معرفی کتاب> فرهاد بهمنشیر: برای خواندن کتاب‌های خوب، هیچ‌وقت دیر نیست. برای آشناشدن با یک غول بزرگ مهربان به بهانه احتیاج نداری. برای هم‌قدم‌شدن با سوفی در سرزمین غول‌ها و پی بردن به راز نُه غول ترسناک و خطرناک و حتی جالب‌انگیزناک هم همین‌طور.

غول بزرگ داستان‌نویس

۹ غول که اسم‌هایشان هم مثل خودشان عجیب و غریبند. مثل: «گوشت قلنبه‌خور، استخوان قرچ‌قروچ‌خور، خرخره‌لُمبان و...» نترسید. این غول‌ها کاری به کار شما ندارند. آن‌ها فقط بچه‌ها را دولپی می‌خورند و یک آبی هم می‌‌خورند رویش.

این غول‌ها بین‌المللی هم هستند. به کشورهای مختلف می‌روند و طعم بچه‌ها را از اسم کشورهایشان می‌شناسند. مثلاً آن‌ها معتقدند بچه‌های ژاپنی مزه‌ی تخمه‌ژاپنی می‌دهند، بچه‌های فیلیپین مزه‌ی گوشت فیل می‌دهند و بچه‌های سنگاپور خوشمزه نیستند، چون مزه‌ی سنگ می‌دهند! البته جای شکرش باقی است که غول‌ها درباره‌ی بچه‌های ایران نظری ندارند.

اما مهم‌ترین غول دنیا این‌جاست. در کتابی که اسمش هست: «غول بزرگ مهربان»

از اسمش می‌توان فهمید او چه‌جور غولی است. غولی که خیلی بزرگ نیست، اما در سینه‌اش قلبی از طلا دارد. یک مشکل دیگر هم دارد، اشتباه و قاطی‌پاتی حرف می‌زند. حرف‌زدنی که همه‌اش باعث خنده‌ی من و شما و سوفی می‌شود. مثلاً به «خالی‌بند» می‌گوید: «چاخان‌بند».

هرچه بیش‌تر کتاب را می‌خوانی و جلوتر می‌روی، از غول بزرگ مهربان بیش‌تر خوشت می‌آید. می‌فهمی که او مثل بقیه گوشت‌خوار نیست. یعنی بچه‌خوار نیست. حاضر است خیار دماغی بدمزه و بوگندو بخورد، ولی لب به گوشت بچه‌های مردم نزند. می‌فهمی که طرز فکرش انتقادی و حتی گاهی فلسفی است. می‌فهمی که این غول نه‌تنها بچه‌ها را آزار نمی‌دهد، بلکه کارش این است که خواب‌های شیرین به آن‌ها بدهد. بله، کارش این است که به سرزمین خواب‌ها می‌رود و خواب‌ها را توی شیشه می‌کند، بعد شب‌ها یواشکی به سراغ بچه‌ها می‌رود و خواب‌ها را در شیپوری می‌ریزد و محکم فوت می‌کند. بعد آن خواب مثل حبابی سبک و زیبا وارد سر بچه‌ها می‌شود و آن‌ها خواب می‌بینند. حالا فهمیدید چرا این غول مهربان و دوست‌داشتنی است؟ اگر آدم‌ها برای خوب خوابیدن بچه‌هایشان قصه می‌گویند، این غول بزرگ مهربان به آن‌ها خواب و رؤیاهای شیرین هدیه می‌دهد.

غول قصه‌ی ما احساساتی هم هست. وقتی از زبان سوفی می‌شنود که پدر و مادرش مرده‌اند و در یتیم‌خانه زندگی می‌کند، اشک می‌ریزد به چه بزرگی! انگار سطلی را خالی کرده باشی روی زمین. غول بزرگ مهربان با این‌که ترجمه شده، ولی آن‌قدر جذاب و روان است که احساس می‌کنی داری داستانی ایرانی می‌خوانی و این زبردستی مترجم را نشان می‌دهد.

رولد دال نویسنده‌ی کتاب است. او تصویری متفاوت از زندگی غول‌ها به ما می‌دهد. ترس و زشتی و زیبایی. ترس و زشتی از آن نُه غول بی‌رحم و آدم‌خوار است. زیبایی از آنِ روح غول بزرگ مهربان. او آن‌قدر صداقت و نجابت دارد که دوست داری همیشه در جیبش باشی و از سوراخ آن جیب بزرگ دنیا را نگاه کنی. مانند سوفی توی گوش‌های بزرگش بنشینی و ببینی وقتی قدم‌های بزرگ برمی‌دارد، دنیا چگونه از مقابل چشمانت می‌گذرد. غولی که قول غولی‌اش را به‌خاطر بچه‌های کوچک و بی‌گناه می‌شکند. غول قصه‌ی ما با همه‌ی بی‌سوادی‌اش دوست دارد داستان بنویسد و این کار را هم می‌کند. داستانی می‌نویسد و نامش را می‌گذارد: غول بزرگ مهربان

------------------

غول بزرگ مهربان

نویسنده: رولد دال

مترجم: محبوبه نجف‌خانی

تصویرگر: کوئنتین بلیک

ناشر: انتشارات افق (۶۶۴۱۳۳۷۶)

قیمت: ۷۵۰۰ تومان

 

همشهری، هفته‌نامه‌ی دوچرخه‌ی شماره‌ی ۷۳۲

کد خبر 248986

برچسب‌ها