من آفتاب مطلع سپیده را دانه دانه اشک‌های دیده را

دوچرخه شماره ۸۹۶

برف بي‌صداي صبح سرد بي‌قصيده را

از برم

تو ولي

آن نگاه روشنت

آسمان گندمين چشم‌هاي پرغمت

پيش از اين

-كه شبنمي لب سحر-

چكيده است

بلبلي كه صبح تر، كنار شب

ز شاخه‌اي پريده است

 

نيكو كريمي

از دماوند

 

دوچرخه شماره ۸۹۶

تصويرگري: ياسمين بابازاده، 16ساله از تهران

 

  • شعر

اي نانوشته‌ترين شعر جهان

چگونه فکر کنم نيستي؟

وقتي شعرهايم

بوي تو را مي‌دهند!

 

فرشته محمودنژاد

17ساله از اسلامشهر

 

  • چاي تنهايي

تو نيستي

و من

باز هم دو فنجان چاي ريخته‌ام

 

پرستو فيضي

16ساله از همدان

 

  • بهار

هرلحظه براي من

بهار نزديک است

مادرم

هميشه در همين حوالي است...

 

سايه برين

17ساله از تهران

 

دوچرخه شماره ۸۹۶

عكس: حنانه هراتي، 13ساله از تهران

 

  • دلتنگي

ابر

سر بر شانه‌ي خورشيد گذاشت

هاي هاي گريست...

از غصه موهاي درخت ريخت

تابستان رفته بود

 

فاطمه آقايي

از قم

 

  • دم

تمام هوا مال تو

نفس بكش

دم... بازدم

من هواي بي‌تو را چه كنم؟

غم... بازغم...

 

بهنام عبداللهي

16ساله از تبريز

کد خبر 384735

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 1 =