همشهری آنلاین – گروه سیاسی: اندیشکده «نشنال اینترست»، نزدیک به جریان نومحافظهکاران آمریکایی، در روزهای اخیر طی یک گزارش تحلیلی، به بررسی چشمانداز مناسبات واشنگتن – تلآویو پس از جنگ ۴۰ روزه پرداخته است؛ گزارشی که پیش از هر چیز، مهر تاییدی است بر نظر بسیاری از تحلیلگران بینالمللی مبنی بر اینکه در آینده واگرایی در مناسبات دوجانبه چندان دور از انتظار نخواهد بود.
«محمد ایوب»، استاد ممتاز بازنشسته روابط بینالملل در دانشگاه ایالتی میشیگان در این گزارش تحلیلی براین اعتقاد است که صرفنظر از نتیجه مذاکرات میان ایالاتمتحده و ایران، این جنگ فشارهای سنگین وارد شده بر روابط آمریکا و اسرائیل را آشکار کردهاست.
این تحلیلگر برجسته به این نکته اشاره کرده است که «برخلاف تصوری که از استحکام همیشگی این شراکت وجود داشت، این درگیری نشان داده شکاف میان اولویتهای راهبردی دو کشور درحال گسترش است. همچنین واکنشهای منفی در سیاستداخلی آمریکا را تشدید کرده و پرسشی جدی را پیش کشیده است: واشنگتن تا چه زمانی میتواند رابطهای را ادامه دهد که در آن هزینههای نامتناسبی میپردازد، اما نفوذش بهطور فزایندهای کاهش مییابد؟».
محمد ایوب افزوده است: «این پرسش زمانی برجستهتر شد که آتشبس موقت میان آمریکا و ایران بهطور نامحدود تمدید شد؛ آتشبسی که اسرائیل تلاش کرده آن را تضعیف کند. این مسئله در جریان مذاکرات دو کشور در اسلامآباد در تاریخ ۱۲ و ۱۳ آوریل بهوضوح نمایان شد؛ زمانی که اسرائیل، با وجود درخواست ترامپ برای کاهش تنش، حملات خود به لبنان را ادامه داد؛ موضوعی که خود یکی از نقاط اختلاف اصلی در مذاکرات بود».
راهبردهای ناهمخوان
در ادامه این گزارش تصریح شده است: «لحن سرسختانه بنیامین نتانیاهو در یک سخنرانی تلویزیونی کاملاً مشهود بود. او نهتنها به مذاکرات اشارهای نکرد، بلکه با تأکید گفت: «نبرد هنوز پایان نیافته است»؛ موضعی که مستقیماً با تمایل ترامپ برای پایان دادن به جنگ در تضاد بود.
محمد ایوب در عین حال معتقد است: «برای دههها، روابط آمریکا و اسرائیل در افکارعمومی ایالاتمتحده بهعنوان رابطهای استثنایی و پایدار معرفی میشد؛ رابطهای مبتنی بر ارزشهای مشترک، منافع همپوشان و حمایت داخلی گسترده، اما اکنون این رابطه بیش از آنکه بر همگرایی استوار باشد، بر واگرایی تکیه دارد. اسرائیل همچنان آزادی عمل قابلتوجهی دارد، حتی زمانی که تصمیماتش اهداف آمریکا را تضعیف میکند و پیامدهای دیپلماتیک، اقتصادی و امنیتی آن بر دوش واشنگتن میافتد. این عدم توازن بهتدریج از نظر سیاسی و راهبردی غیرقابلتحمل شدهاست».
وی ادامه داده است: «از دید اسرائیل، ادامه عملیات علیه حزبالله، از جنگ با ایران جداییناپذیر است و باید بدون توجه به توافقهای آتشبس آمریکا دنبال شود، حتی اگر به شکست مذاکرات واشنگتن با تهران منجر شود، اما از منظر آمریکا، تداوم حملات اسرائیل میتواند چارچوب دیپلماتیکی را که با زحمت شکل گرفته، فروبپاشد و ایالاتمتحده را به جنگی گستردهتر در منطقه بکشاند؛ جنگی که نه خواهان آن است و نه کنترلش را در دست دارد. این وضعیت، تضادی آشنا اما اکنون حادتر را نشان میدهد: متحدی با رویکردی تهاجمی و متمایل به تشدید تنش، در برابر حامیای با افق راهبردی محدودتر».
چه چیزی تغییر کرده است
این استاد ممتاز بازنشسته روابط بینالملل در دانشگاه ایالتی میشیگان همچنین معتقد است: «این الگو جدید نیست، اما آنچه تغییر کرده، میزان هزینههایی است که بر آمریکا تحمیل میشود و کاهش تمایل افکارعمومی این کشور برای پذیرش این هزینههاست. جنگ ایران این تصور را تقویت کرده که سیاستخارجی آمریکا بیش از آنکه براساس منافع ملی این کشور شکل گیرد، تحت تأثیر اولویتهای متحدان منطقهای است».
محمد ایوب افزوده است: «دادههای افکارعمومی نشان میدهد حمایت از اسرائیل در آمریکا بهطور قابلتوجهی کاهش یافته است. نظرسنجیهای اخیر نشان میدهد حدود ۶۰درصد آمریکاییها دیدگاهی منفی نسبت به دولت اسرائیل دارند؛ تغییری چشمگیر نسبت به حمایتهای گسترده گذشته. این تغییر بهویژه در میان نسل جوان و دموکراتها مشهود است، اما دامنه آن فراتر از این گروههاست. حتی در میان حامیان سنتی اسرائیل، مانند یهودیان آمریکایی و مسیحیان انجیلی، نگرانیها درباره هزینهها و پیامدهای این رابطه رو به افزایش است».
وی ادامه داده است: «این تحول اهمیت زیادی دارد، زیرا روابط آمریکا و اسرائیل همواره به همان اندازه که بر محاسبات راهبردی استوار بوده، به سیاست داخلی آمریکا نیز وابسته بودهاست. حمایت کنگره، کمکهای نظامی و پشتیبانی دیپلماتیک، همگی بر پایه اجماعی گسترده شکل گرفته بودند که اسرائیل را هم متحدی اخلاقی و هم دارایی راهبردی میدانست».

در آمریکا چه خبر است؟
در ادامه این گزارش تحلیلی همچنین تصریح شده است: «نقش لابیهای حامی اسرائیل نیز در حال تغییر است. سازمانهایی مانند «آیپک» سالها نقش مهمی در حفظ حمایت سیاسی از اسرائیل ایفا کردهاند، اما تأثیر آنها مطلق نبوده و تا حد زیادی به فضای سیاسی مساعد وابسته بودهاست. با افزایش انتقادهای عمومی، توان این گروهها برای حفظ حمایت بیقید و شرط سطح مطلوب مناسبات کاهش خواهد یافت».
محمد ایوب با اشاره به اینکه جامعه یهودیان آمریکا نیز دیگر یکدست نیست، تاکید کرده است: «اختلافنظرها درباره سیاستهای اسرائیل، بهویژه در زمینه جنگهای طولانی، تلفات غیرنظامیان و اتهامهای نسلکشی در غزه، افزایش یافتهاست. نظرسنجیها نشان میدهد بخش قابلتوجهی از یهودیان آمریکایی اقدامهای اسرائیل را «جنایت جنگی» یا حتی «نسلکشی» میدانند. این شکاف داخلی، پایههای حمایتی این رابطه را بیش از پیش تضعیف کرده است».
این تحلیلگر برجسته افزوده است: «مجموع این تحولات به یک مسئله ساختاری عمیقتر اشاره دارد: اینکه اسرائیل تا حدی از مزایای آمریکا بدون پرداخت هزینه متناسب بهرهمند میشود. هرچند این اصطلاح از نظر سیاسی حساس است، اما از نظر تحلیلی اجتنابناپذیر به نظر میرسد. اسرائیل از کمکهای نظامی، حمایت دیپلماتیک و پشتیبانی راهبردی گسترده بهرهمند است، در حالی که اقداماتش گاه هزینهها و ریسکهای بیشتری را بر آمریکا تحمیل میکند».
او درعینحال تاکید کرده است: «این بدان معنا نیست که روابط دو کشور در آستانه فروپاشی است؛ پیوندهای تاریخی و نهادی بسیار عمیقتر از آن هستند که بهسرعت از بین بروند، اما بهنظر میرسد این رابطه وارد مرحلهای از بازتنظیم شدهاست.
چشمانداز پیش رو
محمد ایوب در جمعبندی این گزارش تحلیلی، عنوان کرده است که «در عمل، بازتنظیم مناسبات میتواند به شکل مشروط شدن کمکهای نظامی، محدود شدن حمایت دیپلماتیک و تنوعبخشی به روابط منطقهای آمریکا ظاهر شود. در چنین شرایطی، رابطه دو کشور بیش از گذشته جنبه ابزاری و مبتنی بر منافع مشخص پیدا خواهد کرد، نه یک تعهد بیقیدوشرط».
وی همچنین اضافه کرده است: «در نهایت، روابط ویژه آمریکا و اسرائیل وارد مرحلهای جدید شده است؛ مرحلهای که در آن مفروضات گذشته دیگر قطعی نیستند. اینکه این روند به تعادلی جدید یا شکافی عمیقتر منجر شود، به تصمیمهای دو طرف بستگی دارد، اما آنچه روشن است، این است که حمایت بی قید و شرط آمریکا دیگر مانند گذشته تضمینشده نیست».
نظر شما