نوشته مایک هاموند* - ترجمه یونس شکرخواه: رویداد رسانه‌ای (media event) اتفاقی است که به میزان خارق‌العاده‌ای توجه رسانه‌ها را جلب می‌کند.

media event

اين توجه عموماً دامنه بين‌المللي دارد، از مرزهاي بين خبرهاي عامه‌پسند و رويداد سياسي مي‌گذرد، و معمولاً نقطه مرجعي در تخيل فرهنگي و تاريخي پس از آن بر جا مي‌گذارد؛ براي مثال مرگ و مراسم تدفين دايانا، شاهزاده ويلز، در همان حال که براي پخش اخبار در سراسر جهان مهم بود، موضوع طيف گسترده‌اي از گفتمان رسانه‌اي و بحث درباره پيامدهاي قانوني مرگ نابهنگام او براي خانواده سلطنتي انگليس، تا تجزيه و تحليل وي به عنوان شمايلي فرهنگي در محافل دانشگاهي بود.

از ديگر نمونه‌هاي رويداد رسانه‌اي که اغلب به آنها اشاره مي‌شود، قتل جان اف کندي، فاجعه سفينه فضايي چلنجر، سقوط ديوار برلين و دستگيري و محاکمه او.جي. سيمپسون است.

ديويد دايان و اليهو کاتز با تأکيد بر خصوصيت قطع‌کنندگي اين رويدادها، درباره تعريف خاص‌تري بحث مي‌کنند. آنان مي‌گويند: اين رويدادها در جريان عادي پخش اخبار و زندگي ما مداخله مي‌کنند. (دايان و کاتز، 1992: 5).

دايان و کاتز با تأکيد بر ماهيت تشريفاتي و رسمي بودن رويدادهايي مانند ازدواج چارلز و دايانا يا فرود آپولو در کره ماه، رويدادهاي رسانه‌اي را به عنوان برنامه‌هاي فيلم و تلويزيوني مشاهده مي‌کند که "ادعا مي‌کنند تاريخي هستند، آشتي را توصيه و تبليغ مي‌کنند، ابتکار را گرامي مي‌دارند، و با حرمت و احترام توليد و نمايش داده مي‌شوند". (همان، صفحه 13).

آنان همچنين بر اهميت تجربه دسته‌جمعي در زمينة چنين رويدادهايي تأکيد مي‌کنند. تماشا کردن هنجاري است که در آن، تماشاگران با تماشاي آن رويداد در گروه‌ها و به عنوان موقعيتي ويژه آن را فعالانه گرامي مي‌دارند.

در اين زمينه دايان و کاتز تلاش مي‌کنند رويداد رسانه‌اي را به عنوان يک ژانر تعريف کنند که نه فقط متن، بلکه همچنين تأثير آن بر برنامه زمان‌بندي‌شده پخش و شرکت تماشاگر را در بر مي‌گيرد.

اين موضوع که رويداد رسانه‌اي مي‌تواند نه فقط احساس وحدت را با «تمرکز بر بعضي ارزش‌ها يا جنبه‌هاي مهم حافظه و خاطره دسته‌جمعي» گرامي بدارد (همان منبع، صفحه نهم)، بلکه همچنين احساس کثرت‌گرايي را در جايي که موضوع فراگير، مانند محاکمات واتر گيت، "مبارزه" است، گرامي بدارد، در بحث کلي آنان نقش حياتي دارد. آنان با کشيدن خط تمايزي روشن بين استفاده‌هاي دموکراتيک و خودکامه از مراسم و تشريفات سياسي، انتقادات خود را به جاي خود مراسم، متوجه انواع مراسم و تشريفات سياسي مي‌کنند.

در حالي که دايان و کاتز ويژگي‌هاي خاص رويداد رسانه‌اي را به عنوان يک ژانر وصف مي‌کنند، ديدگاه‌هاي ديگر بر شيوه‌اي که در آن ژانرهاي موجود را به منزلة چارچوب‌هاي تعبيري مي‌پذيرند، تمرکز کرده‌اند. در اينجا پوشش رسانه‌اي گسترده فراواني «چارچوب‌هاي درک» را ارائه مي‌دهد که با آن رويدادها تکرار مي‌شوند.

تجزيه و تحليلي مفيد از اين پديده را مي‌توان در ژورنال فيلم آکادميک اسکرين (Kuhn, 1998: I) پيدا کرد. نويسندگان اسکرين در اين جلد ژورنال مجموعه ويژه‌اي از مقالات را درباره مرگ دايانا تحت عناوين «شمايل»، «داستان»، «تصوير»، «ملت» و «فضا» ارائه دادند. هر مقاله مطالبي را که در نخستين گزارش‌هاي مربوط به مرگ او تا هفته قبل از مراسم تدفين و زمان خاکسپاري وي مطرح شده بود، بررسي مي‌کرد.

اين بحث‌ها ويژگي‌هاي رويدادهاي رسانه‌اي را که طيفي گسترده از افکار و واکنش‌ها را بسيج و بيان مي‌کرد، نشان مي‌داد؛ براي مثال «کريستين گراگتي» (در kuhn و 1998) به فرم‌هاي داستان‌هايي اشاره مي‌کند که "در زمان زندگي ديانا درباره او ساخته شد... و در شرايطي که مردم تلاش مي‌کردند از مرگ او سردرآورند همچنان وجود داشته است."

با "داستان عاشقانه افسانه‌اي" شروع کردند، اما بعد که رسانه‌ها زندگي او را در خانواده سلطنتي و سپس در خارج از آن برجسته کردند، اين کار به صورت ساختار نامحدود نمايش‌هاي پراحساسات و کم‌ارزش در‌آمد.

"گراگتي" مي‌گويد اين شکل‌ها در آغاز به وسيله رسانه‌هاي خبري در طول هفته مرگ و تشييع جنازه او ارائه شدند، اما بخشي اساسي در تدوين داستان، مشارکت روزافزون عزاداران در اين رويداد، در حالي که با آنان در بيرون قصرها مصاحبه مي‌شد نيز بود.

گراگتي مي‌گويد زباني که تعدادي از عزاداران براي ابراز احساسات خصوصي خود به کار مي‌بردند، در چارچوب ارزش‌هاي نمايش‌هاي احساساتي و بي‌ارزش بود و گفتگو درباره احساسات خصوصي ـ از عناصر اصلي نمايش‌هاي آبكي ـ به عنوان بهترين راه ابراز غم ارزش‌گذاري مي‌شد؛ ارزشي که پوشش مراسم تدفين به وسيله رسانه‌ها را تعريف مي‌کرد.

در حالي که دايان و کاتز، و گراگتي توجه را به ماهيت مثبت اختصاص شکل‌هاي موجود از سوي مخاطبان معطوف مي‌کنند، بيل نيکلز، در کتاب خود به نام مرزهاي نامشخص: مسائل معنا در فرهنگ معاصر (1994)، از شيوه‌اي که رويدادهاي مربوط به محاکمه مامور پليس لس‌آنجلس - که به کتک زدن "رادني کينگ" متهم بود- به مجراي پيامبرگونه، محلي شده، و نمايشي‌‌اي که رسانه‌هاي اصلي آمريکا براي آن ساخته بودند، هدايت شد"، اظهار تأسف مي‌کند (1994: 19).

وي با توجه به نوار ويديويي که پليس را نشان مي‌دهد مي‌گويد نمايش اين فيلم باعث شد همه خشم‌ها متوجه توحش مأموران پليس تحت محاکمه باشد، و انتقاد از خود نيروي پليس لس‌آنجلس فراموش شود. در اينجا چارچوب تفسيري، در خدمت مهار واکنش افراطي در‌آمد.

هر يک از اين نگرش‌ها اهميت شکل‌هاي موجود در تعريف پويش‌ها مربوط به برداشت و کارکرد اجتماعي را برجسته مي‌کند. آن‌ها در اين چارچوب ميزان تنوع را در مباحث با اين موضوع که آن نيروها چگونه و به چه منظوري عمل مي‌کنند، نشان مي‌دهند.

* Mike Hammond

  • References:

Dayan, D. and Katz, E. (1992) Media Events: The Live Broadcasting of History, Cambridge, MA: Harvard University Press.
Kuhn, A. (ed.) (1998) ‘Flowers and Years: The Death of Diana, Princes of Wales', Screen, vol. 39, no. 1, pp. 67-85.
Nichols, B. (1994) Blurred Boundaries: Questions of Meaning in Contemporary Culture, Bloomington: Indiana University Press.

کد خبر 314409

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 4 =