژی؛ پناهگاه امن در روزهای بحران
در دو ماه گذشته، همزمان با تشدید ریسکهای جنگ و تهدید زیرساختها، در حالی که بسیاری از معاملات تحت تأثیر قرار گرفته بودند، صندوقهای انرژی به دلیل پیوند مستقیم با قیمتهای جهانی نفت و فرآوردهها، به موتور محرک بازار تبدیل شدند. این ابزارها نشان دادند که حتی در سختترین شرایط امنیتی، میتوان با تکیه بر ابزارهای مدرن مالی، هم صادرات را ادامه داد و هم ارزش سرمایههای مردم را حفظ کرد.
ضرورت تنوعبخشی؛ از اوراق سبز تا سبد نفتی
نیاز امروز بازار سرمایه ایران، فراتر از صندوقهای تکمحصولی است. برای آنکه ایران به جایگاه واقعی خود در بازارهای مالی جهان برسد، باید به سمت مالیسازی انرژی حرکت کند؛ مدلی که در اروپا و چین با موفقیت اجرا شده است.
هامونی با تاکید بر لزوم تعریف صندوقهای تخصصیتر پیشنهاد میدهد: میتوانیم صندوقهای تخصصیتری تعریف کنیم؛ مثلاً صندوق مبتنی بر سبد نفت و فرآوردهها یا صندوق انرژیهای تجدیدپذیر. اگر این ابزارها با نقدشوندگی مناسب همراه شوند، قطعا انرژی به عنوان یک دارایی استراتژیک، جایگاه پررنگتری در سبد سرمایهگذاران پیدا خواهد کرد.
تأمین مالی پروژههای ملی از جیب مردم، نه دولت
یکی از بزرگترین چالشهای فعلی صنعت برق و نفت ایران، کمبود منابع دولتی برای توسعه زیرساختها و ناترازیهای انرژی است. تاسیس صندوقهای انرژی و اوراق سلف، این تهدید را به فرصت تبدیل میکند. به جای انتظار برای بودجههای قطرهچکانی دولتی، میتوان نقدینگی سرگردان در جامعه را به سمت پروژههای نیروگاهی و بهینهسازی هدایت کرد.
مدیرعامل سابق فرابورس در این زمینه به ابزارهای نوین اشاره کرده و میگوید: انتشار اوراق سلف یا اوراق سبز برای پروژههای انرژی تجدیدپذیر میتواند هم تأمین مالی ایجاد کند و هم به توسعه زیرساختها کمک کند. حتی گواهیهای صرفهجویی انرژی میتواند یک بازار جدید و جذاب ایجاد کرده و سطح معاملات را از نهادهای دولتی به سطح مردم (G2C) برساند.
مدیریت ریسک، اولویت اول
برای آنکه صندوقهای انرژی به بلوغ برسند، بازار نیازمند ابزارهای مدیریت ریسک است. در بازارهای پیشرفته دنیا، ستون اصلی معاملات انرژی، قراردادهای آتی و اختیار معامله هستند. تقویت این بخش در بورس انرژی ایران، اولین گام برای جذب سرمایهگذاران حرفهای و جلوگیری از نوسانات هیجانی است.
آینده بازار سرمایه ایران دیگر تنها در گروی گروههای خودرویی یا بانکی نیست. دادههای عملکردی دو ماه اخیر ثابت کرد که کالاهای استراتژیک و در رأس آنها انرژی، برنده نهایی تورم جهانی و منطقهای هستند. توسعه صندوقهای انرژی نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی برای بقای سرمایهگذاران خرد و نوسازی صنعت نفت و برق کشور است.
نظر شما