ساعت ۴:۵۸دقیقه سحرگاه روز یکشنبه دهم اسفندماه ۱۴۰۴. مردم ایران یکباره با شنیدن خبر شهادت رهبر مقتدای خود در بهت رفته و به عزا نشستند. خانه‌ها دیگر جای ماندن نبود. انگار تکه‌ای از وجودشان را گم کرده بودند. همه سرگشته و حیران از خانه و مسجد به خیابان‌ها آمدند.

تجمع مردم تهران در عزای شهادت رهبر معظم انقلاب

همشهری آنلاین: از شمال تا جنوب پایتخت از شرق تا غرب. مقصد همه یکی بود؛ میدان انقلاب. همانجا که همیشه با رهبر و مقتدایشان در هر بزنگاهی از تاریخ ایران عهد و پیمان مجدد می‌بستند. نه دل‌های شکسته‌شان یاری‌شان می‌کرد نه عقل و هوششان هنوز از شوک خبری که شنیده بودند یارای تصمیم داشت. این پاهای بیقرارشان بود که همه را به سمت میعادگاه همیشگی می‌کشاند. تک تک، زوج زوج، با خانواده و کودکان در کالسکه. زیر لب زمزمه می‌کردند مگر دنیا بی‌او می‌شود؟ مگر زندگی بی‌رهنمودهایش می‌شود؟

رهبر ما میهمان خدا بود

انگار نه انگار شرایط حاکم بر کشور شرایط جنگی است، نه از تهدیدات و گزافه‌گویی‌های دشمن ترسی به دل راه می‌دادند نه از حضور در تجمع عزاداران هراسی دارند.انگار رهبرشان که رفته دیگر از زنده ماندن و زندگی کردن شرمسارند. در میان سیل خروشان عزادارانی که خود را از سمت میدان آزادی و خیابان‌های منتهی به آن به میدان انقلاب می‌رساندند صدای هق‌هق‌های پیرمردی به گوش می‌رسد. عکس کوچک رهبر شهید را در دست گرفته و با او حرف می‌زند و عکس را بوسه‌باران می‌کند و می‌گوید:«یکی به من بگوید چکار کنم؟ این چه بلایی بود که بر سرمان آمد؟ مگر ما میهمان خدا نبودیم؟ مگر رهبرمان میهمان خدا نبود؟ چرا باید اینطور بشود؟» دست‌های چروکیده‌اش را روی سرش می‌گذارد و به سمت میدان انقلاب می‌رود.

کاش خواب باشد

در گوشه دیگری از خیابان زوج جوانی اشک‌ریزان مسیر میدان انقلاب را در پیش گرفته بودند و می‌گفتند کاش خواب باشد. کاش این سحر کابوس باشد. کاش برویم میدان انقلاب و باز با آقایمان تجدید بیعت کنیم. قول دهیم پای کشور و آرمان‌هایش می‌مانیم مباد غصه بخورد، مبادا غم‌مان را بخورد و دوباره هر دو با هم درحالی‌که اشک می‌ریزند می‌گویند دعا کنید دروغ باشد.

سوگ سحرگاهی مردم تهران از ساعات اولیه اعلام شهادت رهبر کبیر انقلاب در میعادگاه میدان انقلاب گردهم جمع شدند و عزاداری کردند

به رهبرمان افتخار می‌کردیم

جوانترها هم آمده بودند با همان تیپ و قیافه‌های امروزی خود. دختران و پسرانی که می‌گفتند ما تا به امروز به شجاعت، اقتدار و حکیمی رهبرمان در دنیا افتخار می‌کردیم. امروز احساس می‌کنیم پشتمان خالی شده است. انگار چراغ‌های خانه‌مان خاموش شده یا بهتر است بگوییم مثل کودکی شده‌ایم که پدرش را در شلوغی بازار گم کرده است. اشک‌هایشان را پاک می‌کنند و خطاب به تروریست‌ها می‌گویند فراموش نکنید ما بزرگ شده مکتب رهبری هستیم که از رنج‌هایمان درس می‌گیریم و پای آرمان‌های رهبرمان می‌مانیم. اگر امروز رهبر ما را ترور کردند ایشان هزاران هزار جوان و رهبر دیگر در مکتب خودش برای این کشور تربیت کرده‌اند و هر کدام از ما کابوس اسرائیل و آمریکا خواهیم شد.

غربت میدان انقلاب

رفقا همدیگر را که می‌دیدند در آغوش می‌گرفتند و گفت‌وگویشان با همان گریه‌های بی‌امان شروع می‌شد. بغض امانشان نمی‌داد. یکی پرچم ایران را به‌دست گرفته و در گوشه خیابان نشسته و آرام می‌گرید. دیگری سر روی شانه‌های فرزند گذاشته و هق‌هق می‌کند. چشم‌ها باورشان نمی‌شود آنچه گوش‌ها می‌شنوند. به قول یکی از همین مردم عزادار، سحرگاه دهم اسفند میدان انقلاب هم برایمان غریب شد.

سوگ سحرگاهی مردم تهران از ساعات اولیه اعلام شهادت رهبر کبیر انقلاب در میعادگاه میدان انقلاب گردهم جمع شدند و عزاداری کردند

پیرو مکتب رهبر شهیدم می‌مانم

در میان سیل جمعیتی که در خیابان راه می‌رود پیرمرد به ناگاه زانو می‌زند. شانه‌هایش می‌لرزد و چشم‌هایش خیس از اشک می‌شود. همراهانش نگران از حالی‌که او دارد دورش حلقه می‌زنند اما او بی‌آنکه چیزی بگوید فقط می‌گرید و همه با صدای بلند گریه او گریه می‌کنند. نوجوانی از میان این جمعیت سینه‌زنان فریاد زد سقای حسین سید و سالار نیامد...علمدار نیامد.... و همه با بغض‌هایی که در گلو دارند تکرار می‌کنند. پسرک نوجوان خودش را جان‌فدای رهبر می‌داند. نسل زِدی که می‌گوید من از روزی که چشم‌هایم را باز کردم سیدعلی رهبر کشورم بوده، خیلی دوست داشتم او را ببینم اما نشد ولی قول می‌دهم تا روزی که زنده‌ام پیرو مکتب ایشان باشم. مکتب کسی که رهبری مقتدرانه‌اش دشمنانش را واداشت تا به ناجوانمردانه‌ترین شکل ممکن او را به شهادت برسانند.

مردم روزه‌دار تهران امروز از قبل از اذان صبح تا بعد از اذان ظهر در خیابان‌های این شهر به عزاداری پرداختند حتی خیلی از ساعات حضور آنها زیر آتش بمباران‌های دشمن اتفاق افتاد اما دل‌های غمزده و جان‌های تشنه از انتقامشان برای خونخواهی رهبرشان همه را متحد در کنار هم نگه داشت تا یک پیام را برای دشمنان ایران مخابره کنند و آن پیام این بود:«ما همه سیدعلی خامنه‌ای هستیم و اجازه نمی‌دهیم رویاهای سخیف و شیطانی‌تان را در این سرزمین اجرایی کنید.»

سوگ سحرگاهی مردم تهران از ساعات اولیه اعلام شهادت رهبر کبیر انقلاب در میعادگاه میدان انقلاب گردهم جمع شدند و عزاداری کردند

کد خبر 1020496

برچسب‌ها

پر بیننده‌ترین اخبار جامعه

دیدگاه خوانندگان امروز

پر بیننده‌ترین خبر امروز

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha