همشهری آنلاین: پرویز پرستویی گفت: «غم مردم باعث شده حال خوبی نداشته باشم.» این بازیگر در بخش دیگری از سخنانش مطرح کرد:«ما خیلی سینمای خوبی داشتیم اما الان خیلی سینمای ایران حقیر شده است.»

سینما

به گزارش ایسنا، پرويز پرستويي که در برنامه‌ی اینترنتی 35 حاضر بود در پاسخ به سوال فریدون جیرانی که آیا هنوز هم دلگیر و غمگین هستی؟ گفت:دلگیری من هیچ‌وقت دلگیری شخصی نبوده است، چون توقع و طلبی از کسی ندارم و جنگ و دعوا هم ندارم. دلگیری من همیشه عمومی و شامل خانواده سینما و نسبت به تشکیلات خانه سینما و اتفاقاتی که در سینما رخ می‌دهد، بوده است. تعطیلی خانه سینما و اتفاقات پیرامون آن همه ما را ناراحت کرد. واقعیت این است که من هیچ‌وقت در 47 سالی که در عرصه بازیگری مشغول بودم، به خاطر اسم و شهرت حضور نداشتم.

من زمانی می‌توانم بازی کنم که حالم خوب باشد و زمانی می‌توانم بازیگری را درست انجام دهم که حال مملکتم خوب باشد و زمانی می‌توانم از همه چیز فارغ باشم و خودم را به راحتی در اختیار دوربین و کارگردانان قرار دهم که حالم خوب باشد. به تازگی جریاناتی در مملکت ما اتفاق افتاده است و من نمی‌توانم نسبت به این جریانات بی‌تفاوت باشم و مجموعه این اتفاقات است که حالم را بد می‌کند. البته اگر بخواهم به جزئیات بپردازم شاید بگویم از وضعیت فعلی سینما مکدر هستم و از شرایط دلگیرم، باز هم مساله شخصی نیست چون ما همچون یک خانواده هستیم که باید هوای یکدیگر را داشته باشیم و دلمان برای هم بتپد و کار کردن ما، جدای از حال خوب ما و مردم نیست.

متاسفانه توقع ما از جامعه فرهنگی و سینمایی چیز دیگری است یعنی باید بدانیم از کجا آمده‌ایم؛ از زمانی که من وارد این کار شدم، همیشه یاد گرفتیم در گروه باشیم و ناگهان 15 سال در گروه بودیم و با کسی کار نمی‌کردیم و در این مدت همه مثل خانواده برای هم بودند اما الان چنین اتفاقاتی نمی‌افتد.

من اصلا دوست ندارم اتفاقاتی که الان رخ می‌دهد را شاهد باشم؛ دوست ندارم قول و وعده‌هایی که دولتمردان می‌دهند، اتفاق نیفتد. من 30 سال در دادگستری کارمند بودم و نهایتاً پاداش 30 سال خدمتم، 14 میلیون تومان حق بازنشستگی بود! خودم را جای آن شخصی می‌گذارم که چندین ماه در حال ضجه زدن است که تمام دارایی‌اش در صندوق سپرده فلان و بهمان از دست رفته است و اتفاقی نمی‌افتد و در نهایت چنین فجایعی رخ می‌دهد.

من نه وطن‌فروشم، نه اعتقاداتم را می‌فروشم اما وقتی چنین اتفاقاتی را می‌بینم رنج می‌برم؛ کارم در طول روز تماشای اخبار است و وقتی می‌بینم هزار انگ به این مردم می‌چسبانند، ناراحت می‌شوم.

واقعا باید صادقانه نگاه کنیم که در این چند ماه اخیر واقعا مردم ما فتنه‌گر بودند!؟ این مردم اغتشاشگر بودند؟! حال اگر لابه‌لای این مردم اتفاقاتی می‌افتد که من نمی‌خواهم وارد جریانات سیاسی شوم، به مردم انگ می‌زنید؟! همه مردم و مسئولان و حتی آقای روحانی می‌دانند که در این مملکت به لحاظ اقتصادی و تورم و گرانی زندگی سخت شده است. حال وقتی جریانات اخیر رخ می‌دهد، توقع من این است که طور دیگری مردم را به آرامش دعوت کنند.

دولت یازدهم وقتی سرکار آمد به خاطر ارتباطی که اهالی سینما با وزارتخانه‌های مختلف برقرار کردند، در هر مهمانی یا مراسمی دعوت می‌شدیم. یک بار برای مراسم تقدیر از کارآفرینان برتر دعوت به حضور شدم که آقایان جهانگیری و ربیعی هم حضور داشتند و قرار شد سخنرانی هم داشته باشم. در سخنرانی‌ام با لحنی ساده به این موضوع اشاره کردم که «از وقتی این دولت سرکار آمده، من کار خودم را کنار گذاشتم و مدام به مراسم‌های مختلف وزارتخانه‌ها دعوت می‌شوم. یک اتفاقی افتاده و آن اینکه دولت یازدهم با شعار تدبیر و امید آمد و ما بی‌خود و بی‌جهت حالمان خوب است.»

این جمله من خنده جمعیت در سالن را به همراه داشت. گفتم بی‌خود و بی‌جهت به این علت است که مردم در هر جایگاه طبقاتی پای صندوق رای آمدند و رای دادند در حالی که وقتی این شعار تبلیغاتی معین شد، نه تحریمی و نه تورمی برداشته شده بود. گفتم چرا حال مردم خوب است؟ چون هر جا شما مسئولان به آنها توجه کردید و به آنها احترام گذاشتید و جواب خواسته‌هایشان را دادید، با جان و دل وارد میدان می‌شوند. خیلی‌ها فکر می‌کردند به دولت یازدهم زیاد رای ندهند اما این طور نشد.

همه می‌دانیم دولت جدید برخی رفع و رجوع‌های دولت قبلی را دارد و زمان می‌برد که کار خود را انجام دهد. من الان نمی‌خواهم به آقای روحانی خرده بگیرم که شما به هیچ کدام از وعده‌هایتان عمل نکردید، اما واقعیت این است که مردم توقع دارند. نباید فضای رای دادن برای دولت یازدهم و دوازدهم را یادمان برود. حال وقتی اتفاقات این روزها را می‌بینم، دلم به درد می‌آید. من کاری به اتفاقات دلخراش که شاید توسط مردم صورت نگرفته باشد، ندارم اما ببینید کار به کجا رسیده که چنین اتفاقاتی پیش آمده است.

این مردم حامیان خیلی خوبی هستند و چیزی جز برآورده شدن خواسته‌هایشان نمی‌خواهند. مقام رهبری نیز در ادوار مختلف بیان کرده‌اند که پشت ما به این مردم گرم است. من شعار نمی‌دهم اما مردم ما پرچم و مملکت شان را دوست دارند و دولت‌ها را تنها نمی‌گذارند.

الان در شرایط اینچنینی، فیلم «خانه کاغذی» که من رنج‌های تینا پاکروان را برای تولید این اثر دیدم بدون اینکه گروه متوجه شوند، قربانی شد و متاسفم که نتوانستم همراه دوستانم در اکران‌های فیلم باشم؛ زلزله از یک طرف و بدی هوا از طرف دیگر و این جریانات اخیر هم دست به دست هم دادند تا شرایطی پیش آید که سرمایه‌ای که با رنج جمع شده بود، تکلیفش مشخص نیست. اینها همه سبب حال بد من هستند.مگر من سالی چند کار انجام می‌دهم؟ شاید در طول سال‌ها سالی یک بار کار کرده باشم که برای آن کار هم زحمت می‌کشم و برایم اهمیت دارد. بنابراین وقتی شرایط برای من مهیا نیست، ترجیح می‌دهم حالم بد بشود.

شرایط به گونه‌ای است که واقعا آدم را به فکر وامی‌دارد. شرایط خاصی است چون به هر حال همه ما ایران را دوست داریم. آقای پرستویی وضعیت فعلی سینما که سبب مکدر شدنت شده، چطور ارزیابی می‌کنی؟ چه بخشی از این شرایط به خودمان و چه بخشی به شرایط موجود بر می‌گردد؟

ما همیشه یاد گرفتیم خودمان را سانسور و از طرح کردن یک سری سخنان امتناع کنیم. من همیشه این را می‌گویم که بی‌خودی توپ را به زمین دولت نیاندازید البته دولت شرح وظایفی دارد و علی‌رغم تمام مشکلات و فراز و فرودهای شش سال اخیر، ما می‌پذیریم که آقای روحانی از زمانی که آمدند در حال تلاش هستند تا خلأهای دولت‌های قبلی را بپوشانند و شرایط را هموارتر کنند، اما من الان از شما می‌پرسم که آیا آقای روحانی اهالی سینما و خانه سینما را می‌شناسد؟

به هر حال یکسری افراد را می‌شناسند. شرایط به گونه‌ای بوده که مسائلی چون برجام و تحریم وقت دولت را خیلی گرفته است.

بله من هم حق می‌دهم اما واقعیت این است که یک‌سری توقعات وجود دارد برای اینکه توجه ویژه‌ای به سینما و تئاتر و جامعه هنری شود. وقتی می‌گوییم ما مقصریم تکلیفم را با خودم روشن کردم اما برخی که در این حوزه مشغولند به خاطر نیازشان مجبور شدند در فیلمسازی‌هایی که اتفاق می‌افتد حضور داشته باشند که من به آنها خرده نمی‌گیرم چون ممکن است روزی گردن من را هم بگیرد.

ای کاش فضایی راه می‌افتاد که مثل قدیم‌ترها انتقاد از خود را شروع می‌کردیم؛ در گروه‌های تئاتری روز پنجشنبه را به این کار اختصاص می‌دادیم و از خودمان انتقاد می‌کردیم تا مشکلات‌مان حل شود، اما الان تماشاگر را به سمت و سویی سوق می‌دهیم که انگار قرار نیست شاهد فیلم‌های جدی باشد. شاید فیلمسازان بزرگ هم روزی به فکر ساخت چنین آثاری بیفتند و تماشاگر هم این قضیه را پذیرفته است.

یک روز یک بازیگر این اصلاح «ما رکورد را در سینما زدیم» را به کار برد که من تا آن زمان فقط در وزنه‌برداری و کوهنوردی و ورزش‌های نظیر اینها شنیده بودم! بدون رودربایستی باید به خودمان بگوییم دو روز آخر هفته را به قول مهران مدیری برویم و جوج بزنیم با نوشابه. این جمله خیلی عمق دارد. این دو روز آخر هفته را باید با شما آقای جیرانی و چند دوست دیگر بدون اینکه حرف سیاسی و کاری بزنیم به شمال برویم و دغدغه هیچ مسائلی را نداشته باشیم و در مواقعی امر به ما مشتبه نشود که رکورد سینما را زدیم. البته من پاسخ دوستان را از بر هستم و می‌خواهند بگویند آقای پرستویی شما فیلم‌هایتان نمی‌فروشد، اما باید بگویم که من 47 سال از عمرم را در این راه گذاشتم اما به جایی رسیدیم که تماشاگر از همه چیز خسته است و دست خانواده را می‌گیرد و به سینما می‌رود برای اینکه به مسائل فکر نکند. پس بخشی از این رکوردها برای افرادی است که می‌خواهند به مساله‌ای فکر نکنند.

به گزارش ایسنا، جشن پایان ۳۵ سال فعالیت حرفه‌ای فریدون جیرانی، شب گذشته ۱۶ دی ماه در حاشیه برنامه زنده اینترنتی «سی و پنج» که به گفت‌وگو با پرویز پرستویی اختصاص داشت، بصورت غیرمنتظره برای این کارگردان با حضور بیژن امکانیان، مصطفی زمانی و امید روحانی برگزار شد.

در این مراسم با حضور هنرمندان از فریدون جیرانی به پاس 35 سال فعالیت حرفه‌ای در سینمای ایران قدردانی شد.

کد خبر 394805

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 10 =