یکشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۸۵ - ۱۵:۳۴

همشهری آنلاین-دکترعلی صباغیان: "استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی"،محوری ترین شعار انقلاب اسلامی ایران است که مدت ها قبل از پیروزی انقلاب بیانگر خواست انقلابیون بوده است.

اکنون نیز پس از گذشت 28 سال از پیروزی انقلاب همچنان تعیین کننده خط و مشی نظام جمهوری اسلامی به عنوان نظام سیاسی برآمده از این انقلاب است.

ترتیب عبارات این شعار و مقدم دانستن استقلال بر آزادی هم از جهت عواملی که موجب انقلاب شده و هم از جهت مسیری که انقلابیون پس از پیروزی دنبال می کنند معنا و مفهوم خاصی دارد که در عرصه نظام بین المللی به خوبی آشکار می شود.
 
نظام بین‌الملل متشکل از اجزاء و عناصری است که قدیمی ترین آنها دولت - کشور است. شخصیت دولت از نظر حقوق بین الملل هم یک شخصیت اصلی است. به موجب کنوانسیون مونته ویدو مصوب سال 1993، دولت به عنوان یک شخصیت حقوق بین‌الملل باید دارای شرایطی همچون جمعیت دائمی، سرزمین معین، حکومت و حاکمیت باشد.

حاکمیت به مفهوم قدرت برتر دولت - کشور اگر چه یک مفهوم انتزاعی است اما وجود آن از دولت- کشور تفکیک ناپذیر است به گونه ای که اگر از دولت - کشور سلب شود دیگری دولت - کشوری وجود نخواهد داشت.
 
حاکمیت به عنوان مهمترین عنصر تشکیل دهنده دولت - کشور دارای دو نمود خارجی و داخلی است. حاکمیت خارجی یک کشور که از آن به استقلال آن کشور تعبیر می‌شود در روابط بین دولت ها نمود می یابد.
 
این بعد از حاکمیت خارجی دولت - کشور مستلزم نفی هر گونه تبعیت یا وابستگی آن کشور در برابر دولت های خارجی است. دولت - کشور دارای حاکمیت خارجی در روابط متقابل خود در سطح بین الملل با دولت - کشورهای دیگر کاملا برابر است و به عنوان یک شخصیت حقوقی مستقل و برابر با دولت های دیگر رفتار می کند.

پیش نویس "اعلامیه حقوق و تکالیف دولت ها" که در سال 1949 توسط کمیسیون حقوق بین الملل تهیه شده هم استقلال را به  عنوان اهلیت یک دولت برای تامین رفاه شهروندان و توسعه خود به دور از سلطه دیگر دولت ها، تعریف کرده است.
اگر چه حاکمیت خارجی دولت که نمود آن در استقلال کشور در برابر کشورهای دیگر است و حاکمیت داخلی که بیانگر آزادی عمل دولت ها در قلمرو داخلی شان است ممکن است دو امر جدا به نظر رسد، اما در تحلیل نهایی این دو روی یک سکه به شمار می آیند.

دلیل آن هم این است که دولت - کشور بدون استقلال و حاکمیت خارجی نمی‌تواند از آزادی عمل و حاکمیت در داخل قلمرو خود برخوردار باشد و بالعکس دولت - کشوری که فاقد آزادی عمل در داخل قلمرو خود باشد نخواهد توانست در برابر سایر دولت- کشورها استقلال خود را نشان دهد.
 
با این مقدمه و روشن شدن نقش و جایگاه عنصر استقلال به عنوان بعد خارجی حاکمیت دولت_ کشور نقش شعار "استقلال، آزادی،  جمهوری اسلامی" به عنوان شعار محوری انقلاب اسلامی آشکار می شود.

اتخاذ عنصر استقلال به عنوان اولین جزء این شعار به خوبی بر جایگاه و نقش حاکمیت دولت - کشور صحه می گذارد. بعلاوه از جهت دیگر نشان می دهد که در نظام حکومتی پیش از انقلاب که انقلابیون خواستار سرنگونی آن بودند از استقلال کشور در مقابل سایر کشورهای جهان که تحقق بعد خارجی حاکمیت دولت- کشور ایران است خبری نبوده است.  
 
چرا مردم ایران در انقلاب اسلامی خود به عنوان یک حرکت اعتراضی علیه نظام حکومتی موجود چنین نقش و اهمیتی به عنصر استقلال داده‌اند؟ با نگاهی به تاریخ به ویژه تاریخ معاصر ایران به خوبی روشن می شود که موقعیت استراتژیک ایران و قرار گرفتن این سرزمین در محل اتصال شرق و غرب همیشه مورد ایران را طمع قدرت های خارجی قرار داده است.

قدرتهای استعماری و امپریالیستی وقتی نتوانسته اند در طول تاریخ در مسیر تجاوزطلبی و کشورگشایی های خود، ایران را از طریق فتح نظامی ببلعند شیوه های دیگری برای نیل به اهداف شوم خود دنبال کرده که به حکومت رساندن حاکمان دست نشانده و از بین بردن استقلال ایران از مهمترین آنهاست.

این امر در دوران پادشاهان بی لیاقت قاجار چنان رایج شد که روسیه و انگلیس کشور را بین خود تقسیم کردند به طوری که شاه ضعیف قاجار که در مقابل این قدرت های خارجی چاره ای جز تسلیم و رضا نداشت تنها اعتراض خود را چنین بیان می کرد که "می خواهم به شمال مملکت بروم سفیر روس اعتراض می کند، می خواهم به جنوب مملکت سفر کنم سفیر انگلیس اعتراض می کند".

در دوران قاجار استقلال ایران با قراردادهای 1907، 1915 روسیه و انگلیس و نیز قرارداد ننگین 1919 به شدت خدشه دار شد و قدرت های خارجی که تا آن زمان سعی در دست نشانده کردن حاکمان داشتند اقدام به روی کار آوردن سلسله پهلوی به عنوان یک سلسله دست نشانده جایگزین سلسله قبلی کردند. دخالت قدرتهای خارجی در امور ایران در دوران حکومت پهلوی به شدت افزایش یافت تا جایی که کاپیتولاسیون را که ملت یکبار از سر گذرانده بودند بار دیگر از سوی آمریکا بر این مردم حاکم کرد.
 
نبود استقلال و نفی بعد خارجی حاکمیت کشور در دوران پهلوی در مقابل سایر کشورها باعث شد تا این رژیم برای ادامه بقای خود به اعمال محدودیت ها و حذف آزادی های مشروع مردم روی آورد. از این جاست که اهمیت مقدم داشتن واژه "استقلال" بر واژه "آزادی" در شعار محوری جمهوری اسلامی به خوبی آشکار می شود.

مردم انقلابی ایران که نفی آزادی به عنوان مهمترین گوهر انسانی را در نتیجه عمل حاکمان دست نشانده می دیدند برای تحقق آن ابتدا به دنبال استقلال بودند. دلیل این امر هم آن است که با تحقق استقلال و حاکمیت کشور دست قدرت های خارجی از کشور کوتاه می گردد و زمینه ایجاد آزادی فراهم می شود.

تحقق استقلال و کوتاه کردن دست قدرت های خارجی از دخالت در امور داخلی ایران از مهمترین پیامدهای انقلاب برای کشور ایران است.و حتی منتقدین انقلاب اسلامی نیز نمی توانند این جنبه بسیار مهم آن را نادیده بگیرند.

به دلیل درک درستی که ملت ایران از نقش و جایگاه استقلال در اداره صحیح جامعه داشت شعار "استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی" را از پیش از انقلاب به عنوان یک شعار محوری برگزیده و پس از پیروزی انقلاب با پایبندی به آن برای دفاع از کشور در مصاف نابرابر با متجاوزین خارجی به مقابله برخاسته و اکنون نیز همچنان با شور و حرارت روزهای پیش از انقلاب بدان پایبند است.

دلیل این امر هم آن است که ملت ایران تحقق آزادی به عنوان جزء دوم آن شعار و نیز تشکیل "جمهوری اسلامی" به عنوان نظام سیاسی برای حاکمیت بر سرنوشت خویش را که نتیجه نهایی انقلاب محسوب می شود در گرو آن می داند.

کد خبر 14914

برچسب‌ها