به گزارش همشهری آنلاین، محمد فیلی، بازیگر سریال «روزی، روزگاری آبادی» درباره نقش خود در این سریال عنوان کرد: شخصیت من «احمدآقا» بزرگ طایفه احدیان است. در این داستان دو طایفه آقاییان و احدیان وجود دارند که من بزرگ طایفه احدیان بودم.
وی افزود: براساس قصه ما در یک آبادی واقع در کرمان زندگی میکردیم که پسته کاری داشتند و ماجراهایی در این قصه اتفاق میافتد؛ ماجراهایی مانند این که پسته احتکار میشود یا از جاهای دیگر برای خرید و معامله پسته به اینجا میآیند. اساساً وقتی جایی معدن و منبع محصولی است ناخودآگاه مشتری زیاد دارد.

وی افزود: شخصیتی که من بازی کردم یک آدم روستایی ساده است. من این زندگی را دوست داشتم و به همین دلیل پذیرفتم که برای حدود ۹ ماه یک فرد روستایی شوم و در این قالب زندگی کنم. پشتصحنه، همیشه انبوهی هنرور و هنرمند حضور داشتند و فضایی شلوغ و البته جالب بود. این کار مشغولیت زیادی از جهت ارتباط با آدمها داشت و از این منظر کار لذتبخشی برای من بود.
این بازیگر با اشاره به چالشهای این نقش و قصه بیان کرد: درگیریهایی که با بعضی از شهریان و خودیهای روستا داشتم و اتفاقاتی که میافتاد بخشی از مشکلات شخصیت و قصه بودند که البته برایم جذابیت داشت. من یکی از چهار نقش اصلی بودم و قصه حول ما میچرخید. برایناساس فاطمه گودرزی در بین خانمها و یدالله شادمانی ـ که خودش کرمانی است ـ من و علیرضا خمسه هم در نقشهای آقایان محوریت قصه بودیم.
وی در پاسخ به این پرسش که بازی با یدالله شادمانی بهعنوان بازیگر همراه را چطور دیده است، گفت: بازی با او خوب و راحت بود. با وجود سن بالا، حافظه خوبی داشت و خوب کار میکرد. از سوی دیگر حسین سهیلیزاده، کارگردان سریال هم با دکوپاژ آمده بود و پس از مدتها در این کار با دکوپاژ کار کردم و این برای من لذتبخش بود. سهیلیزاده کارش را بلد است و این شناخت، کار را زیبا کرده است.
فیلی با اشاره به قصه «روزی، روزگاری آبادی» اظهار کرد: موضوع این سریال احتکار و بازتابی از وضعیت جامعه ماست؛ اینکه برخی وقتی احساس میکنند قرار است چیزی گران شود، سریعاً آن را انبار میکنند تا گرانتر بفروشند. تأکید میکنم که این مسئله روز است. «روزی، روزگاری آبادی» قصه کسانی است که طمع دارند و دنبال بردن بیشتر محصول هستند. البته هر کسی برداشتی از این ماجرا دارد، احتکار، ناب بودن قصه این آدمها، زندگی ساده روستایی و....
وی تأکید کرد: کار کردن در زرندیه ازجمله سختیهای بسیار زیاد این کار بود، چراکه مسیری طولانی و آزاردهنده داشت. وقتی به زرندیه میرسیدیم مشکلی نبود و آنجا کار میکردیم، اما مسیر رفتوبرگشت، طولانی و سخت بود و چون هر روز تکرار میشد، روندی فرسایشی ایجاد میکرد.
با دروغ به جایی نخواهید رسید
یدالله شادمانی، بازیگر سریال «روزی روزگاری آبادی» درباره نقش خود در این قصه اظهار کرد: شخصیت من در این داستان «علیمراد» یکی از خانهای روستاست که حالت کدخدامنشی دارد. ما دو روستا در این قصه داریم که علیمراد، کدخدامنش یکی از آبادیهاست؛ او بسیار موذی و بهاصطلاح آب زیرکاه است و میخواهد کلاه سر دیگران بگذارد و زمینها و پستههای اهالی را از دستشان دربیاورد.
وی در توضیح مختصات این قصه و نقش خود گفت: «روزی، روزگاری آبادی» داستان معرفی پسته رفسنجان و خانمی است که مالک اصلی بوده و از آنجا رفته، اما حالا دوباره به دنبال اموالش است. این بازیگر پیشکسوت ادامه داد: همکاری با حسین سهیلیزاده بسیار خوب بود، چراکه او بسیار خوش اخلاق و وارد به کار بود. من موذیگری و قالتاق بودن علیمراد را دوست داشتم و اینها نقش را برای من خاص میکرد.
شادمانی در پاسخ به این سؤال که مهمترین چالش این کار را چه میداند، گفت: فاصله مکانی ما از تهران تا محل فیلمبرداری (زرندیه) خستهکننده بود. برایناساس صبح بسیار زود بیدار و راهی آنجا میشدیم و زمانی طولانی در راه رفتوبرگشت بودیم. به هرحال وقتی کاری را قبول میکنید تعهد دارید و باید سختیها را به جان بخرید.
وی یادآور شد: پیام «روزی، روزگاری آبادی» این است که هرچه روراستتر و خوبتر باشید، زندگی بهتری دارید و با دروغ به جایی نخواهید رسید. شادمانی با اشاره به یکی از خاطرات پشتصحنه این سریال گفت: روزی نزدیک غروب در باغ و در همان زرندیه مشغول فیلمبرداری بودیم که سروصدا و همهمه همکارنمان بلند شد و دیدیم که عقرب بزرگی بالای ستون است؛ همه نگران بودند که این عقرب بر سرشان بیفتد. درنهایت آن را با چوب پایین انداختند و در شیشه کردند.
عزتالله رمضانیفر درباره نقش خودش در این قصه اظهار کرد: من بهعنوان مهمان چند سکانسی در این سریال حضور داشتم. در حقیقت من صاحب کامیونی هستم که پستهها را برای بردن به یزد حمل میکند و در این میان راهزنان حمله میکنند و ماشین را میدزدند و میبرند و این گونه از قصه خارج میشوم.
به گزارش روابط عمومی صداوسیما، وی ادامه داد: نقش بدی نبود، اما راندن کامیون سخت بود. گرچه من تجربه این پشت کامیون نشستن را دارم. درحقیقت گواهینامه من پایه دو است، اما رانندگی با کامیون را بلدم و در فیلم و سریالهای زیادی ماشین سنگین راندهام. حتی با ماشینهای سنگین قدیمی هم رانندگی کردهام.
این هنرمند پیشکسوت افزود: کار در لوکیشن «روزی، روزگاری آبادی» یعنی زرندیه سخت نبود، ضمن اینکه حسین سهیلیزاده، کارگردان کار، دوستم بود. او اخلاق بسیار خوبی دارد. از سوی دیگر تهیهکننده کار علی مهام هم بامعرفت است و درنهایت عوامل اصلی و افراد گروه، دوستانه کار میکردند و با اخلاق بودند.
رمضانیفر یادآور شد: کارکردن و به تصویرکشیدن محیط روستایی جذاب است و این قصه چند روایت را همزمان با هم جلو میبرد. آنچه درباره سریال «روزی، روزگاری آبادی» و قصه آن اهمیت دارد این است که همکاری و تعامل روستائیان را با هم نشان میدهد و این اتحاد مردم با هم تصویر قشنگی را چه در واقعیت و چه در قاب تلویزیون میسازد.
نظر شما