گروه دیپلماتیک – همشهری آنلاین: «اسرائیل با هدایت مسیر جنگ علیه ایران، عملاً گزینههای خروج از این بحران را از دسترس آمریکا خارج کرده و دونالد ترامپ را در مسیری پرهزینه قرار داده است؛ مسیری که بنیامین نتانیاهو میکوشد به هر شکل ممکن واشنگتن را در آن نگه دارد.» این را جاناتان کوک نویسنده و تحلیلگر ارشد منطقه در تارنمای میدل ایست آی نوشته است.
کوک در ادامه این مطلب نوشته: ترامپ هنگام تصمیمگیری برای آغاز جنگی غیرقانونی علیه ایران، باید به ناتوانی کامل اسرائیل در نابود کردن حماس توجه میکرد؛ آن هم پس از دو سال بمباران هوایی منطقهای کوچک، هماندازه شهر دیترویت آمریکا. این شکست زمانی چشمگیرتر میشود که بدانیم واشنگتن تأمین بیپایان مهمات برای اسرائیل را برعهده داشت.
حتی اعزام نیروهای زمینی اسرائیل نیز نتوانست مقاومت حماس را در هم بشکند. اینها درسهای راهبردیای بود که دولت ترامپ باید از آن میآموخت. اگر اسرائیل نتوانست از نظر نظامی بر غزه غلبه کند، چرا واشنگتن باید تصور کند انجام چنین کاری در ایران آسانتر خواهد بود؟
ایران ۴۵۰۰ برابر بزرگتر از غزه است، جمعیت و ارتشی ۴۰ برابر دارد و به زرادخانهای قدرتمند از موشکها مجهز است—نه راکتهای دستساز. اما مهمتر از همه، ایران—برخلاف حماس در غزه منزوی—اهرمهای راهبردی در اختیار دارد که میتواند پیامدهای جهانی ایجاد کند.
تهران گامبهگام با افزایش تنش از سوی واشنگتن پیش میرود: از هدف قرار دادن زیرساختهای نظامی آمریکا در کشورهای خلیج فارس گرفته تا زیرساختهای حیاتی غیرنظامی مانند شبکههای انرژی و تأسیسات آبشیرینکن، و در نهایت بستن تنگه هرمز.
تهران اکنون عملاً جهان را تحریم میکند و آن را از سوخت لازم برای گردش اقتصاد جهانی محروم میسازد—همانگونه که غرب دههها ایران را تحریم کرده بود. برخلاف حماس که در تونلهای زیرزمین غزه میجنگید، ایران از جغرافیایی برخوردار است که بهشدت به نفع ارتش آن است.
صخرههای گرانیتی و سواحل باریک تنگه هرمز مکانهای امن بیشماری برای حملات غافلگیرانه فراهم میکنند. رشتهکوههای گسترده داخلی نیز پناهگاههایی بیپایان برای اورانیوم غنیشده، نیروها، سایتهای موشکی و تأسیسات تولید سلاح فراهم کردهاند.
آمریکا و اسرائیل زیرساختهای قابل مشاهده نظامی ایران را هدف قرار میدهند، اما—همانطور که اسرائیل در غزه دریافت—تقریباً هیچ تصوری از آنچه پنهان است ندارند. اما در یک چیز تردیدی نیست: ایران که دههها برای این نبرد آماده شده، غافلگیریهای زیادی در آستین دارد.
بیاعتمادی به ترامپ
مشکل اصلی ترامپ این است که دیگر کنترل رویدادها را در دست ندارد. او پس از پذیرش روایت نتانیاهو، عملاً کنترل جنگ را از دست داد و در موقعیتی گرفتار شده که دیگران تعیینکننده مسیر هستند: اسرائیل و ایران.
او میتواند اعلام پیروزی کند، اما پس از آغاز این روند، ابزار چندانی برای پایان دادن به جنگ ندارد. برخلاف آمریکا، اسرائیل و ایران هر دو انگیزه دارند جنگ را ادامه دهند. هر دو این نبرد را وجودی میدانند.
ایران به این نتیجه رسیده که آمریکا—بهویژه ترامپ—قابل اعتماد نیست. ترامپ در سال ۲۰۱۸ توافق هستهای را لغو کرد، در میانه مذاکرات حمله کرد و سپس درست در آستانه توافقی جدید، جنگ را آغاز کرد. از نظر تهران، سخنان ترامپ ارزشی ندارد. حتی اگر امروز توافق کند، چه تضمینی هست که شش ماه بعد دوباره حمله نکند؟
ایران به سرنوشت غزه نگاه میکند: محاصره، بمبارانهای دورهای، و در نهایت نسلکشی. رهبران ایران حاضر نیستند چنین مسیری را طی کنند. در عوض، میخواهند درسی به آمریکا بدهند که فراموش نکند—با ایجاد اختلال گسترده در اقتصاد جهانی و فشار بر متحدان آمریکا در خلیج فارس.
شعلهور نگه داشتن بحران
با گذشت زمان روشنتر میشود که منافع آمریکا و اسرائیل درباره ایران در تضاد است. ترامپ به ثبات نیاز دارد تا از رکود جهانی جلوگیری کند، اما اسرائیل بهدنبال بیثباتی است. اسرائیل این جنگ را با هدف ایجاد هرجومرج آغاز کرده—همان کاری که در غزه و لبنان انجام داده و اکنون در ایران دنبال میکند.
ترامپ همزمان پیامهای متناقضی میفرستد: از یک سو بهدنبال مذاکره است و از سوی دیگر نیرو برای حمله زمینی جمع میکند. اظهارات او اغلب فاقد منطق راهبردی است. این منطق یک ابرقدرت نیست، بلکه شبیه رفتار یک بازیگر تحت فشار است. به نظر میرسد یکی از طرحهای احتمالی، اشغال جزیره خارک—مرکز صادرات نفت ایران—باشد تا بهعنوان اهرم فشار استفاده شود.
اما ایران تهدید کرده در صورت چنین اقدامی، جزیره و نیروهای آمریکایی را هدف حملات گسترده قرار خواهد داد و حتی مسیرهای دریایی دیگر مانند دریای سرخ را نیز ناامن خواهد کرد. این بازیای است که ترامپ بهسختی میتواند در آن پیروز شود.
سناریوهای نامطلوب پیشرو
در هر سناریویی، اسرائیل در موقعیت مطلوبی قرار دارد:
اگر ترامپ تنش را افزایش دهد، ایران نیز چنین خواهد کرد.
اگر ترامپ اعلام پیروزی کند، ایران به حملات ادامه خواهد داد.
و اگر آمریکا امتیاز بدهد، اسرائیل میتواند دوباره بحران را شعلهور کند.
در همین حال، اسرائیل به تخریب جنوب لبنان، ادامه حملات در غزه و تشدید خشونتها در کرانه باختری ادامه میدهد. چشمانداز جنگ شاید به نفع اسرائیل باشد، اما برای آمریکا خطرناک است: بیثباتی در تنگه هرمز، فروپاشی اقتصاد جهانی و موج جدیدی از پناهجویان به اروپا. در نهایت، راه خروج ترامپ از این بحران مبهم است و تلآویو تمام تلاش خود را میکند تا این وضعیت همچنان پابرجا بماند.

جاناتان کوک نویسنده و تحلیلگر
نظر شما