شنبه 31 شهریور 1397 | به روز شده: 21 دقیقه قبل

HAMSHAHRIONLINE

The online version of the Iranian daily Hamshahri
ISSN 1735-6393
شنبه 6 آبان 1396 - 08:30:00 | کد مطلب: 384093 چاپ

«پاییز شبیه نوجوانی است» و دو یاد‌داشت دیگر

کودک و نوجوان > آثار نوجوانان - پاییز پر از قشنگی است و به اندازه‌ی تمام برگ‌های زرد روی زمین افتاده‌اش اتفاق خوب به همراه دارد.

پاييز يک‌جورهايي شبيه دوران نوجواني است، مثل نوجوان‌ها گاهي باراني، گاهي آفتابي، گاهي بادي و گاهي يک چيزي بين همه‌ي فصل هاست.

گاهي اداي بزرگ‌ترش، زمستان، را درمي‌آورد و لباس گشاد برف تنش مي‌کند. گاه مثل تابستان کوچک مي‌شود و پايش را توي يک کفش مي‌کند و مي‌گويد عينک آفتابي مي‌خواهد!

پاييز مثل نوجوان‌ها پر از سوژه است. به‌‌خاطر همين هم خيلي دوست‌داشتتني است.

 

نسرين خرم‌آبادي

16ساله از آران و بيدگل

 

دوچرخه شماره ۸۹۵

عكس: سارا نجفي، 15ساله از سروستان

 

  • خاطره‌ها و تجربه‌هاي جديد

هنوز نمي‌دانم هنگام شروع مدرسه بايد خوشحال باشم يا ناراحت؟ آخر مدرسه خوشحالي‌هايي با خودش مي‌آورد كه به ناراحتي‌هايش مي‌ارزد.

به‌هرحال بعد از سه‌ماه دوري از درس و استرس لازم بود تعادل زندگي برقرار بشود.

درست است که صبح زود بيدارشدن خيلي سخت است، ولي مدرسه باعث مي‌شود هرروز زندگي هيجاني داشته باشد و بيدارشدن را آسان‌تر کند.

امسال که سال آخر مدرسه را مي‌گذرانم، به اين فکر مي‌کنم که خاطره‌ها و تجربه‌هاي جديد قرار است چه شکلي باشند؟!

 

نسترن اعجازي

17ساله از تهران

 

  • رخت بست و رفت...

باز هم سالي مثال سال‌هاي قبل. باز هم يک سال پر از دغدغه‌هاي جورواجور. باز هم زنگ مدرسه.

بياييد يواشکي اعترافي کنيم: دلمان براي مدرسه تنگ شده بود. از بي‌کاري نسبي خسته شده بوديم. تابستان را گذرانديم، بدون اين‌که بتوانيم طبق برنامه‌ريزي‌هايمان بترکانيم! دلمان براي راه مدرسه لک زده بود. شيطنت و اذيت‌کردن را هم که نگو.

مطمئنم هيچ دانش‌آموزي نيست که دلش براي يکي از اين‌ها تنگ نشده باشد. خودمانيم ‌ها، ما در مدرسه بيش‌تر تنقلات مي‌خوريم تا تابستان. حتي در دوران مدرسه بيش‌تر گذرم به سينما مي‌افتد تا تابستان.

در تابستان بيش‌تر خودنويسم دستم بود و برگه‌هاي نوشته شده و سفيد و کتاب‌هاي کوچک و بزرگ دورم پخش بود. هرچه‌قدر توانستم موضوع براي خودم ساختم و درباره‌شان صفحه‌ها نوشتم. درس هم خواندم! بله! در تابستان درس خواندم!

از اين‌ها که بگذريم تابستان گرمي بود. خب قاتل گرما کيست؟ بله ديگر، تا توانستم بستني و يخ در بهشت خوردم و جايتان را هم خالي کردم!

در اين اواخر هم شروع به يادگيري زبان اسپانيايي کردم. با همان برنامه‌اي که خود هفته‌نامه‌ي دوچرخه معرفي کرده بود؛ دولينگو. آن‌قدر لذت‌بخش است وقتي از سر ذوق کلمه‌اي را به اسپانيايي مي‌گويم و ديگران معني‌اش را مي‌پرسند!

با اين چيزهايي که گفتم مگر مي‌شود گفت که تابستان بدي بود؟ اما من از آن دسته آدم‌هايي هستم که جنب و جوش و استرس را به آرامش تمام و کمال ترجيح مي‌دهند. پس طبيعي است که از رخت بربستن تابستان خوشحال باشم.

فاطمه نريمان

14ساله از کرج

 

دوچرخه شماره ۸۹۵

عكس: فاطمه خدابنده، 16ساله از ابهر