در دورانی که تهدیدهای نظامی، فشارهای اقتصادی، و جنگ‌های ترکیبی علیه جمهوری اسلامی ایران شدت یافته، بازخوانی آموزه‌های قرآنی دربارۀ «دفاع مشروع» اهمیتی مضاعف می‌یابد.

علی اصغر قائمی

به گزارش همشهری‌آنلاین، علی‌اصغر قائمی در یادداشتی با عنوان «نکاتی از قرآن کریم در زمانۀ جنگ ظالمانۀ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران» تلاش کرده است تا با استناد به آیات قرآن کریم و بهره‌گیری از تفاسیر معتبر شیعی، نکات حاکم بر مسئلۀ دفاع مشروع را «با محوریت حق و عدل» تبیین و بازگو کند.

در ادامه این یادداشت را بخوانید:

مقدمه: ضرورت بازخوانی اصول قرآنی دفاع
در دورانی که تهدیدهای نظامی، فشارهای اقتصادی، و جنگ‌های ترکیبی علیه جمهوری اسلامی ایران شدت یافته، بازخوانی آموزه‌های قرآنی دربارۀ «دفاع مشروع» اهمیتی مضاعف می‌یابد. پیش از ورود به بیان تفصیلی نکات مورد نظر، لازم است این حقیقت بنیادین یادآوری شود که حق و عدل، ستون فقرات اندیشۀ اسلامی و محور اصلی تمایز میان مشروع و نامشروع بودن در همۀ شئون زندگی، «از جمله جنگ و دفاع» هستند. عدل در فرهنگ اسلامی، صرفاً یک ارزش اخلاقی نیست، بلکه اصلی ربانی و هستی‌شناختی است. خداوند تبارک و تعالی در آیۀ ۹۰ سورۀ نحل می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ یأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسَانِ وَ إِیتَاءِ ذِی الْقُرْبَی وَ ینْهَی عَنِ الْفَحْشَاءِ وَ الْمُنْکَرِ وَ الْبَغْی یعِظُکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ»

این آیه عدالت‌ورزی را در زمرۀ اوامر و فرامین الهی معرفی می‌کند، نه صرفاً یک توصیۀ اخلاقی. حق نیز مفهومی بنیادین است و هر موجودی در عالم هستی، حقی متناسب با فطرت و جایگاه خود دارد. حق حیات، حق آزادی، حق امنیت، حق بیان و حق دفاع نیز از همین سنخ هستند. سلب حق از انسان‌ها، تجاوز به حریم فطرت و تخلف از نظام تکوین است. این دو اصل یعنی «حق و عدل» در مسئلۀ دفاع مشروع، نقشی زیربنایی و تعیین‌کننده دارند.

«عدل»، معیار تشخیص متجاوز از مدافع است و «حق»، مبنای مشروعیت دفاع است. هرگاه عدالت در یک جامعه برقرار باشد و حقوق افراد محفوظ بماند، سربازان و نیروهای نظامی، مجاهدان راه خدا شمرده می‌شوند. دفاع از حق، خود حق است. کسی که در برابر ظلم سکوت کند، در واقع به ظالم کمک کرده است.

قرآن کریم مجموعه‌ای جامع از احکام، اصول و راهبردها برای حیات فردی، اجتماعی و سیاسی مسلمانان است. در میان این آموزه‌ها، بخش قابل‌توجهی نیز به مسئلۀ جنگ، دفاع و رویارویی با دشمنان اختصاص دارد. نکتۀ حائز اهمیت آن است که قرآن در این زمینه، نه رویکردی کاملاً صلح‌طلبانه و انفعالی دارد و نه رویکردی توسعه‌طلبانه و تجاوزکارانه. بلکه موضعی متوازن و اصول‌مند ارائه می‌دهد که در آن، دفاع از جان، ناموس، سرزمین و کیان دینی، همزمان با رعایت «حق»، «عدل»، «اخلاق» و محدودیت‌های مشخص، تعریف شده است. لذا می‌توان گفت این موضع به شکلی متوازن و بر سه رکن استوار است:
• رکن عدل بدین معنا که عدالت، معیار تشخیص حق از باطل و مشروع از نامشروع است.
• رکن حق بدین معنا که حق حیات، آزادی، امنیت و دفاع، از حقوق طبیعی و الهی انسان است.
• و رکن حکمت بدین معنا که رعایت اصول و محدودیت‌های اخلاقی در جنگ و دفاع امری ضروری است.

این نوشتار بر آن است تا با استناد به آیات قرآن کریم و بهره‌گیری از تفاسیر معتبر شیعی، نکات حاکم بر مسئلۀ دفاع مشروع را «با محوریت حق و عدل» تبیین و بازگو نماید.

نکتۀ اول: اصل عدم تجاوز و دفاع در برابر مهاجم

آیۀ ۱۹۰، سورۀ بقره: «وَقَاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللهِ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَکُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللهَ لَا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ»
ترجمه: با کسانی که با شما می‌جنگند، در راه خدا بجنگید و از حد تجاوز نکنید، زیرا خدا تجاوزکاران را دوست ندارد.

تحلیل: این آیه، نخستین و مهم‌ترین اصل در فقه جنگ اسلامی را بیان می‌کند و جواز جنگ در برابر کسانی است که آغازگر جنگ باشند را برای مسلمانان صادر فرموده است. در این آیه چارچوبی روشن برای تمایز میان «دفاع مشروع» و «تجاوز ناروا» ترسیم شده است.

نکات کلیدی این آیه:
• اولاً: عبارت «الَّذِینَ یُقَاتِلُونَکُمْ» نشان‌دهندۀ آن است که مخاطب این حکم دشمنانی هستند که عملاً با مؤمنین وارد درگیری شده‌اند، نه دشمنانی که صرفاً در مرزها حضور دارند یا تهدید بالقوه محسوب می‌شوند.
• ثانیاً: عبارت «وَ لَا تَعْتَدُوا» حتی در مقام دفاع نیز محدودیت‌های اخلاقی و شرعی قائل می‌شود. تجاوزکار کسی است که از حدود الهی عدول کند، چه در حمله و چه در دفاع.
• ثالثاً: تأکید بر «إِنَّ اللهَ لَا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ» بیانگر آن است که تجاوز، حتی اگر با انگیزه‌های به‌ظاهر مشروع صورت گیرد، نزد خداوند ناپسند است.

کاربرد در تحلیل وضعیت کنونی: آمریکا و رژیم صهیونیستی در طول دهه‌های گذشته، اقدامات متعددی علیه ایران انجام داده‌اند.
• ترور دانشمندان هسته‌ای و نظامی (شهیدان شهریاری، احمدی‌روشن، علی‌محمدی، فخری‌زاده و...)،
• اعمال تحریم‌های فلج‌کننده اقتصادی با هدف فشار بر ملت ایران،
• تهدیدات نظامی مستقیم و اعلام آمادگی برای حمله به تأسیسات هسته‌ای،
• حمایت از گروهک‌های تروریستی (منافقین، کردهای تجزیه‌طلب و...)،
• نقض صریح موازین بین‌المللی و قطعنامه‌های سازمان ملل.

این اقدامات، مصداق بارز «مقاتله» و انواع جنگ نرم و سخت، علیه ملت ایران است. بنابراین، هرگونه اقدام دفاعی ایران در چارچوب این اصل قرآنی، کاملاً مشروع و موجه است.

نکتۀ دوم: هدف غائی دفاع، رفع فتنه و برقراری عدالت

آیۀ ۱۹۳، سورۀ بقره: «وَ قَاتِلُوهُمْ حَتَّیٰ لَا تَکُونَ فِتْنَةٌ وَ یَکُونَ الدِّینُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَلَا عُدْوَانَ إِلَّا عَلَی الظَّالِمِینَ»
ترجمه: با آن‌ها بجنگید تا فتنه‌ای وجود نداشته باشد و دین مخصوص خداوند گردد و اگر دست کشیدند، دشمنی جز بر ستمکاران روا نیست.
تحلیل: این آیه دو نکته محوری دارد،
• اولاً، تعریف فتنه: در ادبیات قرآنی، «فتنه» مفهومی گسترده‌تر از «جنگ» دارد. فتنه به‌معنای هرگونه فشار، اجبار و ایجاد ناامنی برای وادار کردن مؤمنان به ترک دین یا ایجاد فساد و تباهی در جامعه است. در آیۀ ۲۱۷ سورۀ بقره، قرآن فتنه را از قتل نیز بزرگ‌تر دانسته: «وَ الْفِتْنَةُ أَکْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ». این بدان معناست که فساد ایمان و هویت دینی، خطرناک‌تر از کشته شدن جسمی است.
• ثانیاً، غایت نهائی: عبارت «وَ یَکُونَ الدّینُ لِلَّهِ» نشان می‌دهد که هدف نهایی، نه صرفاً پیروزی نظامی، بلکه برقراری نظامی است که در آن، حاکمیت الهی برقرار باشد و ظلم و فساد ریشه‌کن شود.
• ثالثاً، شرط توقف: عبارت «فَإِنِ انْتَهَوْا فَلَا عُدْوَانَ إِلَّا عَلَی الظَّالِمِینَ» بیانگر آن است که اگر دشمن از فتنه‌گری دست بردارد، تعرض به او روا نیست. این نشان‌دهندۀ آن است که جنگ در اسلام، ابزاری برای اجبار و نه هدف نهائی است.

کاربرد در تحلیل وضعیت کنونی: هدف اصلی آمریکا و رژیم غاصب صهیونیستی از فشار بر ایران، تنها محدود کردن توان نظامی یا هسته‌ای نیست. بلکه
• براندازی نظام جمهوری اسلامی و بازگرداندن ایران به وضعیت وابستگی دوران پهلوی،
• از بین بردن استقلال و تبدیل ایران به کشوری مطیع در برابر نظام سلطه،
• نابودی هویت اسلامی و بازگرداندن جامعۀ ایران به فرهنگ غرب‌زده،
این‌ها دقیقاً همان «فتنه»ای است که قرآن از آن به‌عنوان خطرناک‌تر از قتل یاد می‌کند. بنابراین، دفاع از جمهوری اسلامی، دفاع از دین، هویت و استقلال است.

نکتۀ سوم: دفاع از سرزمین، خانه و خانواده

بخشی از آیۀ ۲۴۶، سورۀ بقره: «... وَ مَا لَنَا أَلَّا نُقَاتِلَ فِی سَبِیلِ اللهِ وَ قَدْ أُخْرِجْنَا مِنْ دِیَارِنَا وَ أَبْنَائِنَا ...»
ترجمه: برای چه در راه خدا جهاد نکنیم در حالی که ما از سرزمین‌مان بیرون رانده شده‌ایم و از فرزندانمان جدا گشته‌ایم؟
تحلیل: این آیه در بستر داستان طالوت و جنگ با جالوت نازل شده است. بنی‌اسرائیل پس از آنکه از سرزمین خود رانده شدند و فرزندانشان از آنان جدا گشتند، انگیزه‌ای قوی برای بازپس‌گیری حقوق خود یافتند که نکات مهم آن چنین است:
• اولاً، انگیزۀ بنیادین دفاع: قرآن به‌صراحت بیان می‌کند که دفاع از سرزمین و خانواده، خود بخشی از «جهاد فی سبیل الله» است. این نشان می‌دهد که جهاد تنها محدود به دفاع از اصول اعتقادی نیست، بلکه دفاع از تمامیت ارضی و امنیت مردم را نیز شامل می‌شود.
• ثانیاً، مشروعیت دفاع بدون نیاز به انگیزۀ صرفاً معنوی: کسانی که از خانه و سرزمین خود دفاع می‌کنند، حتی اگر انگیزۀ اولیۀ آن‌ها صرفاً حفظ جان خانواده باشد، در زمرۀ مجاهدان راه خدا محسوب می‌شوند.
کاربرد در تحلیل وضعیت کنونی: هرگونه تهدید نظامی علیه ایران، متوجه خانه‌ها و کاشانه‌های مردم، فرزندان و خانواده‌ها، زیرساخت‌های حیاتی کشور، آیندۀ نسل‌های بعدی است. ملت ایران که نه تجاوزگری می‌کند و نه قصد اشغال سرزمین دیگری را دارد، کاملاً حق دارد که در برابر هر متجاوزی از خاک و مردم خود دفاع کند. این دفاع، عین جهاد فی سبیل الله است.

نکتۀ چهارم: حق مقابله به مثل و وعدۀ یاری الهی

آیۀ ۶۰، سورۀ حج: «ذَٰلِکََ وَ مَنْ عَاقَبَ بِمِثْلِ مَا عُوقِبَ بِهِ ثُمَّ بُغِیَ عَلَیْهِ لَیَنْصُرَنَّهُ اللهُ إِنَّ اللهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ»
ترجمه: این گونه است و اگر کسی مقابله به مثل کند، سپس بر او ظلم شود، خداوند او را یاری خواهد کرد، زیرا که پروردگار بخشنده و آمرزنده است.
تحلیل: این آیه سه مرحله را ترسیم می‌کند:
• مرحلۀ اول، مقابله به مثل: عبارت «عَاقَبَ بِمِثْلِ مَا عُوقِبَ بِهِ» حق دفاع متقارن و متناسب را به رسمیت می‌شناسد. اسلام نه تنها دفاع را جایز می‌داند، بلکه مقابله به مثل را نیز مشروع می‌شمارد.
• مرحلۀ دوم، تعدی مجدد دشمن: عبارت «ثُمَّ بُغِیَ عَلَیْهِ» اشاره به وضعیتی دارد که پس از دفاع مشروع، دشمن بار دیگر حمله کند. این نشان‌دهندۀ واقع‌بینی قرآن در مواجهه با دشمنان لجباز و سرسخت است.
• مرحلۀ سوم، وعدۀ یاری الهی: عبارت «لَیَنصُرَنَّهُ اللهُ» وعده‌ای روشن از جانب خداوند است برای کسی که پس از دفاع مشروع، مورد تعدی مجدد قرار گیرد.
• بیان دو صفت «عَفُوٌّ غَفُورٌ» برای ذات اقدس الهی در انتهای آیه، بیانگر آن است که خداوند حتی پس از وعدۀ نصرت، (در صورت بروز خطا از سوی بندگانش) همچنان بخشنده است و این وعده، نه از روی اجبار، بلکه از روی رحمت و لطف الهی است.
کاربرد در تحلیل وضعیت کنونی: سیاست جمهوری اسلامی ایران مبنی بر «پاسخ در همان سطح و با شدت متناسب» دقیقاً منطبق بر این اصل قرآنی است. یعنی اینکه ایران
• هرگز آغازگر جنگ نبوده است،
• اما در برابر هر تعرضی، پاسخ متناسب و بازدارنده داده است،
• و برای آینده نیز بر همین رویکرد تأکید دارد.
این رویکرد، نه فقط یک استراتژی نظامی، بلکه تجلی ایمان به وعدۀ الهی مبنی بر یاری مظلوم در برابر ظالم است.

نکتۀ پنجم: ویژگی رزمندگان واقعی، فروش دنیا به آخرت

آیۀ ۷۴، سورۀ نساء: «فَلْیُقَاتِلْ فِی سَبِیلِ اللهِ الَّذِینَ یَشْرُونَ الْحَیَاةَ الدُّنْیَا بِالْآخِرَةِ وَ مَنْ یقَٰتِل فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَیُقتَلْ أَوْ یَغْلِبْ فَسَوْفَ نُؤتِیهِ أَجْراً عَظِیماً»
ترجمه: کسانی در راه خدا جهاد می‌کنند که زندگی دنیا را به آخرت می‌فروشند و هر که در راه خدا جهاد کند و کشته شود یا پیروز گردد، پاداش بزرگی به او خواهیم داد.
تحلیل: این آیه ویژگی رزمندۀ واقعی را نه در قدرت نظامی، بلکه در انگیزۀ معنوی و نگاه بلند مدت تعریف می‌کند. فروش دنیا به آخرت به این معناست که:
• رزمنده، زندگی مادی را فدای اهداف والای معنوی می‌کند،
• به جای قدرت و ثروت، به دنبال رضای الهی است،
• مرگ و شهادت را نه پایان، بلکه آغاز حیات جاودان می‌داند.
این نگاه، برتری روحی و معنوی قابل‌توجهی به مجاهدان می‌بخشد. دشمنانی که با انگیزه‌های صرفاً مادی (مانند تسلط بر منابع، حفظ هژمونی، یا منافع اقتصادی) وارد جنگ می‌شوند، در برابر چنین نگاهی، فاقد استحکام درونی هستند.

کاربرد در تحلیل وضعیت کنونی: ملت ایران در دوران دفاع مقدس، نمونه بارزی از این ویژگی را به نمایش گذاشت. جوانانی که با لباس ساده، بدون تجهیزات کافی، اما با ایمانی راسخ وارد میدان شدند و در برابر ارتش مجهز صدام ایستادگی کردند. امروز نیز:
• نیروهای مسلح ایران با همین روحیه آماده دفاع هستند،
• فرهنگ شهادت‌طلبی در جامعۀ ایران نهادینه شده است،
• و این فرهنگ، مهم‌ترین عامل بازدارندگی در برابر دشمنان است.

نکتۀ ششم: ایمان و استقامت، عامل پیروزی

آیۀ ۶۵، سورۀ انفال: «یـٰٓأَیهَا ٱلنَّبِیُّ حَرِّضِ الْمُؤمِنِینَ عَلَی الْقِتَالِ إِنْ یکُنْ مِّنْکُمْ عِشْرُونَ صَٰابِرُونَ یغْلِبُواْ مِأَتَیْنِ وَ إِنْ یکُنْ مِّنْکُمْ مِّأَةٌ یغْلِبُوٓاْ أَلْفاً مِّنَ ٱلَّذِینَ کَفَرُواْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَّا یفْقَهُونَ»
ترجمه: ای پیامبر! مؤمنین را برای جنگ با دشمن تشویق کن که اگر بیست نفر از شما صبور باشند، بر دویست نفر دشمن پیروز می‌شوند و اگر از شما صد نفر صبور باشند، بر هزار نفر از آن‌ها که کفر می‌ورزند پیروز خواهند شد؛ زیرا دشمنان مردمی بی‌فهم و درک هستند.
تحلیل: این آیه یک اصل راهبردی بنیادین را بیان می‌کند، «در معادلات جنگی» کمیت هرگز جایگزین کیفیت نمی‌شود.
• اولاً، نقش صبر و استقامت: در این آیه، تنها عامل پیروزی «صبر» معرفی شده است. صبر در ادبیات قرآنی مفهومی گسترده دارد و شامل «صبر در برابر سختی‌ها»، «صبر در برابر وسوسه‌ها»، «صبر در ادامۀ مسیر» و «صبر در برابر شکست‌های مقطعی» می‌شود
• ثانیاً، ضریب پیروزی: این آیه بیان می‌کند که بیست نفر صابر می‌توانند بر دویست نفر غیر صابر پیروز شوند. این ضریب ده‌برابری، نشان‌دهندۀ اهمیت فوق‌العادۀ عامل معنوی و روحی در جنگ است.
• ثالثاً، تدریجی بودن حکم: در انتهای آیه آمده که اگر تعداد صابران کمتر باشد، ضریب پیروزی تغییر می‌کند. این نشان‌دهندۀ واقع‌بینی قرآن و تناسب دادن حکم با شرایط مختلف است.
کاربرد در تحلیل وضعیت کنونی: آمریکا و رژیم صهیونیستی با همۀ تجهیزات پیشرفته و بودجه‌های نظامی کلان،
• فاقد پشتوانۀ مردمی قوی هستند،
• با بحران روحیه در میان نیروهای خود مواجه‌اند،
• و جنگ‌های طولانی برای آن‌ها غیرقابل تحمل است.
در مقابل، ملت ایران:
• از سابقۀ مقاومت هشت‌ساله برخوردار است،
• فرهنگ شهادت‌طلبی در آن نهادینه شده،
• و رهبری مدبرانه‌ای دارد که همواره بر صبر و استقامت تأکید می‌کند.
تجربۀ دفاع مقدس نشان داد که ایمان و اتحاد، بسیاری از معادلات عددی را بر هم می‌زند.

نکتۀ هفتم: جنگ، آزمایش الهی

بخشی از آیۀ ۴، سورۀ محمد(ص): «... وَ لَوْ یَشَاءُ اللهُ لَانْتَصَرَ مِنْهُمْ وَ لَٰکِنْ لِیَبْلُوَ بَعْضَکُمْ بِبَعْضٍ ...»
ترجمه: اگر خدا می‌خواست خود از آنان انتقام می‌گرفت، ولی خواست تا شما را به‌وسیلۀ یکدیگر بیازماید.
تحلیل: این آیه حقیقتی عمیق را آشکار می‌کند. «جنگ‌ها ابزار آزمایش الهی هستند».

نکات مهم:
• اولاً، قدرت مطلق الهی: جملۀ «لَوْ یَشَاءُ اللهُ لَانْتَصَرَ مِنْهُمْ» یادآوری می‌کند که خداوند قادر مطلق است و می‌تواند بدون نیاز به هیچ واسطه‌ای، دشمنان را نابود کند.
• ثانیاً، حکمت آزمایش، عبارت «لِیَبْلُوَ بَعْضَکُمْ بِبَعْضٍ» نشان می‌دهد که خداوند از روی حکمت، انسان‌ها را در برابر یکدیگر قرار می‌دهد تا:
– مؤمنان واقعی از منافقان جدا شوند،
– شجاعت از ترس متمایز گردد،
– فداکاری از خیانت مشخص شود،
– و صبر از بی‌صبری نمایان گردد.
• ثالثاً، نقش ارادۀ انسانی: این آیه تأکید می‌کند که پیروزی نهایی، نه صرفاً نتیجۀ مداخلۀ الهی، بلکه حاصل تلاش، ایمان و استقامت انسان‌ها است.
کاربرد در تحلیل وضعیت کنونی: هرگونه درگیری نظامی با آمریکا و رژیم اشغالگر قدس،
• محکی برای سنجش ایمان و استقامت ملت ایران خواهد بود،
• صفوف مؤمنان واقعی را از منافقان و سست‌ایمانان جدا خواهد کرد،
• و ارزش‌های واقعی را از ارزش‌های ظاهری متمایز خواهد ساخت.
این آزمایش الهی است که شجاعت، فداکاری و ایثار را از ترس و خیانت جدا می‌کند.

نکتۀ هشتم: سرانجام متجاوزان و پیمان‌شکنان

آیات ۲۶ و ۲۷، سورۀ احزاب: «وَ أَنْزَلَ الَّذِینَ ظَاهَرُوهُمْ مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ مِنْ صَیاصِیهِمْ وَ قَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ فَرِیقًا تَقْتُلُونَ وَ تَأْسِرُونَ فَرِیقًا ﴿۲۶﴾ وَ أَوْرَثَکُمْ أَرْضَهُمْ وَ دِیارَهُمْ وَ أَمْوَالَهُمْ وَ أَرْضًا لَمْ تَطَئُوهَا وَ کَانَ اللَّهُ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرًا ﴿۲۷﴾»
ترجمه: و پروردگار، گروهی از اهل کتاب را که از مشرکان حمایت می‌کردند از قلعه‌هایشان پایین کشید و در دل‌هایشان رعب و وحشت انداخت تا گروهی از آن‌ها را کشتید و جمعی را به اسارت درآوردید (۲۶) در نتیجه، شما را وارث سرزمین و شهرها و اموال آنان کرد و زمینی را که هیچ‌گاه در آن قدم نگذاشته بودید، نصیب شما نمود و البته خداوند بر همه چیز تواناست (۲۷)
تحلیل: این آیات عاقبت کسانی را ترسیم می‌کند که با دشمنان خدا هم‌پیمان شوند و بر مؤمنان تعدی کنند.
• اولاً، تنزل از مواضع قدرت: عبارت «مِنْ صَیَاصِیهِمْ» اشاره به قلعه‌ها و استحکامات نظامی دارد. خداوند متجاوزان را از پناهگاه‌هایشان بیرون می‌کشد.
• ثانیاً، رعب و وحشت: عبارت «قَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ» بیانگر آن است که خداوند ترس و وحشت را در دل‌های متجاوزان می‌افکند. این رعب، نه از قدرت نظامی دشمن، بلکه از جانب خداوند است.
• ثالثاً، وراثت مؤمنان: عبارت «أَوْرَثَکُمْ أَرْضَهُمْ وَ دِیَارَهُمْ» نشان می‌دهد که سرانجام قدرت و سرزمین، به مؤمنان مقتدر خواهد رسید.
کاربرد در تحلیل وضعیت کنونی: آمریکا و رژیم صهیونیستی
• با پیمان‌شکنی‌های مکرر (برجام، قطعنامه‌های بین‌المللی) اعتماد جامعۀ بین‌المللی را از دست داده‌اند،
• با حمایت از گروهک‌های تروریستی، جنایتکاران و دیکتاتورها، مشروعیت خود را تضعیف کرده‌اند،
• و با جنگ‌های متعدد در منطقه (افغانستان، عراق، سوریه، یمن) به نفرت جهانی دامن زده‌اند.
سرانجام چنین نظام‌هایی، ذلت، شکست و فروپاشی است. خداوند «رعب» را در دل آنان می‌افکند و قدرت و سرزمین را به مؤمنان مقتدر به ارث می‌دهد.

نکتۀ نهم: آمادگی نظامی و اطاعت از خدا، رسول و اولی‌الأمر، شرط تحقق جهاد مؤثر

آیات ۷۱ و ۷۲، سورۀ نساء: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا خُذُوا حِذْرَکُمْ فَانْفِرُوا ثُبَاتٍ أَوِ انْفِرُوا جَمیعاً ﴿۷۱﴾ وَ إِنَّ مِنْکُمْ لَمَنْ لَیبَطِّئَنَّ فَإِنْ أَصَابَتْکُمْ مُصِیبَةٌ قَالَ قَدْ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَی إِذْ لَمْ أَکُنْ مَعَهُمْ شَهِیدًا ﴿۷۲﴾»
ترجمه: ای اهل ایمان! احتیاط را از دست ندهید و در گروه‌های چندگانه یا دسته جمعی به سوی دشمن حرکت کنید (۷۱) و بعضی از شما هستند که به کندی حرکت کرده و اگر بر شما مصیبتی وارد شود می‌گوید خدا به من لطف فرمود که با آنها حاضر نبودم (۷۲).

بخش اول آیۀ ۶۰، سورۀ انفال: «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِبَاطِ الْخَیلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللهِ وَ عَدُوَّکُمْ...»
ترجمه: هر چه توانائی دارید در برابر دشمنان از نیرو و قدرت و اسب‌های ورزیده برای جنگ با دشمن آماده سازید تا بدین‌وسیله دشمنان خدا و خود را بترسانید...
بخش اول آیۀ ۵۹، سورۀ نساء: «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنکُمْ ...»
ترجمه: ای اهل ایمان! از خدا و رسول و اولی الأمر خویش فرمان برید ...
آیۀ ۳۳، سورۀ احزاب: «قَدْ یَعْلَمُ اللهُ الْمُعَوِّقِینَ مِنْکُمْ وَ الْقَائِلِینَ لِإِخْوَانِهِمْ هَلُمَّ إِلَیْنَا وَ لَا یَأْتُونَ الْبَأْسَ إِلَّا قَلِیلًا»
ترجمه: خداوند، آن گروهی را که تلاش می‌کردند تا مردم را از جنگ منصرف کنند، می‌شناسد و نیز آن‌هایی را که به برادران خود می‌گفتند به‌سوی ما بیائید و جز اندکی به شرکت در جنگ حاضر نشوند.

تحلیل: عبارت «خُذُوا حِذْرَکُمْ» و همچنین عبارت «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ» بر «آمادگی کامل نظامی» جامعۀ اسلامی تأکید دارد. این فرامین نشان‌دهندۀ آن است که مؤمنان باید همواره در وضعیت آماده‌باش باشند و نباید غافلگیر شوند. در بخش دیگری همچون «وَ إِنَّ مِنْکُمْ لَمَنْ لَیُبَطِّئَنَّ» یا معرفی «أَلْمُعَوِّقِینَ» ویژگی منافقان را اینگونه ترسیم می‌کند که در راه جهاد مانع‌تراشی می‌کنند، دیگران را به سستی دعوت می‌کنند، در هنگام خطر ترس شدید را به جامعه القاء می‌کنند و بی‌اعتقادی واقعی به آرمان‌ها را نیز ترویج می‌کنند.
• اولاً، انسجام فرماندهی، شرط پیروزی است: بدون اطاعت از فرماندهی واحد، حتی نیروهای با ایمان نیز شکست می‌خورند. تاریخ جنگ‌های صدر اسلام نشان می‌دهد که هرگاه اختلاف در فرماندهی رخ داد، نتیجه معکوس بود.
• ثانیاً، تفاوت میان «انصار واقعی» و «انصار ظاهری»: برخی افراد ظاهراً حامی هستند اما در عمل، مانع‌تراشی می‌کنند. قرآن این افراد را «معوقین» (مانع‌تراشان) می‌نامد.
• ثالثاً، رابطۀ ایمان و آمادگی نظامی: ایمان بدون آمادگی عملی کافی نیست. مؤمن واقعی هم ایمان دارد و هم علاوه بر هوشیاری و پیشگیری، آمادگی لازم را نیز دارد. ایمان بدون آمادگی، توهم است و آمادگی بدون ایمان، فقط مادی‌گرائی است. ترکیب این دو، رمز پیروزی مؤمنان است.
• رابعاً، نقش رهبری در تبدیل ترس به شجاعت: رهبری الهی می‌تواند ترس را به ایمان و سستی را به استقامت تبدیل کند. در ایام جنگ رمضان، به‌وضوح شاهد تحقق این مهم در جامعۀ ایرانی هستیم.
کاربرد در تحلیل وضعیت کنونی: در شرایط کنونی، این اصل چندین کاربرد عملی دارد که به اهم آن‌ها اشاراتی می‌شود.
الف) در سطح ملی:
• اطاعت از رهبری معظم انقلاب اسلامی به‌عنوان «اولی‌الأمر» در زمان صلح و جنگ،
• پرهیز از پراکندگی و اختلاف‌نظرهای مخرب در برابر تهدیدات خارجی،
• و هماهنگی نیروهای مسلح تحت فرماندهی واحد.
ب) در سطح منطقه‌ای:
• هماهنگی محور مقاومت (حزب‌الله، حماس، انصارالله و...) با یکدیگر،
• تبادل اطلاعات و تجربیات نظامی،
• و حمایت متقابل در برابر تهدیدات مشترک.
ج) شناخت دشمنان داخلی:
• افرادی که در شرایط بحرانی، مانع‌تراشی می‌کنند،
• اشخاصی که با ادعای صلح‌طلبی، ملت را به سستی دعوت می‌کنند،
• و کسانی که در هنگام تهدید، به دنبال فرار یا سازش هستند.
د) در مقابله با جنگ ترکیبی دشمن:
• دشمن امروز نه فقط با تسلیحات نظامی، بلکه با جنگ روانی، فضای مجازی و نفوذ داخلی می‌جنگد،
• آمادگی در همۀ ابعاد نظامی، سایبری، اقتصادی و فرهنگی.

نکتۀ دهم: دفاع از مستضعفان جهان، فراتر از مرزها

آیۀ ۷۵، سورۀ نساء: «وَ مَا لَکُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللهِ وَ الْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ وَ الْوِلْدَانِ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَٰذِهِ الْقَرْیَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَ اجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنکَ وَلِیًّا وَ اجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنکَ نَصِیرًا»
ترجمه: چرا در راه خدا و در راه آن مردم ناتوان از مردان و زنان و کودکان که می‌گویند پروردگارا! ما را از این شهر ستمگران بیرون ببر و برای ما از جانب خود برای ما حمایت کننده‌ای تعیین فرما و از جانب خود برای ما یاوری قرار ده جهاد نمی‌کنید؟!
آیۀ ۳۹، سورۀ حج: «أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلَیٰ نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ»
ترجمه: به آنانی که مورد ستم واقع شده‌اند، اجازۀ جهاد داده شده و خداوند بر یاری کردن آن‌ها تواناست.
تحلیل: این دو آیه در کنار یکدیگر، اصلی بنیادین را در فلسفه جهاد اسلامی ترسیم می‌کنند:
الف) تعریف مستضعفان: آیۀ ۷۵ سورۀ نساء مستضعفان را شامل سه گروه می‌داند، مردان ستمدیده، زنان ستمدیده و کودکان ستمدیده. این تعریف، جامع و فراگیر است و هیچ قید جنسیتی، سنی یا ملیتی ندارد.
ب) صدای مستضعفان: عبارت «یَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَٰذِهِ الْقَرْیَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا» نشان‌دهندۀ ناله و استغاثۀ مستضعفان است. این افراد خود توان مبارزه ندارند و از خداوند یاری می‌خواهند.
ج) اجازه جهاد به مظلومان: آیۀ ۳۹ سورۀ حج به‌صراحت بیان می‌کند که خداوند به کسانی که مورد ظلم واقع شده‌اند، اجازۀ جهاد و دفاع داده است.
د) وعدۀ یاری الهی: جملۀ «وَ إِنَّ اللَّهَ عَلَیٰ نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ» وعده‌ای روشن است که خداوند یاری‌دهندۀ مظلومان است.
نکات مهم:
• اولاً، جهاد، محدود به دفاع از خود نیست: برخلاف برداشت‌های محدود، جهاد اسلامی تنها محدود به دفاع از سرزمین خود نمی‌شود، بلکه شامل دفاع از هر مستضعفی در هر نقطه‌ای از جهان می‌شود.
• ثانیاً، تفاوت با مداخلات نظامی غربی: مداخلات نظامی آمریکا و غرب معمولاً با اهداف اقتصادی و سیاسی صورت می‌گیرد (مانند نفت، هژمونی، امنیت رژیم صهیونیستی). اما جهاد اسلامی برای نجات مستضعفان، بدون هیچ چشم‌داشت مادی است.
• ثالثاً، مسئولیت جمعی مسلمانان: این اصل نشان می‌دهد که هر مسلمانی (نه فقط حکومت‌ها) در قبال مستضعفان جهان مسئولیت دارد.
• رابعاً، عدم محدودیت جغرافیایی: برخلاف مفاهیم ملی‌گرایانه، این اصل هیچ مرزی برای دفاع از مظلومان قائل نیست.
کاربرد در تحلیل وضعیت کنونی:
الف) در فلسطین: مردم فلسطین (مردان، زنان و کودکان آن دیار) سال‌ها است که تحت ظلم رژیم صهیونیستی قرار دارند. آن‌ها فریاد می‌زنند «رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَٰذِهِ الْقَرْیَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا». حمایت جمهوری اسلامی ایران از مردم فلسطین، دقیقاً بر اساس همین اصل قرآنی است.
ب) در یمن: مردم یمن سال‌ها است تحت محاصره و بمباران ائتلاف سعودی-اماراتی قرار دارند. زنان و کودکان یمنی قربانیان اصلی این جنگ هستند. حمایت ایران از انصارالله، تجلی همین اصل قرآنی است.
ج) در سوریه و عراق: گروه‌های تروریستی مانند داعش و النصره، مردم سوریه و عراق (به‌ویژه اقلیت‌ها و زنان و کودکان) را هدف قرار داده‌اند. مستشاری ایران در عراق و سوریه نیز، بر اساس همین اصل بوده است.
د) در لبنان: حزب‌الله لبنان به‌عنوان نمونه‌ای از مقاومت مستضعفان در برابر اشغالگری رژیم سفاک صهیونیستی، از حمایت جمهوری اسلامی ایران برخوردار بوده، هست و خواهد بود.
ه‍) تفاوت با سیاست‌های غربی: آمریکا و اروپا ادعا می‌کنند که از حقوق بشر دفاع می‌کنند، اما در عمل
• از رژیم صهیونیستی حمایت می‌کنند،
• ائتلاف‌های نظامی‌شان برای فروش تسلیحات و کنترل منابع است،
• و مردم مظلوم یمن، فلسطین و سوریه را نادیده می‌گیرند

نکتۀ یازدهم: پرهیز از غرور، خودنمائی و قدرت‌طلبی در جنگ

آیۀ ۴۷، سورۀ انفال: «وَ لَا تَکُونُوا کَالَّذِینَ خَرَجُوا مِن دِیَارِهِم بَطَراً وَ رِئَاءَ النَّاسِ وَ یَصُدُّونَ عَن سَبِیلِ اللهِ وَ اللهُ بِمَا یَعْمَلُونَ مُحِیطٌ»
ترجمه: و همانند کسانی که به خاطر هوس و خودنمایی در برابر مردم از دیارشان خارج شدند نباشید، همان‌هایی که مردم را از راه خدا بازمی‌داشتند و خداوند به آنچه انجام می‌دهند احاطه دارد.
تحلیل: این آیۀ به سه انگیزه نادرست در جنگ اشاره می‌کند که هرکدام می‌تواند جهاد را از مسیر حق منحرف کند:
الف) بَطَرْ (غرور و سرمستی): بَطَرْ به‌معنای مغرور شدن به خود، تکبر و احساس برتری بدون دلیل است. کسی که با غرور وارد میدان جنگ می‌شود، معمولاً نتیجۀ معکوس می‌گیرد.
ب) رِئَاء النَّاس (خودنمایی و ریاکاری): ریاکاری در جنگ یعنی جنگیدن نه برای خدا، بلکه برای نشان دادن خود به مردم. چنین انگیزه‌ای، هر عمل خیری را بی‌ارزش می‌کند.
ج) الصَّدُ عَنْ سَبیلِ الله (بازداشتن دیگران از مسیر حق): این افراد نه‌تنها خودشان انگیزۀ نادرست دارند، بلکه دیگران را نیز از جهاد بازمی‌دارند.
نکات مهم:
• اولاً، انگیزه که سرنوشت عمل را تعیین می‌کند: خداوند تبارک و تعالی در بخشی از آیۀ ۴۶ سورۀ فصلت و بخشی از آیۀ ۱۵ سورۀ جاثیه در قرآن کریم فرموده است: «مَنْ عَمِلَ صَالِحاً فَلِنَفْسِهِ» (هر کس عمل شایسته‌ای انجام دهد، به نفع خودش است). اما اگر انگیزه نادرست باشد، عمل نیز ارزش خود را از دست می‌دهد.
• ثانیاً، تفاوت جنگ اسلامی با جنگ‌های استعماری: جنگ‌های استعماری غرب در طول قرون و اعصار و به اشکال مختلف با انگیزه‌های اقتصادی، نژادپرستانه و سلطه‌جویانه صورت گرفته‌اند. اما جهاد اسلامی باید صرفاً «فی سبیل الله» باشد.
• ثالثاً، هشدار به منافقان: این آیه به‌ویژه خطاب به منافقان است که ادعای ایمان داشتند، اما انگیزه‌هایشان نادرست بود.
• رابعاً، احاطۀ خداوند: عبارت «وَ اللهُ بِمَا یَعْمَلُونَ مُحِیطٌ» هشداری است که خداوند از انگیزه‌های پنهان آگاه است و هیچ عملی از دید او پوشیده نمی‌ماند.
کاربرد در تحلیل وضعیت کنونی:
الف) در سطح بین‌المللی: آمریکا و متحدانش با انگیزه‌های نادرست وارد جنگ‌های متعدد شده‌اند،
• حمله به عراق با بهانۀ دروغین سلاح‌های کشتار جمعی،
• حمله به افغانستان با ادعای مبارزه با تروریسم (در حالی که خود حامی و ایجادکنندۀ تروریسم هستند)،
• حمایت بی‌قید و شرط از رژیم صهیونیستی برای حفظ هژمونی خود در منطقه.
ب) در سطح منطقه‌ای: عربستان سعودی و امارات با انگیزه‌های قدرت‌طلبی و سلطه‌جوئی، جنگ علیه یمن را آغاز کردند. این جنگ نه برای دفاع از مظلوم، بلکه برای سرکوب ملت یمن و تسلط بر منطقه بوده است.
ج) در سطح جمهوری اسلامی ایران: ایران همواره تأکید کرده است که
• به دنبال کشورگشایی نیست،
• به دنبال گسترش نفوذ نظامی در کشورهای دیگر نیست،
• و انگیزه‌اش صرفاً دفاع از مستضعفان و مقابله با ظلم است.
این موضع، دقیقاً منطبق بر پرهیز از غرور، خودنمایی و قدرت‌طلبی در جنگ است.
د) تفاوت رویکرد ایران با غرب:
• انگیزۀ جمهوری اسلامی ایران دفاع از مستضعفان بوده است، در حالی که انگیزۀ غرب، تسلط بر منابع (از جمله نفت و سایر ذخائر ارزشمند نقطۀ هدف)، سلطۀ سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی است.
• رفتار جمهوری اسلامی ایران با مردم، برای حمایت از آنان است، در حالی که رفتار غرب با مردم بمباران وحشیانۀ آنان است.
• نتیجۀ عملکرد جمهوری اسلامی ایران ایجاد ثبات بوده است، در حالی که ویرانی و بی‌ثباتی دستاورد دخالت‌های غرب در منطقه است.

نکتۀ دوازدهم: اولویت دفاع از نزدیک‌ترین دشمن و لزوم صلابت

آیۀ ۱۲۳، سورۀ توبه: «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا قَاتِلُوا الَّذِینَ یلُونَکُمْ مِنَ الْکُفَّارِ وَ لْیجِدُوا فِیکُمْ غِلْظَةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ»
ترجمه: ای کسانی که ایمان آورده‌اید، با کافرانی که نزدیک شما هستند [و برای شما ایجاد ناامنی می‌کنند] بجنگید و باید از شما صلابت [و قدرت] در یابند و بدانید که قطعاً خدا با پرهیزگاران است.
تحلیل: این آیه دو اصل راهبردی مهم را بیان می‌کند،
الف) اولویت‌بندی دشمنان، «الَّذِینَ یَلُونَکُمْ»: عبارت «یَلُونَکُمْ» (کسانی که به شما نزدیک‌اند) نشان‌دهندۀ آن است که در مواجهه با دشمنان متعدد، باید اولویت‌بندی صورت گیرد. دشمنان نزدیک‌تر (از نظر جغرافیایی یا میزان خطر آن‌ها) اولویت دارند.
ب) لزوم صلابت، «غِلْظَةً»: واژۀ «غلظة» به‌معنای خشونت، سختی و صلابت است. این واژه نشان می‌دهد که در برابر دشمن، نباید نرمش بی‌مورد نشان داد.
ج) همراهی تقوا با قدرت: عبارت «وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ» نشان می‌دهد که صلابت و خشونت باید همراه با تقوا باشد. قدرت بدون تقوا، ظلم است و تقوا بدون قدرت، سستی.
نکات مهم:
• اولاً، توجه به اصل اولویت‌بندی راهبردی: در جنگ‌های متعدد، نمی‌توان همزمان با همۀ دشمنان جنگید. باید اولویت‌بندی کرد و با نزدیک‌ترین و خطرناک‌ترین دشمن شروع کرد.
• ثانیاً، اعمال صلابت و نه خشونت بی‌حد: «غلظة» به‌معنای خشونت بی‌حد و وحشیگری نیست، بلکه به معنای قاطعیت، استواری و عدم سستی در برابر دشمن است.
• ثالثاً، رعایت تقوا به‌عنوان مکمل قدرت: قدرت بدون تقوا منجر به ظلم می‌شود و تقوا بدون قدرت منجر به شکست. ترکیب این دو، رمز پیروزی است.
• رابعاً، پرهیز از مماشات: اصولی که در این آیه به آن سفارش شده با سیاست‌های مماشات و سازش‌کارانه در تضاد است. در برابر دشمنان نزدیک، باید با صلابت عمل کرد.
کاربرد در تحلیل وضعیت کنونی:
الف) در سطح منطقه‌ای: دشمنان نزدیک‌تر جمهوری اسلامی ایران عبارتند از
• رژیم صهیونیستی (که مرزهای مشترک ندارد اما از نظر تهدید، نزدیک‌ترین دشمن است)،
• پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه (عراق، سوریه، کشورهای حاشیۀ خلیج فارس)،
• و عربستان سعودی و امارات (که جنگ علیه یمن را ادامه می‌دهند).
ب) در سطح نظامی: نیروهای مسلح ایران باید،
• آمادگی نظامی بالا در برابر تهدیدات نزدیک داشته باشند،
• از پراکنده‌شدن نیروها در جبهه‌های متعدد پرهیز کنند،
• و با صلابت و قاطعیت در برابر تهدیدات عمل کنند.
ج) در سطح دیپلماتیک: سیاست خارجی ایران باید،
• اولویت را به دشمنان نزدیک‌تر بدهد،
• از درگیر شدن در مسائل دور از منافع ملی پرهیز کند،
• و با صلابت و قاطعیت از منافع ملی دفاع کند.
د) در مقابله با توطئه‌های داخلی: کسانی که در داخل کشور با دشمنان همکاری می‌کنند، نیز مصداق «دشمن نزدیک» هستند و باید با صلابت با آن‌ها برخورد شود.

نکتۀ سیزدهم: ترس از جهاد، نشانه بیماری قلبی و نفاق

آیات ۲۰ و ۲۱، سورۀ محمد: «وَ یَقُولُ الَّذِینَ آمَنُوا لَوْلَا نُزِّلَتْ سُورَةٌ فَإِذَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ مُّحْکَمَةٌ وَ ذُکِرَ فِیهَا الْقِتَالُ رَأَیْتَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ یَنظُرُونَ إِلَیْکَ نَظَرَ الْمَغْشِیِّ عَلَیْهِ مِنَ الْمَوْتِ فَأَوْلَیٰ لَهُمْ ﴿۲۰﴾ طَاعَةٌ وَقَوْلٌ مَعْرُوفٌ فَإِذَا عَزَمَ الْأَمْرُ فَلَوْ صَدَقُوا اللَّهَ لَکَانَ خَیرًا لَهُمْ ﴿۲۱﴾»
ترجمه: و کسانی که ایمان آورده‌اند، می‌گویند چرا سوره‌ای [دربارۀ جهاد] فرستاده نشده است‌؟ اما هنگامی که سوره‌ای محکم فرستاده شود و در آن [حکم] جهاد ذکر شود، کسانی را که در دل هایشان بیماری است، می‌بینی که [با اضطراب و ترس] به تو می‌نگرند، مانند نگاه کردن کسی که از [ترس] مرگ بیهوشی بر او عارض شده باشد، پس [همان مرگ] برایشان سزاوارتر است. (۲۰) [ولی] پیروی نمودن [فرمان] و گفتاری شایسته، [برای آنها بهتر است] و هنگامی که فرمان [جهاد] جدی شد، پس اگر [منافقان] با خدا راست بگویند، قطعاً برای آنها بهتر است. (۲۱)
تحلیل: این آیات دو واکنش کاملاً متضاد را در برابر فرمان جهاد نشان می‌دهند.
الف) واکنش مؤمنان: عبارت «لَوْلَا نُزِّلَتْ سُورَةٌ» نشان‌دهندۀ اشتیاق مؤمنان به جهاد است. آن‌ها خواهان فرمان جهاد هستند و از شنیدن آن خوشحال می‌شوند.
ب) واکنش منافقان: عبارت «فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ» نشان‌دهندۀ آن است که ترس از جهاد، نشانۀ بیماری قلبی و ضعف ایمان است. منافقان با شنیدن فرمان جهاد، چنان وحشت‌زده می‌شوند که گویی مرگ فرا رسیده است.
ج) «المغشی علیه من الموت»: این عبارت تصویری دقیق از ترس شدید است، کسی که از شدت ترس، هوشیاری خود را از دست می‌دهد.
د) راه‌حل برای منافقان: آیه می‌فرماید اگر منافقان اطاعت کنند، بهتر است و اگر نافرمانی کنند، مؤمنان باید بر خدا توکل کنند.
نکات مهم:
• اولاً، ترس از جهاد، نشانۀ ضعف ایمان است: کسی که واقعاً به خدا و وعده‌های الهی ایمان دارد، از مرگ در راه خدا نمی‌ترسد.
• ثانیاً، اشتیاق به جهاد، نشانۀ ایمان راستین است: مؤمنان واقعی نه‌تنها از جهاد نمی‌ترسند، بلکه مشتاق آن هستند.
• ثالثاً، تفاوت مرگ طبیعی با شهادت: ترس از مرگ طبیعی، امری است طبیعی، اما ترس از مرگ در راه خدا، نشانۀ ضعف ایمان است.
• رابعاً، وظیفۀ مؤمنان در برابر منافقان: مؤمنان نباید از منافقان ناامید شوند، بلکه باید بر خدا توکل کنند.
کاربرد در تحلیل وضعیت کنونی:
الف) شناخت دو گروه در جامعه: در هر جامعه‌ای، دو گروه وجود دارند،
• مؤمنان واقعی: کسانی که با شنیدن تهدیدات دشمن، نه‌تنها نمی‌ترسند، بلکه آمادۀ دفاع و شهادت هستند.
• منافقان و سست‌ایمانان: کسانی که با شنیدن هر تهدیدی، به دنبال فرار، سازش یا تسلیم هستند.
ب) در سطح سیاسی: کسانی که در برابر تهدیدات آمریکا و رژیم صهیونیستی، لزوم سازش و تسلیم را مطرح می‌کنند، دقیقاً همان منافقانی هستند که قرآن توصیف می‌کند.
ج) در سطح نظامی: نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران باید،
• از روحیه بالای ایمان و شهادت‌طلبی برخوردار باشند،
• ترس از دشمن را در خود ریشه‌کن کنند،
• و آمادۀ فداکاری در راه خدا و کشور اسلامی باشند،
که به لطف الهی هم در دفاع مقدس و هم در جنگ ۱۲روزه و هم در جنگ رمضان این ویژگی‌ها به وضوح در نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران دیده می‌شود.
د) در سطح فرهنگی: فرهنگ‌سازی برای ترویج فرهنگ شهادت‌طلبی، از بین بردن ترس از مرگ و تقویت ایمان و اعتماد به وعده‌های الهی باید در دستور کار نهادهای فرهنگی کشور باشد.

نکتۀ چهاردهم: رفتار انسانی با اسیران پس از پایان جنگ

آیات ۴ تا ۶، سورۀ محمد(ص): «فَإِذَا لَقِیتُمُ الَّذِینَ کَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتَّی إِذَا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَ إِمَّا فِدَاءً حَتَّی تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا ذَلِکَ وَ لَوْ یشَاءُ اللهُ لَانْتَصَرَ مِنْهُمْ وَ لَکِنْ لِیبْلُوَ بَعْضَکُمْ بِبَعْضٍ وَ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَلَنْ یضِلَّ أَعْمَالَهُمْ ﴿۴﴾ سَیهْدِیهِمْ وَ یُصْلِحُ بَالَهُمْ ﴿۵﴾ وَ یُدْخِلُهُمُ الْجَنَّةَ عَرَّفَهَا لَهُمْ ﴿۶﴾»
ترجمه: و هنگامی که با کافران روبرو شدید، گردن‌هایشان را بزنید تا به اندازۀ کافی دشمن را سرکوب کنید و اسیران را محکم ببندید، آنگاه یا بر آن‌ها منت گذارید یا برای آزاد کردن آن‌ها فدیه بگیرید تا جنگ، بار سنگین خود را بر زمین گذارد، این حکم فعلی است و اگر خدا می‌خواست از کافران انتقام می‌گرفت، ولی امر خداست تا شما را به‌وسیلۀ یکدیگر امتحان کند و آن‌هایی که در راه خدا کشته شده‌اند، کارهایشان ضایع نخواهد شد (۴) به زودی آنان را [به جهان آخرت] هدایت می‌کند و حال و حالشان را به صلاح می‌آورد (۵) و به بهشتی که به آنان شناسانده، واردشان خواهد کرد (۶)

تحلیل: این آیات سه مرحله را در جنگ ترسیم می‌کنند،
الف) مرحلۀ نبرد، «ضَرْبَ الرِّقَابِ»: در این مرحله، جنگ شدید و بی‌رحم است. البته قرآن کریم در بخش اول آیۀ شریفۀ ۲۹ سورۀ فتح فرموده است: «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَی الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ ...». اما حتی در این مرحله، محدودیت‌هایی وجود دارد، یعنی
• فقط با کسانی که می‌جنگند باید جنگید،
• و غیرنظامیان نباید هدف قرار گیرند.
ب) مرحلۀ اسارت، «شُدُّوا الْوَثَاقَ»: پس از شکست دادن دشمن، اسیران باید محکم بسته شوند. این نشان‌دهندۀ آن است که حتی با اسیران نیز باید با احتیاط رفتار شود.
ج) مرحلۀ پس از جنگ، «فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَ إِمَّا فِدَاءً»: پس از پایان جنگ، دو گزینه وجود دارد،
• مَنًّا (منت نهادن): آزادی اسیر بدون هیچ چشم‌داشت مادی، البته معادلات فرهنگی یا دیپلماتیک یا چیزی که نوعی امتنان و نعمت‌بخشی از جانب مؤمنین محسوب شود، مطلوب به‌نظر می‌رسد.
• فِدَاءً (فدیه): یا آزادی اسیر در ازای پرداخت مال یا مبادله با اسیران مسلمان.
نکات مهم:
• اولاً، پایان‌یافتن جنگ، پایان اخلاق نیست: حتی پس از پیروزی، باید با اسیران انسانی رفتار شود.
• ثانیاً، رعایت گزینه‌های متعدد برای رفتار با اسیران: رفتار اسلام (سخت‌گیرانه) نیست و گزینه‌های مختلفی را پیش روی مسلمانان قرار می‌دهد.
• ثالثاً، فلسفۀ جنگ آزمایش الهی است: عبارت «لِیَبْلُوَ بَعْضَکُم بِبَعْضٍ» نشان می‌دهد که جنگ ابزار آزمایش است.
• رابعاً، توجه به سرنوشت شهداء: شهدای راه خدا هرگز اعمالشان بی‌ارزش نمی‌شود (چرا که شهداء از نعمت بالاتری برخوردار هستند و ارزش شهادت فوق همۀ دستاوردهای دنیوی است) و خداوند آن‌ها را به بهشت می‌برد.
کاربرد در تحلیل وضعیت کنونی:
الف) در سطح نظامی، نیروهای مسلح ایران باید:
• در جنگ، فقط با دشمنان مسلح بجنگند،
• پس از پیروزی، با اسیران مطابق اصول انسانی رفتار کنند،
• و از شکنجه و آزار اسیران پرهیز کنند.
ب) در سطح بین‌المللی، مقایسۀ رفتار ایران با رفتار غرب:
• آمریکا در زندان ابوغریب و گوانتانامو، اسیران را شکنجه و تحقیر کرد،
• رژیم صهیونیستی اسیران فلسطینی را مورد آزار و شکنجه قرار می‌دهد،
• و ایران همواره بر رفتار انسانی با اسیران تأکید کرده است.
ج) در سطح حقوق بشر، این اصل نشان‌دهندۀ آن است که اسلام:
• رفتار انسانی با اسیران را الزامی کرده است،
• شکنجه و آزار اسیران را ممنوع کرده است،
• و گزینه‌های متعددی برای آزادی اسیران قرار داده است.
د) در سطح فرهنگی، این اصل نشان می‌دهد که:
• جنگ اسلامی، جنگ کورکورانه نیست،
• پیروزی نظامی بدون رعایت اخلاق، ارزش ندارد،
• و مؤمنان باید در میدان جنگ قوی و پس از پیروزی، اخلاق‌مدار باشند.

سخن پایانی
جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر این نکات قرآنی:
• نه آغازگر جنگ است و نه خواهان آن،
• اما در برابر هر تهدید و تجاوزی، با قدرت و قاطعیت ایستاده است،
• و با پشتوانۀ ایمان ملت، رهبری فرزانه و وعدۀ نصرت الهی، هرگونه تعرضی را بی‌پاسخ نخواهد گذاشت.
این رویکرد، نه صرفاً یک استراتژی سیاسی، بلکه تجلی ایمان به اصولی است که قرآن کریم برای جامعۀ اسلامی ترسیم کرده است.

کد خبر 1031023

برچسب‌ها

پر بیننده‌ترین اخبار سیاست داخلی

دیدگاه خوانندگان امروز

پر بیننده‌ترین خبر امروز

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha