همشهری آنلاین - گروه سیاسی: عباس اصلانی، کارشناس سیاست بینالملل درباره مذاکرات ایران و آمریکا درباره جنگ به همشهری آنلاین گفت:
مذاکرات اسلامآباد در فضایی آغاز شد که از همان ابتدا با ابهام و نوسان همراه بود. از همان ساعات ابتدایی ورود، جلسات میان هیات پاکستانی با طرفهای ایرانی و آمریکایی در جریان قرار داشت، اما تا غروب و حتی اوایل شب، پیشرفت مشخصی در روند گفتوگوها دیده نمیشد. مذاکرات رفتوبرگشتی بود و تنها تا حوالی نیمهشب نشانههایی از امکان پیشرفت به چشم آمد. حتی این برداشت شکل گرفته بود که شاید طرف پاکستانی بتواند زمینهای برای اعلام یک تفاهم اولیه فراهم کند.
اما همینجا نقطه چرخش ماجرا بود؛ در دقیقه ۹۰، طرف آمریکایی مواردی را مطرح کرد که هم غیرمنتظره بود و هم این پرسش جدی را ایجاد میکرد که آیا اساسا ارادهای واقعی برای رسیدن به تفاهم وجود دارد یا نه. در واقع، روندی که تا آن لحظه آهسته اما رو به جلو به نظر میرسید، ناگهان وارد مرحلهای از ابهام و عقبگرد شد.
نکته قابل توجه این بود که برخی موضوعات، که در جلسات قبلی اساسا مطرح نشده بودند، ناگهان وارد دستور کار مذاکرات شدند. حتی در حوزه هستهای نیز، در مواردی که پیشتر خواستههای آمریکاییها ملایمتر به نظر میرسید، یکباره پیشنهادهای سختگیرانهتری روی میز قرار گرفت. چنین تغییر رفتاری بهطور طبیعی فضای مذاکرات را با تردید و بیثباتی مواجه میکند، بهویژه در شرایطی که هنوز چارچوبهای اصلی توافق روشن نشده و قرار است بعدا به جزئیات پرداخته شود.
در موضوع هستهای، همانطور که معمولا گفته میشود، «شیطان در جزئیات است»؛ و در بحث رفع تحریمها نیز اینکه کدام تحریمها، در چه سطحی و با چه سازوکاری برداشته شوند، موضوعی نیست که بتوان آن را شتابزده یا سطحی پیش برد. به همین دلیل، ورود ناگهانی موضوعات جدید در این مرحله، عملاً وزن ابهامها را بیشتر کرد تا اینکه مسیر را شفافتر کند.
در ادامه، تبادل پیامها همچنان ادامه پیدا کرد، اما به نظر میرسد طرف آمریکایی تمایل دارد میزان پیشرفت را فراتر از واقعیت نشان دهد و در این زمینه نوعی بزرگنمایی صورت میگیرد. یکی از اهداف چنین رویکردی، آرامسازی بازار انرژی ارزیابی میشود. با این حال، وقتی مواضع ترامپ در بازههای زمانی مختلف کنار هم قرار میگیرد، تناقضهای آشکاری دیده میشود؛ او در یک مقطع از امکان مذاکره مستقیم با رئیسجمهور ایران صحبت میکند و در مقطع دیگر، ادعاهایی درباره توافق یا موضوع غنیسازی مطرح میکند که با واقعیت روند مذاکرات همخوانی ندارد.
در سوی آمریکایی، یک مسئله دیگر نیز بهوضوح قابل مشاهده است: تیم مذاکرهکننده از دانش فنی کافی برخوردار نیست یا دستکم بخشی از اعضا آشنایی عمیق و تخصصی با موضوع ندارند. این مسئله خود به پیچیدهتر شدن روند گفتوگوها منجر میشود. زمانی که مذاکرهکنندگان درک دقیقی از جزئیات فنی یا پیامدهای پیشنهادهای خود نداشته باشند، نتیجه چیزی جز ابهام و بیثباتی در مواضع نخواهد بود؛ وضعیتی که در آن هر بار یک موضع جدید مطرح میشود، سپس در واشنگتن روایت دیگری شکل میگیرد، از طریق واسطهها پیام متفاوتی منتقل میشود و نهایتاً همه چیز در قالب یک روند مبهم و چندلایه قرار میگیرد.
در مقابل، هیات ایرانی با ترکیبی متنوع و چندبُعدی وارد مذاکرات شده بود؛ از حوزههای اقتصادی و سیاسی گرفته تا نظامی و حقوقی، مجموعهای از ظرفیتها برای پیشبرد جدی گفتوگوها در نظر گرفته شده بود. بارها نیز از سوی طرف ایرانی تأکید شده که در صورت نیاز، حتی چند روز یا چند ساعت اضافهتر برای ادامه مذاکرات مشکلی وجود ندارد. با این حال، وقتی یک موضوع چندلایه و پیچیده با رویکردهای فوری و سطحی دنبال شود، طبیعی است که به نتیجه روشن و پایدار نرسد. آنچه تا این مرحله مشاهده شده، بیش از آنکه نشانه شکلگیری یک مسیر منسجم باشد، بیانگر تردید، ناپایداری و نبود درک مشترک از مقصد نهایی مذاکرات است.
نظر شما