سعید مستغاثی: سینمای ایران چقدر به تاریخ معاصر می پردازد؟ متأسفانه تقریباً هیچ. در معدود مواردی هم که به سراغ رویدادهای تاریخی رفته شده، ناشی گری فیلمساز سوژه را هدر داده است.

چنانکه بعد از گذشت 28سال از پیروزی انقلاب، هنوز فیلمی که تا اندازه ای درخور این رخداد عظیم و تأثیرگذار در تاریخ معاصر باشد، ساخته نشده است. همان طور که درباره مشروطه هم جز ستارخان حاتمی، هیچ فیلمی مقابل دوربین نرفته است.این همه در حالی است که مثلاً فرانسوی ها، فیلم ها و مجموعه های زیادی را در باره انقلاب کبیر فرانسه ساخته اند.

رخدادهای عظیم تاریخ معاصر جدای از آنکه بخشی از هویت و تاریخ و فرهنگ یک کشور هستند، گاهی اوقات آن قدر مصالح داستانی در اختیار فیلمساز قرار می دهند که بتوان فیلمی جذاب و به یاد ماندنی براساسش ساخت.در خصوص مشروطه آن قدر دامنه اتفاقات بالا است که می توان چندین و چند فیلم را به آن اختصاص داد؛ فیلم هایی که می توانند مهم ترین ابزار برای شناساندن رخدادهای تاریخ معاصر کشور برای نسل جوان باشند.

شاید نتوان از بخش خصوصی انتظار داشت که در چنین پروژه هایی پیش قدم شود، چون توش و توان این  بخش آن قدر نیست که بتواند از پس هزینه های فیلمی درباره مشروطه برآید، ولی می توان از دولت متوقع بود که بخشی از هزینه هایی که صرف تولید فیلم یا حمایت از سینما می کند را به چنین پروژه هایی اختصاص دهد. با این پیش شرط که چه در مرحله نگارش فیلمنامه و چه در انتخاب کارگردان، دقت نظر کافی صورت بگیرد وگرنه ساختن فیلم شعاری و غیر جذاب و مبتنی بر آوازه گری های رسمی، از سوی فیلمسازی ناکارآمد، جذاب ترین سوژه های تاریخی را هم بدل به هیچ می کند.

ستارخان یکی از بهترین و البته مهجورترین آثار مرحوم علی حاتمی است که هم به نحوی درخشان دیدگاه حاتمی به تاریخ و تأثیر آن در زندگی امروز را به تصویر می کشد و هم به جرأت می توان گفت که سینمایی ترین روایت تاریخی سینمای ایران است. علی حاتمی نخستین فیلمسازی بود که به مهم ترین بزنگاه تاریخ معاصر ایران یعنی انقلاب مشروطیت و زمینه ها و ریشه ها و سرنوشت آن از دیدگاه خودش پرداخت؛ آن هم در شرایط حکومت استبدادی که خود را حکومت مشروطه سلطنتی می خواند.

نگاه حاتمی در ستارخان دیدگاهی فراسیاسی و فراتاریخی است؛ آنچنان که در سلطان صاحبقران ، حاجی واشنگتن و هزاردستان نیز چنین بود؛ آنچنان که دیدگاه یک هنرمند می بایست باشد.

در نگاه تاریخی حاتمی، بر خلاف آنچه تاریخ نویسان می نگارند، قهرمانی وجود ندارد و قهرمانان مرسوم در یک قضاوت منصفانه، بیشتر نگاه به خود دارند تا دیگران و ملت؛ همان طور که ستارخان فیلم حاتمی اساساً به خاطر یک فوج صد نفری به انقلاب می پیوندد و حیدرخان هم آنجا که منافعش اقتضا می نماید، میدان را خالی می کند.
به مناسبت صدمین سالگرد انقلاب مشروطه، به مهم ترین فیلم تاریخ سینمای ایران در این باب می پردازیم.

ستارخان پس از شکست تجاری دو فیلم قلندر و خواستگار در سال 1351، نخستین پرداخت علی حاتمی به ژانر مورد علاقه اش یعنی فیلم تاریخی به شمار می آید؛ روایتی رئال از قسمت برجسته تاریخ معاصر که همواره در محافل سیاسی، محل بحث وجدل های بسیار بوده است و حاتمی خواست که علائق و دغدغه های خودش از تاریخ را با آن دیدگاه های اغلب دگم و تک بعدی به چالش بیندازد.

بازیگران فیلم از میان بازیگران تئاتر که تا آن زمان با حاتمی کار نکرده بودند، بنا به شناخت و آشنایی تهیه کننده فیلم انتخاب شدند؛ علی نصیریان به نقش ستارخان، عزت الله انتظامی در نقش حیدر عمو اغلی، عنایت بخشی به نقش باقرخان و... .

تولید فیلم در اواسط تابستان 51 در تهران شرو ع شد. برای صحنه های نبرد فیلم بین مشروطه خواهان و قوای دولتی، جلوه های ویژه سنگینی پیش بینی شد که برای اولین بار در تاریخ سینمای ایران انجام می گرفت. از همین رو تصمیم گرفته شد که آنتونیو کوریدوری به عنوان یکی از متخصصان برجسته از ایتالیا دعوت شود.

پس از اتمام صحنه های تهران، گروه برای ادامه فیلمبرداری به تبریز عزیمت کرد. ارتش در تهیه و دراختیارقراردادن سیاهی لشگر و حتی تهیه آذوقه کمک شایانی به روند تولید فیلم نمود که نفوذ تهیه کننده در نهادهای کلیدی برای فراهم کردن کمک های فوق، نقش موثری داشت. سایر لوکیشن های فیلم هم در مسجد سپهسالار و کاخ گلستان و حوالی دماوند قرار داشت.


به جهت صحنه های متعدد، حجم زیاد پلان ها(که از دکوپاژ خاص حاتمی می آمد)، جلوه های ویژه گسترده و اقتضای تولید اینگونه فیلم ها در آن روزها، مراحل فیلمبرداری حدود 3ماه به طول انجامید. هادی صابر صحنه های عادی فیلم را مونتاژ کرد و تدوین صحنه های جنگی به مهدی رجاییان سپرده شد.

بالاخره همه مراحل فنی فیلم در اواسط بهمن 1351 به اتمام رسید و فیلم، آماده نمایش شد.
در تاریخ 20بهمن۱۳۵۱ ستارخان در درایوین سینمای ونک با حضور عده ای از نمایندگان مجلس، کمیته ارزشیابی فیلم وزارت فرهنگ و هنر و عوامل تولید، طی یک نمایش خصوصی بر پرده رفت و مورد توجه مدعوین قرار گرفت اما نمایندگان مجلس آن را مخالف مشروطه و مغایر تاریخ آن تلقی کردند.


ستارخان از 13اسفند ماه 1351 در 10سینمای مرکز و شمال تهران به نمایش عمومی درآمد که در روز دوم نمایش، مورد غضب مخالفین، مطبوعات و نمایندگان مجلس قرار گرفت. در جلسه غیرعلنی مجلس شورای ملی مورخ 15اسفند ماه 1351 بیانیه ای از سوی عده ای از وکلای مجلس قرائت و امضا شد که در آن، فیلم را کاملاً مردود و تحریف علنی تاریخ معاصر به شمار آورده بودند. مفاد این بیانیه به سندیکای هنرمندان نیز کشیده شد و این سندیکا که بیشتر در تیول وابستگان سیاسی- هنری رژیم پهلوی بود، علی حاتمی را به خاطر ستارخان  و تحریف تاریخ مورد عتاب و نکوهش قرار داد و حاتمی به خاطر همین برخورد غیرمنصفانه  برای همیشه سندیکای هنرمندان را ترک کرد.

سرانجام بر اثر جنجال های فراوان، کمیته امور سینمایی وزارت فرهنگ وهنر سابق، صبح روز 17اسفندماه طی بخشنامه ای، پروانه نمایش فیلم را لغو و به استحضار تهیه کنندگان رساند و در 19اسفندماه، فیلم به طور کلی توقیف و از اکران پایین کشیده شد.


در آن روزها هیچ کس تشخیص نداد که در شرایط خفقان و اختناقی که با رشد درآمد نفتی تشدید شده بود و دیکتاتوری شاه بیداد می کرد، ساختن چنین فیلمی کاری بود کارستان. پرداختن به تاریخ مشروطیت با پیچیدگی های خاصش بسیار دشوار بود؛ آن هم در یک فیلم سینمایی با محدودیت های زمانی. ستارخان  دارای ظرایفی بود که هیچ کس به آن اشاره نکرد؛ ظرایفی نظیر رابطه حیدر عمواغلی و ستارخان، انگیزه های ستار از پیوستن به جنبش مشروطیت، حضور پرسش برانگیز یپرم خان و سردار اسعد در جمع مشروطه خواهان و عملیات تروریستی حیدرعمواغلی که بیشتر به ضرر جنبش بود تا در تقویت آن.

در این فیلم، حاتمی برای اولین بار به تحلیل ریشه ای و طبقاتی فرماندهان نظامی مشروطه خواهان(که بعداً در تحریف تاریخ از سوی مورخین شاهنشاهی به رهبران انقلاب مشروطه بدل شدند!) می پردازد و آنچه که کمتر برایش اهمیت دارد، سیر وقایع تاریخی است. البته او در این میان به نقاط مهم تاریخی جنبش مشروطیت از جمله خلع سلاح مجاهدان یا شکست مشروطه خواهان در تبریز و پناهنده شدن ستارخان به سفارت عثمانی نظر دارد.

پایان ستارخان یکی از درخشان ترین پایان های تاریخ سینمای ایران است. جمله حیدر عمواغلی که در مقابل اسب بی سوار ستار می گوید: ... سوارش را خودم پیدا می کند... ، حکایت روشن بینانه ای از اول و آخر همه جنبش ها و حرکت های اجتماعی بدون ریشه و ایدئولوژی و صرفاً بر پایه یک سری الفاظ و کلمات به ظاهر زیبا است؛ در حالی که سرنخ برخی سردمداران فاقد صلاحیت این جنبش ها، به دلیل کم بنیه بودن ظرفیت و استعداد سیاسی، در دست بیگانگان و عواملشان قرار می گیرد.

حاتمی به خوبی اسطوره ها و افسانه های شه ساخته را زیر علامت سؤال برده و سرانجام تلخ نهضت مشروطه را در آستانه سلطنت رضاخان به تصویر می کشد. آوای مرغ سحر روی تیتراژ پایانی با صدای بیژن مفید- در حالی که تصاویر واقعی انقلابیون مشروطه آن را همراهی می کند- تأکیدی بر همان پایان تراژیک به نظر می آید: ... مرغ سحر ناله سر کن... داغ مرا تازه تر کن...

ستارخان پس از انقلاب نیز فرصت نمایش عمومی نیافت و تنها یک بار پس از فوت مرحوم علی حاتمی، در یک نمایش خصوصی در حضور عده ای انگشت شمار در سالن کوچک حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی بر پرده رفت.

کد خبر 2103