همشهری آنلاین: فرزین محدث، بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر از حس و حالش در ۴۰ روز جنگ، ثبتنام در پویش «جانفدا» و طی دورههای آموزشی در خانه سینما برای کمک به امدادگران به همشهری گفت. در ادامه صحبتهای وی آمده است.
اطمینان به قوای نظامی کشور
من در این ۴۰ روز دچار غم بودم، دچار نگرانی بودم، دچار خشم بودم و طبیعی است که دچار ترس هم شدم. به این دلیل که کشورم یکباره با جنگی تحمیلی مواجه شد و دشمن داشت به صورت ناجوانمردانه به همه نوع حیله و مکر، چه به صورت نظامی و چه سیاسی، متوسل میشد برای اینکه به کشورمان آسیب بزند. از روز اول، شهید شدن تعداد زیادی انسان بیگناه، شهید شدن آدمهای مهم مملکت و شهید شدن کودکان اتفاق افتاد. دشمن تلاش کرد هر کاری بکند که خباثت و دشمنیاش را با کشور من نشان بدهد. خب نتیجه این میشود غم و نگرانی که چه خواهد شد و چون تمام مدت تهران بودم و چند جای نزدیک به خانهام را زدند، طبیعتا ترس به انسان دست میدهد. اما به مرور اتفاقی افتاد و مردم سرزمین من سر اصول خودشان پایمردی کردند و بخش نظامی کشور شامل ارتش، سپاه و بسیج یک ساعتونیم، حداکثر دو ساعت بعد از حمله آمریکا و اسرائیل به صورت منطقهای جوابشان را دادند و به تدریج احساس قدرتی در من به عنوان فردی عادی به وجود آمد که خب، پس بخش نظامی کشور ما دارد جواب میدهد و هرچه جنگ طولانیتر شد، این احساس اطمینان به قوای نظامی کشور بیشتر شد و ترس ما را کمتر کرد. آن روز کذایی که آن مردک تهدید کرده بود که زیرساختارها را میزند و بعد که مجبور شدند آتشبس را بپذیرند، بغضی فروخوردهای که ۴۰ روز در گلویم مانده بود، بیرون آمد و گوشهای در خیابان ایستادم و گریه کردم.
ایستادگی در برابر دشمن
من همین اواخر آماری دیدم که حدود ۳ هزار و ۴۰۰ نفر از مردم سرزمینم که نظامی هم نبودند در جنگ شهید شدند. خب این یک غم است. هر جان عزیزی که در این ملک شهید میشود و خونش بر زمین میریزد، غمی تاریخی و غمی جمعی را بر ما ایرانیان مستولی میکند. اما کمتر شدن این نگرانی و غم برمیگردد در وهله اول به اقتدار نظامی و بعد اقتدار ملیِ مردمی و انسجامی که بین همه اقشار مردم، فارغ از هر نگاه سیاسی، فارغ از هر موقعیت اجتماعی، فرهنگی، هنری و هر چیز دیگری، وجود دارد که همه ما را حول این مُلک جمع میکند؛ چراکه سرنوشت مملکت برایمان مهم است و همگیمان نسبت به آن دشمن خارجی یک وجه مشترک داریم: او متخاصم است و ما مقابلش میایستیم.
ثبت نام در «جانفدا»
این را الان دارم میگویم؛ هفته اولی که پویش «جانفدا» راه افتاد، در آن ثبت نام کردم. شاید من به درد جنگ نخورم، ولی فکر کردم این پویش نشان میدهد که من حاضرم خونم را برای تمامیت ارضی و استقلال مملکتم بدهم. ممکن است من از نظر جنگ و رزم فرد مناسبی نباشم و حتما نیروی نظامی ما آنقدر قوی هست و آنقدر نیرو دارد که کار خودشان را انجام دهند، ولی این تنها کاری بود که احساس کردم به عنوان یک ایرانی میتوانم انجام دهم.
ستاد همیاری خانه سینما
در خانه سینما ستادی به نام ستاد همیاری شروع به کار کرده که تلاش میکند با همکاری هلال احمر دورههایی بگذرانیم و اگر باز دچار جنگ ناخواسته شدیم، بتوانیم کمک کنیم. در واقع این کار بیشتر کاری جهادی بود که تصمیم گرفتیم انجام دهیم. در بخش فرهنگی هم هر کس به نوبه خودش دارد فکر میکند میتواند چه کار انجام دهد. درباره خودم حرف میزنم و درباره دیگران نظر نمیدهم، من فرزین محدث نسبت به خاکم دِینی دارم که میخواهم آن را ادا کنم که در پیری مدیون خاک و هموطنانم نباشم.
راضیام به رضای خدا
من اگر حرفی بزنم که بعد بخواهم سهمخواهی کنم تا دیگران به من کار بدهند یا ندهند، انگار برای وطنم و این مُلک کاری انجام ندادهام. خدا خیر و نیکی همه بندگانش را میخواهد. اگر من بخواهم با حرفهایم معامله کنم، خدا آنقدر آگاه است که میداند با فرزین محدث چگونه برخورد کند. من هر آن چیزی که برای مملکتم باشد و هر آن چیزی که به نفع مردم این سرزمین باشد که در آن زندگی میکنند، انجام میدهم فارغ از اینکه دیگران من را تایید یا تکذیب کنند. من در مورد دیگران قضاوت نمیکنم و نظر نمیدهم که باید چه کنند، چون هر کس به نوبه خودش فکر میکند کاری برای مملکتش انجام دهد. من درباره تنها کسی که میتوانم نظر بدهم و قضاوتش کنم فرزین محدث است که باید رضای خدا را در نظر بگیرد. من راضی هستم به رضای او و اگر او صلاح بداند که دیگر در هیچ اثر هنریای بازی نکنم، حتما صلاحم در همین است. بگذارید جمله درخشان ابی عبدالله را نقل کنم که در آن لحظات آخر که سر بر خاک کربلا میگذارد میگوید: «الهی رِضاً بِقَضائِکَ و تَسْلیماً لِامْرِکَ وَ لا مَعْبودَ سِواکَ یا غِیاثَ الْمُستَغیثین.» وقتی او در آن لحظات آخر خدا را شاکر است، من که آدم خیلی کوچک و پرنقصی هستم، وقتی دارم کاری برای مملکتم و برای مردم انجام میدهم، نگران باشم که دیگران من را تکفیر کنند؟
نظر شما