پرونده قتلی که از یک مشاجره ساده بر سر انداختن زباله آغاز شده بود، پس از سال‌ها به بخشش قاتل ختم شد. خانواده مقتول با شرط اینکه قاتل به افرادی که در جنگ تحمیلی سوم دچار خسارت شدید شده‌اند کمک کند، از قصاص او گذشتند.

متهم

همشهری آنلاین - الهه فراهانی : این پرونده بیست و سوم آذرماه سال ۹۵ به جریان افتاد. آن روز در جریان درگیری در یکی از محله‌های پایتخت جوانی ۳۴ ساله به نام سجاد به قتل رسید. بررسی‌های اولیه نشان می‌داد عامل این جنایت همسایه‌ ۳۷ ساله مقتول به نام مهدی است. او از محل حادثه گریخته بود و شاهدان می‌گفتند که همه‌چیز در عرض چند دقیقه رخ داده؛ مشاجره‌ای کوتاه که ناگهان به درگیری فیزیکی انجامید و مهدی که به شدت عصبانی شده بود، با و وارد آوردن ضربه‌ میله آهنی به سر سجاد، جان او را گرفته بود.

اعتراض به بوی زباله

در ادامه تحقیق از همسایه‌ها معلوم شد ریشه درگیری قاتل و مقتول بر سر زباله بوده است. مهدی بارها به سجاد تذکر داده بود که زباله‌ها را جلوی درِ ساختمان نگذارد و آنها را تا سر کوچه، جایی که سطل شهرداری قرار داشت، ببرد. یکی از ساکنان محل به مأموران گفت: چند بار سر همین موضوع بحث کرده بودند. هر بار هم با دلخوری تمام می‌شد. امروز هم اولش فقط صدای جر و بحث می‌آمد، اما ناگهان صداها بالا رفت و بعد همه‌چیز خیلی سریع اتفاق افتاد. مهدی، سجاد را هل داد و سپس میله ای که کنار باغچه افتاده بود برداشت و ضربه مرگبار را بر سر سجاد وارد کرد.

۲۴ ساعت بعد

با این اطلاعات تحقیقات برای دستگیری قاتل آغاز شد تا اینکه ۲۴ ساعت بعد، وی به کلانتری رفت و خودش را تسلیم کرد. او گفت: آن روز وقتی دیدم سجاد دوباره کیسه‌ زباله را جلوی ساختمان ما گذاشته شده، عصبانی شدم. رفتم جلو و اعتراض کردم. گفتم زباله را ببرید سر کوچه، سطل آنجاست. سجاد ناراحت شد و با لحن بدی با من صحبت کرد. بحث بالا گرفت. حرف‌هایی بین‌مان رد و بدل شد که هر دوی‌ ما را عصبانی‌تر کرد. من هم کنترلم را از دست دادم. هلش دادم که افتاد روی زمین. ناگهان چشمم به یک میله آهنی افاد که کنار باغچه افتاده بود. ای کاش میله آنجا نبود. اصلا کنترلی بر رفتارهایم نداشتم. میله را برداشتم و آنچه نباید، اتفاق افتاد. همان موقع ترسیدم و فرار کردم. اما یک شب بیشتر نتوانستم دوام بیاورم. آنقدر عذاب وجدان داشتم که تصمیم گرفتم خودم را تسلیم کنم.

حکم قصاص مهدی

چند وقت بعد پای میز محاکمه قرار گرفت. در جلسه دادگاه، اولیای دم درخواست قصاص کردند و در نهایت قضات نیز حکم به قصاص قاتل دادند. بعد از مدتی حکم در دیوانعالی کشور هم تایید و پرونده برای اجرای حکم به اجرای احکام ارسال شد. حتی یک‌بار نیز مقدمات اجرای حکم فراهم شد و مهدی تا پای چوبه دار رفت؛ اما در واپسین لحظات، با گرفتن مهلت از خانواده مقتول، اجرای حکم متوقف شد.

نذری برای بخشش

ماه‌ها از این ماجرا گذشت؛ خانواده مقتول همچنان داغدار بودند و خانواده قاتل در اضطراب اجرای حکم. در همین ایام، همزمان با آغاز جنگ تحمیلی سوم در کشور، برادر و برادرزاده‌های مهدی(قاتل) تصمیمی گرفتند که مسیر پرونده را تغییر داد. آنها نذر کردند برای جلب رضایت اولیای دم، به مردم آسیب‌دیده در جنگ کمک کنند. داوطلبانه در کنار امدادگران هلال احمر و آتش نشانی حاضر شدند و در عملیات امدادرسانی، آواربرداری و کمک به مصدومان مشارکت کردند. شانه به شانه نیروهای امدادی، به خانواده‌هایی که خانه‌هایشان آوار شده بود کمک‌رسانی کردند. خبر این اقدامات به گوش خانواده مقتول رسید. آنان که همچنان داغدار بودند وقتی از این ماجرا باخبر شدند تصمیم مهمی گرفتند.

شرطی برای بخشش

پس از برگزاری نشست‌هایی میان دو خانواده و با وساطت اعضای تیم صلح و سازش، اولیای دم اعلام کردند حاضرند از حق قصاص بگذرند؛ اما شرطی برای این بخشش تعیین کردند. شرط آنان این بود که مهدی پس از آزادی، به شهرستان‌های آسیب‌دیده از جنگ برود و به خانواده‌هایی که خانه‌هایشان تخریب شده کمک کند؛ در بازسازی منازل مشارکت داشته باشد و برای تهیه وسایل ضروری زندگی به آنان یاری برساند. این شرط مورد پذیرش قاتل و خانواده‌اش قرار گرفت و رضایت رسمی اعلام شد. به این ترتیب، مردی که یک بار تا پای چوبه دار رفته بود، از مجازات مرگ رهایی یافت. اکنون با طی مراحل قانونی، مهدی در آستانه آزادی قرار دارد و بی صبرانه منتظر است تا درهای زندان گشوده شود و او آستین هایش را برای کمک به افراد آسیب دیده از جنگ تحمیلی، بالا بزند. خودش گفته که می خواهد شبانه روز کار کند و برای افرادی که خانه هایشان تخریب شده، وسایل ضروری تهیه کند.

کد خبر 1033351

برچسب‌ها

پر بیننده‌ترین اخبار حوادث

دیدگاه خوانندگان امروز

پر بیننده‌ترین خبر امروز

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha