همشهری: از نخستین روز شروع حملات تروریستی، با وجود بازنشستگی، پشت فرمان جرثقیل نشسته و به آواربرداری از مناطق آسیبدیده مشغول است. وقتی از مصطفی آریا، بازنشسته شهرداری و راننده لودر و جرثقیل و جانباز جنگ هشتساله میخواهیم روایتی از حضورش در صحنههای آواربرداری برایمان شرح دهد، با بغض میگوید: «سالها راننده ماشینهای سنگین بودهام و جنگهای ایران و عراق و سوریه را تجربه کردهام. از نگاه اطرافیان، آدم محکم و مقاومی هستم، اما باورتان نمیشود که در حمله به نقاط مسکونی، وقتی پیکر هموطنان بیدفاع، بهخصوص بچهها را از زیر آوار بیرون میآوردیم، نمیتوانستم جلوی خودم را بگیرم و به هم میریختم.»
حرفهایش که به اینجا میرسد بغضش میترکد و با گریه ادامه میدهد: «یکی از تلخترین صحنهها مربوط به میدان رسالت بود. مرد جوانی که ۶ عضو خانوادهاش زیر آوار مانده بودند، التماس میکرد که پیکر عزیزانش را از زیر خروارها خاک بیرون بیاوریم. یا مادری که با گریه تلی از خاک را نشان میداد و میگفت که اینجا اتاق خواب بچهام است، تو را به خدا بچه من را نجات بده. وقتی تکهای از لباس و عروسک بچه را بیرون آوردیم، صحنهای بهشدت متاثرکننده بود. با اینکه چند شب بود از فرط کار نخوابیده بودم، اما آن شب که به خانه برگشتم، با قرص خواب بهسختی توانستم بخوابم و هنوز هم از یادآوری آن صحنهها متاثر میشوم.»
نظر شما