همشهری آنلاین - احمد داوود؛ سردبیر وبسایت المسیره نت: «یمن بهطور رسمی در کنار جمهوری اسلامی و مقاومت اسلامی در لبنان و عراق، وارد میدان نبرد علیه تجاوزات آمریکایی-صهیونیستی شد.
سرتیپ "یحیی سریع" سخنگوی نظامی نیروهای مسلح یمن، در بیانیهای در صبح روز شنبه ۲۸ مارس ۲۰۲۶ (۸ فروردین ۱۴۰۵)، از اجرای نخستین عملیات نظامی یمن خبر داد. این عملیات با شلیک دستهای از موشکهای بالستیک انجام شد که اهداف نظامی حساس دشمن اسرائیلی را در جنوب فلسطین اشغالی هدف قرار داد. وی تأکید کرد که این اقدام در راستای حمایت و پشتیبانی از جمهوری اسلامی ایران و جبهههای مقاومت در لبنان، عراق و فلسطین صورت گرفته و عملیاتهای یمن تا توقف تجاوزات علیه ایران و تمامی جبهههای مقاومت ادامه خواهد یافت.
نزدیک به یک ماه بود که جهان جبهه یمن را زیر نظر داشت و بسیاری از ناظران از عدم مشارکت یمن در ابتدای جنگ تعجب کرده بودند. با این حال، سید القائد عبدالملک بدرالدین الحوثی در چندین سخنرانی تأکید کرده بود که مشارکت یمن به میزان تحولات نظامی بستگی دارد و دست یمنیها روی ماشه است. امروز یمنیها به بسیاری از گمانهزنیها پایان داده و رسماً درگیر نبرد شدند.
جبهه یمن چه تأثیری در مسیر نبرد خواهد داشت؟
رژیم صهیونیستی از زمان مشارکت یمن در نبرد «طوفانالاقصی» در سال ۲۰۲۳ میلادی، به اهمیت جبهه یمن پی برده بود؛ چراکه آن زمان مشارکت نظامی یمن نقش برجستهای در آسیب زدن به دشمن و فشار برای توقف تجاوز به نوار غزه داشت. یمن در آن نبرد دو مسیر را در پیش گرفت:
* شلیک مداوم موشکهای بالستیک و فراصوت به سمت شهرکهای صهیونیستی.
* بستن تنگه بابالمندب به روی کشتیرانی صهیونیستی.
انتظار میرود یمن در نبرد فعلی نیز هر دو گزینه را فعال کند. اکنون شلیک موشکهای بالستیک آغاز شده و گام بعدی، بستن تنگه بابالمندب خواهد بود؛ تنگهای که دروازه جنوبی دریای سرخ است و در محل تلاقی سه قاره آسیا، آفریقا و اروپا قرار دارد و پیونددهنده دریاهای شرقی و غربی است.
پیامدهای بستن بابالمندب
اگر یمن اقدام به بستن این تنگه کند، تجارت جهانی با خطر جدی مواجه خواهد شد؛ زیرا ۱۲ درصد تجارت جهان، از جمله روزانه ۴ میلیون بشکه نفت از این مسیر عبور میکند. با بسته شدن همزمان تنگه هرمز، هزینهها چندین برابر شده و فشار سنگینی از سوی کشورهای آسیبدیده به دولت آمریکا وارد میشود که جزئیات آن به شرح زیر است:
عربستان سعودی: بسته شدن تنگه هرمز باعث شد عربستان به دنبال گزینههای جایگزین مانند صادرات نفت از طریق «ینبع» در دریای سرخ باشد. اما اقدام یمن، فرآیند صادرات عربستان را مختل میکند، بهویژه اگر نیروهای یمنی بندر ینبع و نفتکشها را هدف قرار دهند. در این صورت صادرات انرژی از خلیج فارس کاملاً متوقف شده و قیمت هر بشکه نفت به بیش از ۲۰۰ دلار خواهد رسید.
رژیم صهیونیستی: بستن بابالمندب منجر به ورشکستگی دوباره بندر «ایلات» میشود. اگر ایران یا مقاومت لبنان بندر «حیفا» را نیز هدف قرار دهند، محاصره کامل رژیم صهیونیستی رقم خواهد خورد و ورود و خروج کالا به طور کلی مختل میگردد.
ارتش آمریکا: بستن این تنگه باعث قطع ارتباط ناوگان آمریکا شده و دسترسی نیروهای آمریکایی یا اروپایی به دریای عرب و خلیج فارس را دشوار میکند که این موضوع ماموریت هر نیرویی را که قصد تجاوز به ایران داشته باشد، مختل میسازد.
پایگاههای منطقهای: ورود یمن به جنگ، امکان هدف قرار دادن پایگاههای آمریکایی در شاخ آفریقا، بهویژه پایگاه «لومونیه» در جیبوتی را فراهم میکند. این پایگاه که بزرگترین پایگاه آمریکا در آفریقا است، دارای ۶ پایگاه پهپادی، یک اسکادران از جنگندههای F-۱۵ و بیش از ۱۰ هزار سرباز است.
کشورهای خلیج فارس: در صورت مشارکت کشورهای خلیج فارس (بهویژه عربستان) در ائتلافی علیه ایران، یمن فرصت مییابد ضربات دردناکی به این پادشاهی وارد کند و به جبههای آزاردهنده برای آنها تبدیل شود.
نتیجهگیری
ورود یمن به میدان نبرد، اهرم فشار جدیدی به ابزارهای جمهوری اسلامی و گروههای مقاومت برای توقف تجاوزات آمریکا و صهیونیستها اضافه میکند. اکنون آبراههای راهبردی در قلب درگیری هستند؛ چرا که تنگه هرمز دومین و بابالمندب سومین تنگه مهم جهان هستند و هر دو تحت کنترل آتش ایران و یمن قرار دارند.
انتظار میرود یمن به سمت «تنشزایی تدریجی و حسابشده» حرکت کند: ادامه حملات موشکی، تهدید به بستن جزئی تنگه و سپس در صورت نیاز، بستن کامل آن. بستن کامل این مسیر بحران اقتصادی جهانی را دوچندان کرده، مطالبات بینالمللی برای توقف جنگ را افزایش داده و آمریکا را در برابر معادلهای پیچیده قرار میدهد: یا مهار تنش، یا تحمل هزینه فروپاشی نظام تجاری بینالملل».
نظر شما