خانه فیروزه‌ای > یاسمن رضائیان: انگار که هم‌زمان دو در پیش رویمان باز می‌شود، انگار دو راه پیش رویمان وجود داشته باشد، بدون این‌که سر دو راهی مانده باشیم، انگار دو خورشید، دو ماه، دو منبع برای نور داریم.

دوچرخه شماره ۸۸۱

انگار دو آسمان داریم و از هردو، صدای دعوت می‌آید. باید هردو را برگزید، نمی‌شود از کنار یکی گذشت. از این فرصت‌ها، کم در زندگی پیش می‌آید.

* * *

حال و هوای این شب‌هایمان از دو زاویه روایت می‌شود، یکی ماجرای باشکوه تو و دیگری نزول اعجاب‌آور معجزه. چه راز بزرگی میان تو و قرآن هست! چه ‌پيوند محكمي ميان تو و قرآن برقرار است! این هماهنگی غم و شکوه، رويداد بی‌نظیري است که هرکسی را به فکر‌کردن وادار می‌کند.

برای فکر‌کردن، به خلوت و شايد هم سکوت نياز داريم. گاهي در ميان جمع با خدا خلوت مي‌كنيم و گاه در تنهايي و سكوت. گاه لازم است پنجره را ببندیم تا صداهای بيرون وارد خانه نشود. باید تلویزیون را خاموش کنیم و شاید از دیگران بخواهیم آرام‌تر صحبت کنند. حالا زمان خوبی برای فکر‌کردن است.

* * *

این‌روزها و شب‌ها هرسال تکرار مي‌شوند و جالب است هربار نقطه‌‌های روشن تازه‌ای کشف می‌شوند. سال‌ها می‌گردند و واقعه تکرار می‌شود و ما به ابعاد تازه‌تری از زندگی تو و از معجزه و نیایش دست پیدا می‌کنیم.

* * *

شب‌های قدر هزار‌و‌یک درس برای ما دارند. يکی از این درس‌ها فکر کردن است. همه می‌دانیم در این شب‌ها باید کمی از هیاهوی دنیا فاصله بگیریم و به چیزهایی فکر کنیم که ارزشمندند. برای فکر‌کردن به باارزش‌ها نیاز به آرامش داریم. لازم است چشم‌ بر هیاهوی دنیای بیرون ببنديم تا حواسمان را پرت نکند. لازم است از خودمان و از چيزهاي مورد علاقه‌مان بگذريم. لازم است ديگران را بر خود مقدم بداريم. لازم است صداي ديگران بشويم و خواسته‌هاي آن‌ها را در دعاهاي سحر و هنگام خلوت با خدا بازگو كنيم.

* * *

آرامش از خانه‌ی تو به کوچه رسیده است. از کوچه به شهر و از شهر به جهان. دل‌هاي روشن ردِ آرامش تو را در جهان گرفتند و آرامش تو نسل به نسل به وجود ما تابيد و در دل‌هايمان جريان يافت. و این چنین است که در روزهای پایانی ماه رمضان ياد تو جهان ما را پُر مي‌كند، حتي اگر چيزي نگوييم و سکوت ‌کرده باشیم.

این سکوت نمي‌گوید حرفی نداریم. نمی‌گوید حالمان خوب است. تو در همه حال الگوی ما بوده‌اي و این سکوت یعنی داريم فكر مي‌كنيم. به آن‌چه مي‌خواهي یادمان بدهی، فکر می‌کنیم. امشب به احترام این دانایی و آگاهی و برای آرامش خاطر خستگی‌های تو و زخم‌های قلبت هم بغض مي‌كنيم و اشك مي‌ريزيم، هم با خدايي كه دوستش داري نجوا مي‌كنيم و هم به تو و به سخنان تو فكر مي‌کنیم.

* * *

شب‌های قدر هزارو‌یک چراغ پيشِ روی ما روشن می‌کنند؛ چراغ‌هاي هدایت. تا در پرتو روشنايي چراغ‌ها به سرنوشت خود بينديشيم وآگاهانه و با چشم باز با آفريننده‌ي اين شب‌ها به راز و نياز بپردازيم. هیچ شبی به اندازه‌ی شب‌هاي قدر روشن نیست. كافی است آن‌سوی پرده را ببینی، کافی است بدانی اشک‌ها و دلتنگي‌های این شب‌ها، سنگین نیستند؛ بلكه راهگشايند.

* * *

اشک‌های فرزندان تو از خانه به کوچه رسید. با اشک کودکان یتیم همراه شد و شهر را در برگرفت. انگار فرشته‌ها در گوش جهان مرثیه‌ می‌خواندند، رد نمناك اشك‌ها گويي به همه‌ي جهان رسیده است.

ما برای تو و مهربانی‌هایت، برای تو و ظلم‌هایی که در حقت شد، برای خوبی محض تو گریه می‌کنیم... وگرنه تو به او نزديك‌تر شده‌اي و چه بهتر از اين؟ تو در تمام زندگی‌ات رو به سوی او رفته‌ای و حالا به مقصدت رسیده‌اي.

حس غربت ممتد ما با تمام غم‌های دنیا فرق دارد. مهر این غم را هم او در دل‌هایمان گذاشته است.

* * *

شب‌های قدر شب‌های معجزه‌اند؛ شب‌هاي قرآن؛ و ما مي‌خواهيم در این شب‌ها از روشني قرآن مدد بگيريم تا قلب‌هايمان روشن شوند. دعا مي‌كنيم ‌که پای عهد بمانیم، از او مي‌خواهيم كمك كند كه هدایت شویم و راه را روشن ببینیم...

کد خبر 373669

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 0 =