همشهری آنلاین - دکتر یونس شکرخواه: نظریه انتساب؛ نسبت دادن؛ منتسب کردن و یا صفت تراشی (attribution theory) یا هر معادل بهتر دیگری که می‌شود برایش ساخت، در واقع یکی از محصولات روانشناسی اجتماعی است و این نکته را در مرکز توجهات خود قرار می‌دهد که انسان‌ها چطور رویدادها را به رفتارها و ادراکات خود مربوط می‌سازند و یا به یک دیگر خصایص یا صفت‌هائی را نسبت می‌دهند.

Attribution Theory

این نظریه مدیون دو چهره است: فریتز هایدر (Fritz Heider) روانشناس اتریشی و برنارد وینر (Bernard Weiner) آمریکایی که متخصص روانشناس اجتماعی است.

یافته‌های ارتباطی حاکی از آن است که آن دسته از اطلاعات، افراد و موقعیت‌هائی که نسبت به دیگران وضعیت متمایزتری دارند و به عبارتی دیگر نسبت به دیگران در حالت متمایز و برجسته‌تری قرار دارند؛ بیشتر در معرض اطلاق خصایص یا گرفتن نسبت‌های مختلف قرار می‌گیرند . علت این امر هم روشن است: آنها با بافتی که در آن قرار دارند؛ شبیه نیستند و یا به دیگر زبان عادی نیستند.

روند انتساب غالبا سه مرحله‌ای است:
- من آن کار را دیدم (درک یک کنش)
- شما عمدا آن کار را انجام دادید (قضاوت درباره قصد)
- شما آدم بدی هستید (نسبت دادن خلق و خو)

برای این تئوری یک مثال همیشگی وجود دارد که ارجاع دهندگان دهندگان این تئوری آنرا مطرح می‌کنند:

  • خانم یانیس تنها کسی است که در رستوران ماهی سفارش داده است. بنابراین، این رفتار یا این کار او را به خلق و خوی او نسبت می‌دهند
  • اما اگر خانم یانیس در هیچ جای دیگری جز در این رستوران ماهی نخورد؛ این رفتار او را به رستوران نسبت می‌دهند (یعنی به موقعیتی که در آن قرار دارد)

باید اضافه کنم که وقتی مثال مربوط به رستوران باشد، چاشنی هم می‌خواهد: عده‌ای هم هستند که رفتار خودشان را همیشه به موقعیت‌ها نسبت می‌دهند، ولی رفتار دیگران را به خلق و خوی آنها.

و حالا چند پرسش برای اینکه به این موضوع بیشتر فکر کنید که راستی چه چیزی باعث شکل گرفتن ادراکات ما نسبت به دیگران می‌شود؟

- داستان فیل مولوی در کجای این بحث قرار می‌گیرد؟
- اصطلاح کور خود بودن و بینای دیگران؛ چه ربطی به این بحث دارد؟
- اینکه می‌گویند خود گوئی و خود خندی؛ عجب مرد هنرمندی، به این بحث مربوط است؟
- آیا مجموعه‌هایی هم داریم که به ادراکات ما شکل بدهند و باعث شوند ما ادراکات خودمان را تعمیم بدهیم؟ (مثلا این که بگوئیم این گربه است که دارد ادای ببر را در می آورد!) [یعنی چون ببر را شناخته‌ایم رفتار گربه را قضاوت کرده‌ایم / گربه و ببر به عنوان یک مجموعه؛ از کوچک به بزرگ]
- درک شما از دیگران یا آنچه به دیگران نسبت می‌دهید چقدر تحت تاثیر کلیشه‌های مجموعه‌ای موجود درباره آدم‌ها و موقعیت‌ها است؟

یادتان باشد که کلیشه‌ها به خاطر ساده سازی درک و به خاطر شتاب دادن به روند درک (و البته الزاما نه عمق و همراه با واقع گرائی) می‌توانند شما را زود به قضاوت بکشانند.

کد خبر 249545

برچسب‌ها