همشهریآنلاین - مجیدجباری: غمگین و مغموم مقابل تلی از آوار ایستاده؛گونههایش از اشک خیس است. خطوط عمیق روی پیشانی و چین و چروکهای پای چشمهایش حکایت از سالها سختی و تجربه دارد. بیش از سه دهه از عمر خود را صرف حفاظت از جنگلها و منابع طبیعی ایران کرده است. علاقهای به مصاحبه ندارد. از من اصرار و از او انکار! هرچه انکار میکند بیشتر کنجکار و علاقهمند شنیدن حکایتش میشوم. ۶۵ ساله است و در سابقه ۳۵ سالهاش، مدیرکلی منابع طبیعی ۵ استان را دارد و حالا از راه دور به محل خدمت سابقش آمده. شاید برای مرور خاطرات گذشته یا برای سوگواری همکارانی که در چشم به هم زدنی در میان آوار دفن شدند. اندوه و حسرت در نگاهش موج میزد. گونههایش را پاک میکند، به آرامی سوار خودرویش میشود و میرود. من میمانم و آواری که هنوز از حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به سازمان منابع طبیعی لویزان در ۸ فروردین ۱۴۰۵ هنوز بر جای مانده.
پرکشیدن جانفدایان طبیعت
خاک و نخالههای ساختمانی، فلزات در هم پیچیده، خودروهای سوخته و درختانی که ریشهکن شدهاند درد و اندوه یک روز سیاه به تصویر میکشد. تا چشم کار میکند ویرانی است. همه چیز زیر آوار دفن شده. موزه قدیمی تجهیزات و ادوات نقشهبرداری و تحقیقات چند ده ساله جنگلها و مراتع، کتابها و جزوههایی که حاصل یک قرن تحقیق کارشناسان بودند و حتی آشپزخانه آقا عبدالله. خاطرات اما هنوز زندهاند. اینجا سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور است؛ جایی که در روزهای جنگ تحمیلی سوم مورد اصابت ۵ بمب قدرتمند دشمن قرار گرفت و ۶ نفر از خادمان طبیعت را از دست داد.

لبخندی که دیگر نیست
هادی شفیعی، کارشناس روابط عمومی و ارتباط با رسانهها از قدیمیهای سازمان منابع طبیعی وآبخیزداری است. او که سه دهه از عمر خود را صرف اطلاعرسانی و ارتباط با رسانهها کرده به استقبال گروه خبری همشهری میآید. دیگر خبری از لبخند همیشگی او نیست. دفتر کارش، دقیقا روبهروی ساختمان تخریبشده حالا به یک ویرانه تبدیل شده است. روزها در کنار دفترش مینشیند و با حسرت به گذشته نگاه میکند.
شفیعی میگوید: «آن روز در سازمان نبودم. برای دیدار خانواده به شهرستان رفته بودم. خدا را شکر که خیلی از همکاران در تعطیلات بودند، وگرنه فاجعه بسیار بزرگتر و دردناکتر بود. ۳۰ سال در این سازمان خدمت کردهام و اینجا خانه من است. هشتم فروردین را هرگز فراموش نمیکنم، روزی که دشمن خانهمان را ویران کرد و چند نفر از بهترین همکارانم را از ما گرفت. به نظرم روزگار این عزیزان را گلچین کرد. سرهنگ مجید زکریایی، فرمانده یگان حفاظت منابع طبیعی هم در میان از دسترفتگان است؛ فردی که همیشه دلش با طبیعت و جنگل بود. روز و شب، تعطیلات و غیرتعطیلات، همیشه در محل کار حاضر بود و هیچ وقت از تلاش دست نمیکشید. آخر کار همان جایی که همیشه برایش میجنگید، جانش را فدا کرد. واقعه هشتم فروردین در واقع روح ما را نشانه گرفت. آنچه که هرگز قابل جبران نیست، از دست دادن همکاران عزیزاست.»

گنجینهای که دفن شد
معاون حوزه مدیریت و بازرسی سازمان منابع طبیعی از شاهدان عینی آن روز سیاه است. رضا بیانی آن روز تلخ و غمانگیز را اینطور روایت میکند: «تقریبا ساعت ۱۲:۵۵ بود که صدای اولین انفجار به گوش رسید. بلافاصله بعد از آن، چهار موشک دیگر به ساختمان اصابت کرد. دفتر آموزش و ترویج، کتابخانه، دفتر مرکزی حراست سازمان، رستوران سازمان، سالن کنفرانس و موزهای که گنجینهای از مدارک و تجهیزات قدیمی داشت همگی از بین رفتند. دستگاهها و تجهیزات قدیمی که از سال ۱۳۵۳ برای نقشهبرداری در عرصههای منابع طبیعی مورد استفاده قرار میگرفت، در موزه سازمان نگهداری میشد. دستخطهای معاونان و روسای ادوار مختلف سازمان و اسناد و مدارک قدیمی هم در همان موزه نگهداری میشد. میهمانسرا و قسمتی از ورزشگاه سازمان هم حالا زیر آوار مدفون شده و از بین رفته است. در همان لحظه ۶ نفر از همکاران عزیز ما جان باختند از جمله سرهنگ شهید مجید زکریایی، فرمانده یگان حفاظت منابع طبیعی. بلافاصله پس از حمله، بالای پیکر شهید زکریایی رسیدم و صحنههای دردناک و دلخراشی را دیدم. یکی از دستان شهید زکریایی از کتف و دیگری از مچ قطع شده بود و تقریبا همه پیکرها متلاشی شده بودند. سید سعید موسوی نژاد، داوود عمرانی، اصغر مشکاتی، علی منتظری و مرتضی مقصودی نیز از دیگر همکاران عزیر ما بودند که در حمله وحشیانه دشمن به شهادت رسیدند. در روز نخست حمله دشمن به بیت رهبری سید جاسم ساعدی مشاور پارلمانی ریاست سازمان را هم از دست دادیم.»

شناسایی سخت پیکرهای شهدا
معاون حوزه مدیریت و بازرسی سازمان منابع طبیعی به بازسازی بناهای تخرب شده اشاره میکند و میگوید: «بازسازی ساختمان بدون احتساب تجهیزات، دستکم هزار میلیارد تومان هزینه نیاز دارد. چند خودروی دولتی سازمان هم در این بمباران از بین رفتند. ساختمانهای مسکونی اطراف هم آسیب دیدند. خوشبختانه هلال احمر و آتشنشانی پس از چند دقیقه در صحنه حاضر شدند و امدادرسانی کردند. گروههای جهادی نیز برای کمک به ما آمدند و توانستیم پیکرها را به سختی شناسایی کنیم.»
رضا بیانی اضافه میکند: «سازمان منابع طبیعی از سال ۱۲۸۴ کار خود را آغاز کرده و یکی از قدیمیترین نهادهای کشور است. این سازمان مسئولیت حفاظت از جنگلها، مراتع، بیابانها و سایر منابع طبیعی کشور را بر عهده دارد. در بیش از ۱۲۰ سال عمر این سازمان، توانستهایم از ثروتهای ملی حفاظت کنیم، اما دشمن هیچ رحم و مروتی به این میراث ملی نداشت.»
درخت گیلاس؛ نماد مردم ایران
بیشتر از دو ساعت از حضور ما در سازمان منابع طبیعی میگذرد؛ کم کم آماده رفتن میشویم اما یک درخت گیلاس در فاصله دو متری ساختمان آوار شده خودنمایی میکند. درختی که در کنار تپهای از آوار، با تنه خمیده و زخمی از موج انفجار، همچنان شکوفه کرده است. این درخت، با وجود موج شدید انفجار و آتش سوزی مهیب پس از بمباران، گویی، نشانهای از تابآوری و استقامت مردم ایران است و شکوفههایش نماد زندگی و امید هستند؛ حتی در دل سختترین شرایط؛ حتی در میان ویرانی و سختیها.
نظر شما