همشهری آنلاین - گروه سیاسی: احسان صالحی، کارشناس سیاسی، در تشریح منطق تقابل اخیر و چشمانداز مذاکره با آمریکا، با مرور زنجیرهای از رخدادها از خروج واشنگتن از برجام تا «جنگ ۱۲ روزه»، استدلال میکند که برآوردهای تیم ترامپ درباره فروپاشی سریع ایران محقق نشد و در مقابل، انسجام داخلی و اهرمهای راهبردی تهران معادله را تغییر داد. او معتقد است پذیرش مذاکره از سوی ایران بیش از آنکه امتیازدهی باشد، اقدامی برای «دفع بهانه» و مدیریت افکار عمومی جهانی بوده و در نهایت، هزینههای اعتباری و سیاسی این تقابل برای آمریکا افزایش یافته است. متن گفتوگوی او با تلویزیون اینترنتی همشهری را میخوانید:
مجری: کلیت نظام جمهوری اسلامی قرار است مذاکره کند یا نه؟
صالحی: نمای بازتری را باید دید. همین دو سه روز را نمیشود دید. نمای بازتر به این ۱۵ ماه سر کار بودن ترامپ برمیگردد. ترامپ با کمپینی سراغ جمهوری اسلامی آمد که هدفگذاری آن با خروج از برجام در اردیبهشتماه ۱۳۹۷ شروع شد. برجام نظام کنترلی بیسابقهای داشت و اگر نگرانی از سلاح هستهای وجود داشت، با برجام قابل نظارت بود. برآورد ترامپ این بود که تیم تصمیمساز او بر این باور بود اگر ما شوک شدید به اقتصاد و سیاست ایران دهیم، فروپاشی نزدیک است. خروج از برجام چند ماهی طول میکشید، ولی برآورد تیم ترامپ این بود که اگر راسا اقدام کنند، شوک واردشده به نظام سیاسی ایران خیلی سریعتر از آن فرآیند جواب میدهد. ادبیات سیاسی و رسانهای در همان سال ۱۳۹۷ هم به سمت فروپاشی رفت. بولتون آن زمان میگفت کریسمس را در ایران جشن میگیریم. تصور میکردند رژیمچنج اتفاق میافتد، ولی ملت ایران مقاومت جدیای در آن سال کردند. رهبر شهید انقلاب تقریباً ۱۰ روز قبل از خروج ترامپ از برجام ساختارسازی کردند و شورای عالی هماهنگی اقتصادی سران قوا را تشکیل دادند. حضرت آقا یک اتاق جنگ مقابل اتاق جنگ طرف مقابل تشکیل دادند. رهبر انقلاب در مورد فضاسازیها بیانیه گام دوم انقلاب را صادر کردند و پیشنویس پیشرفت را ارائه کردند و افقسازی کردند. این گفتمان تابآوری را ایشان جدیتر از قبل مطرح کردند و دولت قبل هم همراهیهایی کرد. آن زمان به آقای روحانی میگفتند استعفا دهید چون دیگر برجامی وجود ندارد، ولی رهبر شهید انقلاب گفتند این دولت باید به کارش ادامه دهد. جامعه روی پای خودش ایستاد و زمین نخورد. این تقابل ادامه پیدا کرد و به شهادت سردار سلیمانی رسید که ایران هم واکنش نشان داد و بعد دولت بایدن سر کار آمد که دولت ترامپ را شماتت کرد.
در دوره ترامپ، از آبان تا بهمن ۱۴۰۳ که دولت او مستقر شد، محافل آمریکایی به او گفتند تو یک کار ناتمام با ایران داری. تقریبا همه به او میگفتند که تو باید یک تهدید معتبر ایجاد کنی و همزمان با مذاکره، ایران را متقاعد کنی که دستور کار را بپذیرد، ولی نباید مثل اوباما رفتار کنی؛ بلکه باید بسته باشد و منطقهای و موشکی و هستهای همزمان در آن باشد. عملیات یمن قرار بود همان تهدید معتبر علیه ما باشد. ما وارد مذاکره شدیم و همان زمان هم در کشور ابهاماتی بود که ما آمریکا را تجربه کردهایم و ترامپ را بیش از هر کس دیگری تجربه کردهایم. برداشت من این است که رهبر انقلاب اجازه مذاکره دادند تا دفع بهانه از افکار عمومی دنیا کرده باشند. ما از این ناحیه ضرر نکردیم. برخی میگویند مذاکره باعث شد ما فریب بخوریم و در جنگ ۱۲ روزه فرماندهان را از دست بدهیم. به نظر من اینطور نیست. ما اگر هم وارد مذاکره نمیشدیم، آنها آماده بودند چنین کنند. انسجامی که بعد از جنگ ۱۲ روزه شکل گرفت، به این خاطر بود که افکار عمومی گفت ما داشتیم با آمریکا مذاکره میکردیم. آنها در جنگ ۱۲ روزه تصور میکردند میتوانند ایران را تسلیم کنند.
اول دی، شب یلدا بود و پهلوی فراخوان داد و هیچ اتفاقی نیفتاد. از ۷ دی که اعتراضات شروع شد، صحنه عوض شد. ۸ دی، نتانیاهو به اقامتگاه ترامپ رفت. ترامپ برای اولین بار در آن جلسه مورد سؤال قرار گرفت. او گفت هر وقت در ایران اعتراضی میشود مردم کشته میشوند و هنوز مردم کشته نشده بودند. معلوم است که کاملاً یک پروژه اسرائیلی در حال انجام بود. بیستم دی، فایننشال تایمز اشاره کرد که شبکه موساد در این اعتراضات فعال است. البته اغتشاشات ۱۸ و ۱۹ دی باید با همان تفکیک رهبر شهید دیده شود. ایشان سه دسته را برشمردند و گفتند دستهای از کسانی که حضور داشتند، غافلانه شرکت کردند. از فردای ۱۹ دی، تهدید نظامی علیه کشور در ادبیات مقامات آمریکایی و صهیونیستی بهشدت فعال میشود. ترامپ بدش نمیآمد که اقدام نظامی انجام دهد تا نتانیاهو هم بیش از این فشار نیاورد. نتانیاهو گفته بود اجازه دهید ضربه قاطعی بزنیم و ترامپ را از اینکه اقدام نمادین انجام دهد منع میکند. دوباره پیشنهاد مذاکره صورت گرفت و ما وارد مذاکره شدیم. پذیرش مذاکره با همین نگاه بود که اینها دنبال اقدام نظامی هستند و باید بهانه را از آنها گرفت. نتانیاهو سفری به واشنگتن داشت که یکروزه بود. نکته مهم این بود که نتانیاهو پای پلکان هواپیما گفت من به دیدار ترامپ میروم تا اصول مذاکره از نگاه اسرائیل را با او به اشتراک بگذارم. این حرف مهمی است که ترامپ همه سران دنیا را مسخره میکند جز نتانیاهو. از این طرف هم نتانیاهو به یک ابرقدرت میگوید میخواهم اصول مذاکره را برای او تشریح کنم. نیویورکتایمز در گزارشی که اخیراً منتشر کرد، نوشت که رهبر موساد در این سفر مواردی را به ترامپ ارائه میکند. در جلسه فردا هم بدون حضور نتانیاهو، بخشهای مختلف کاخ سفید نسبت به طرح نتانیاهو تردید داشتند. آنها معتقد بودند تغییر رژیمی که اسرائیلیها میگویند، مسخره است. غیر از هگست، همه نسبت به اهداف جنگ تشریحشده تردید داشتند. ترامپ در نهایت میگوید بخش اول طرح را اجرا کنید. ترامپ آدمهای کوتاهقدی را آورده است که مجیزگویش هستند. در روزهای اخیر چندین ژنرال حذف شدهاند تا هگست برکنار نشود. هگست یک سرگرد و مجری فاکسنیوز بود. یک پایه اشتباه محاسباتی آمریکا این است که کسی دنبال اصلاح تصمیمات و محاسبات ذهن رئیسجمهور آمریکا نیست. آنها معتقد بودند در زمان کوتاه ضربه قاطع به ایران میزنند. آنها معتقد بودند سر سیستم را میزنند و سیستم دچار فروپاشی میشود.
و بعد لشکر پیادهنظامش حرکت کند.
بله. مدل ونزوئلا به دهان آمریکاییها شیرین آمده بود. ما هر چه جلو آمدیم، در سطح ساختار سیاسی کشور، تا ۸ روز بعد از شهادت امام خامنهای رهبر نداشتیم و ۹ روز کشور رهبر نداشت و با شورا اداره میشد. همه داشتند کار خودشان را درست انجام میدادند.
ضمن اینکه فرماندهان اصلی نیز زده شده بودند.
بله. این بار تصور میکردند اگر فرمانده کل قوا نباشد، سایر فرماندهان تصمیم نگیرند، ولی کشور بهدرستی اداره شد. بهتعبیر آیتالله سیدمجتبی خامنهای، مردم کشور را در این مدت اداره کردند. ساختار اینقدر قوی بود که حتی یک نفر دعوت دشمن را برای جدا شدن از نظام اجابت نکرد.
حتی خواستند بازیکنان زن فوتبال را گول بزنند تا در استرالیا بمانند.
بله. خواستند دومینوی فاصلهگیری مردم از نظام را راه بیندازند که اینطور نشد. این میراث رهبر شهید ماست. در پیام رهبر معظم انقلاب هم بود که هنر پدر ایشان این بوده است که ساخت اجتماعی با منطق ایرانی شکل دادند و این دارد کار میکند. مردم در چند شب اول تجمعات خودجوش به خیابان آمدند. این بعثت خون بود. مردم احساس کردند الآن وقتش است که همه ذخیره دانایی خودشان را به میدان بیاورند. این نمایشی از ملت امام خامنهای بود. قرآن میگوید آنهایی که در روز احد پایشان لغزید، این تزلزل بهخاطر اشکالات قبلیشان بود. حماسهای که در کشور ما اتفاق افتاد بهخاطر آن چیزی بود که از قبل کسب کرده بودند. رهبر انقلاب خطاب به کشورهای منطقه گفتند این معجزه حضور مردم در میدان را ببینید.
اتفاقی که در چند روز آخر افتاد این است که نظام معنایی شکلگرفته بالغتر شد. ما خودمان را برای جنگ بزرگتر آماده کرده بودیم. آنها در گزارششان گفته بودند ما میتوانیم کار را با هزینه کم انجام دهیم، ولی دیدند تنگه بسته شد و ضربات موشکی ایران به منافع آمریکا در منطقه وارد میشود. از همه مهمتر، سلاح جدید ایران بود که همان تنگه هرمز است. سلاح هستهای ایران همین تنگه هرمز بود.
گفتند ۴۰ روز است تنگه را بستهاند و صدای همه درآمده است.
به ترامپ انتقاد کردند که به اهدافت نرسیدی و الآن برای تنگهای میخواهی بجنگی که قبلاً باز بوده است. منحنی هزینههای اعتباری، سیاسی و اقتصادی به ضرر آمریکا بوده است و به نفع ما. آنها فکر میکردند با تشدید میتوانند ما را به سمت تسلیم ببرند. آنها فکر میکردند نرخ شلیکهای موشکی ایران بهتدریج کم میشود. ترامپ در توییتهایش میگفت که توان نظامی ایران در حال کاهش است و نیروی هوایی و دریایی آن در حال از بین رفتن است. این باعث طنز شده بود. همه میدیدند ایران همچنان دارد شلیک میکند. دنیا نیاز به کود، انرژی و ذخایر دارد و وقتی تنگه بسته شد، از ترامپ پرسیدند هدفت از این جنگ چه بود. در هفته آخر جنگ معلوم بود که ما به سمت یک تشدید جدی میرویم. طرف مقابل تصور میکرد ما کنار میکشیم.
حتی توهین هم میکردند.
بعد از شکستی که در عملیات اصفهان داشتند و هنوز زوایایش معلوم نیست که آیا برای نجات خلبان اینچنین شده بود یا کار دیگری میخواستند کنند، به ترامپ میگفتند تو باید یک کار بزرگ انجام دهی تا بتوانی موفق از آن خارج شوی. نرخ پرتاب موشکی ایران کم نشد. ترامپ از این نقطه چیز زیادی کاسب نبود. فاصله محلی که هواپیماهای آمریکا در آنجا آسیب دیدند تا تأسیسات اصفهان ۷۰ کیلومتر بود و بعید نبود برای تأسیسات آمده بودند. اینکه ترامپ میگفت «لعنتیها تنگه را باز کنید» بعد از این حادثه بود. حمله به پتروشیمیها در اواخر جنگ اتفاق افتاد و جنون ترامپ در روزهای آخر اتفاق افتاد که اگر تنگه را باز نکنید زیرساختها را میزنم. حمله ما به پتروشیمی عربستان و جریان نفتی منطقه مهم بود.
خود تنگه هرمز مهم بود.
حمله به پایگاههای آمریکا بسیار مهم بود. پایگاههای آمریکا قرار بود برای آمریکا و کشورهای دیگر امنیت تولید کند. یکی از پیروزیهای مهم به نظر ما پیروزی نرم ماست. در آمریکا زبان طعن علیه ترامپ باز شده است. نظرسنجی میگوید ۸۹ درصد دموکراتها و ۵۷ درصد جمهوریخواهان نسبت به اسرائیل بدبین هستند.
نکته آخر.
پیروزی ما در حوزه افکار عمومی مهم است. اعتبار آمریکا در این جنگ شکست. ویتکاف با فاکسنیوز مصاحبه کرد و حرفی از دهانش پرید که ترامپ تعجب میکند که ناوگان عظیم ما که مستقر شده است، چرا باعث ترس ایران نشده است. اینکه متحدان سنتی آمریکا پای کار آمریکا نیامدند، اتفاق مهمی است. اینکه ترامپ گفت ناتو ببر کاغذی است مهم است. اینکه ترامپ از انگلیس و ژاپن انتقاد کرد مهم است. مجموع اتفاقات به این سمت رفت که آیا ما تسلیم میشویم یا نه، ولی ما تسلیم نشدیم. برنامه ترامپ تسلیم ایران بود و این اتفاق نیفتاد. ترامپ گفت نیروگاهها را میزنیم و بعد زنجیره انسانی دور نیروگاه تشکیل شد.
یک خواننده روی ریل قطار رفت.
او فهمید ایرانی تسلیمشدنی نیست. ایران ۲۱ فروردین با ایران ۹ اسفند تصویر متفاوتی دارد. سند امنیت ملی ترامپ میگوید ایران ضعیف شده است. نظام معنایی جدیدی که خلق شده است این است که ایران یک قدرت جهانی است. آمریکاییها یک پیشنهاد ۱۵ بندی دادند و پیگیر بودند که جوابی نگرفتند. در هفته آخر جنگ، تصمیم سیاسی جنگ این بود که ما یک جواب مکتوب آماده کنیم و این جواب ۱۰ بند داشت. خواستههای ما در آن ۱۰ بند حداکثری بوده است. ترامپ بعد از اینکه با تشدید به نتیجه نرسید و ضررهایش بیشتر میشد، از این پنجره فرصت استفاده کرد و به سمت یک توافق با ایران رفت. ما الآن در مقطعی هستیم که احتمالاً وارد مذاکره با آمریکا میشویم.
نظر شما